عکاسی خیابانی (Street Photography) یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال یکی از لذتبخشترین شاخههای عکاسی است. ثبت مردم در محیط روزمرهشان کار آسانی نیست این کار به صبر، تلاش فراوان و گاهی حتا کمی جسارت نیاز دارد تا بتوانید به افراد کاملن غریبه نزدیک شوید و از آنها عکاسی کنید. در این مقاله، نگاهی دقیقتر به این خواهیم داشت که عکاسی خیابانی چیست؟ چه تفاوتی با دیگر شاخههای عکاسی دارد و نکات بسیار مفیدی درباره عکاسی خیابانی را باهم بررسی خواهیم کرد.
احتمالن شما هم در طول مسیر عکاسیتان، از حیاتوحش، سفر، مناظر طبیعی و حتا ورزش عکاسی کردهاید. با این حال اگر در حال خواندن این مقاله هستید قطعن برای شما هم عکاسی خیابانی یکی از چالشبرانگیزترین و رضایتبخشترین شاخههای عکاسی است. چرا؟ شاید یکی از دلایلش این باشد که این سبک از عکاسی مانند عکاسی حیاتوحش به صبر، پشتکار و شانس نیاز دارد.
ضمن اینکه در عکاسی خیابانی شما باید واکنشهای سریعی داشته باشید و خیلی از مواقع هم به غریزه خد اطمینان کرده و یا بصورت شهودی عمل کنید، درست مانند زمانی که از یک رویداد ورزشی عکاسی میکنید. درکنار اینها در خیابان شما باید همانند عکاسی سفر، در روایتگری مهارت داشته باشید. همچنین باید بتوانید با دقت و خلاقیت، کادری جذاب و تأثیرگذار بسازید که مخاطب را به خود جذب کند؛ درست مانند عکاسی منظره. پس انگار عکاسی خیابانی به نوعی به مهارتهای همه شاخههای دیگر عکاسی نیاز دارد. حالا اگر هنوزهم فکر میکنید که ممکن است به این نوع پیچیده از عکاسی علاقهمندید پس ادامه مطلب را بخوانید.
عکاسی خیابانی چیست؟
آیا ما در اینجا واقعن به یک تعریف نیاز داریم؟ پاسخ روشن است، بله، نیاز داریم. بیایید ابتدا تعریفِ «تعریف» را بیان کنیم: طبق چیزی که در وبسایت منبع dictionary.com آمده است، تعریف (Definition) یعنی «عمل تعریف کردن یا مشخص، متمایز و روشن ساختن چیزی». تعریفها به ما امکان میدهند درک مشترکی از یک موضوع داشته باشیم؛ پس منطقی است که برای عنوانی مانند عکاسی خیابانی هم تعریفی وجود داشته باشد، درست است؟ با این وجود به نظر نمیرسد عکاسان منظره، پرتره یا بسیاری از شاخههای دیگر عکاسی به اندازه عکاسان خیابانی درباره تعریف کارشان بحث کنند.
دایرهالمعارف بریتانیکا در مورد تعریف عکاسی خیابانی کار نسبتن خوبی انجام داده است:
«عکاسی خیابانی، شاخهای از عکاسی است که زندگی روزمره را در یک مکان عمومی ثبت میکند. عمومی بودن فضا به عکاس اجازه میدهد تصاویر کاندید از غریبهها بگیرد، اغلب بدون آنکه آنها آگاه باشند. عکاسان خیابانی لزومن هدف اجتماعی مشخصی ندارند، اما ترجیح میدهند لحظاتی را جدا کرده و ثبت کنند که در غیر این صورت ممکن است نادیده گرفته شوند»
ممکن است بگویید تعریف محدودکننده است و شما نمیخواهید محدود شوید! اشکالی ندارد، میتوانید عکاس خیابانی باشید که همزمان
عکاس مستند هم هست، یا
عکاس فاینآرت که از رویکرد عکاسی خیابانی استفاده میکند و غیره. در غیر این صورت چه هستید؟ صرفن یک «عکاس»؟ اشکالی ندارد، میتوانید خود را اینگونه هم معرفی کنید. اما چون شاخههای زیادی در عکاسی وجود دارد، دوباره به همان سؤال میرسیم: «چه نوع عکاسی انجام میدهید؟» متوجه منظورم میشوید؟ به نظر میرسد بدون ژانر بودن در حرفهای که پر از ژانر است، کمی دشوار باشد.
بخش بزرگی از مشکل افراد با این تعریف به نظر میرسد از این واقعیت ناشی میشود که کلمه «خیابان» در عنوان وجود دارد؛ وقتی عکاس حیاتوحش هستید، واضح است که از حیاتوحش عکاسی میکنید؛ وقتی عکاس ورزشی هستید، کاملن روشن است که چه چیزی را ثبت میکنید؛ اما وقتی عکاس خیابانی هستید، موضوع چندان روشن و مشخص نیست، که این ما را به سؤال دوم میرساند:
آیا عکاسی خیابانی حتمن باید در خیابان انجام شود؟
نه، قطعن نه. این اصطلاح هم محدودکننده است و هم گمراهکننده. در نگاه اول به نظر میرسد عکاسی خیابانی باید عکسهایی از خیابان باشد، درست است؟! اما در عمل همه عکاسان خیابانی، به جز تعداد کمی مبتدی مطلق، کاملن درک میکنند که «خیابان» جزء اصلی عکاسی خیابانی نیست. در واقع، اگر شما عکسی از یک خیابان با چند نفر آدم خستهکننده که کار خاصی انجام نمیدهند بگیرید، آن عکاسی خیابانی نیست، صرفن یک عکس فوری از خیابان است. وای به حال این اصطلاح «عکاسی خیابانی» که به فرزند دردسرساز دنیای عکاسی تبدیل شده است!
پس اگر نامگذاری مشکل دارد، آیا تغییر نام میتواند کمک کند؟ نیک تورپین، عکاس مشهور خیابانی، پیشنهاد میکند اصطلاح «عکاسی عمومی کاندید» (Candid Public Photography) به عنوان توصیف دقیقتری از کار عکاسان خیابانی پذیرفته شود:
«به نظر من، عبارت عکاسی خیابانی تا حدی ما را ناامید میکند؛ این عبارت جنبههای کلیدی کار ما را مشخص نمیکند، یعنی اینکه کار بدون مداخله ثبت میشود، در یک مکان عمومی انجام میگیرد (نه لزومن در خیابان) و یک عکس است، ترسیمشده با نور، نه با کامپیوتر پس از ثبت.»
او در حرفهایش نکته قابلتوجهی مطرح میکند، اینطور نیست؟ با این حال، هرچند خیلیها با او موافقند، اما مطمئن نیستیم عبارت «عکاسی عمومی کاندید» جا بیفتد (هرچند اصطلاح «عکاسی کاندید» پرطرفدار است)، زیرا عبارت «عکاسی خیابانی» مدتهاست وجود دارد و استفاده میشود ضمن اینکه نام بسیاری از استادان بزرگ با آن گره خورده است؛ بنابراین فکر میکنیم این اصطلاح ماندگار است. فقط نباید آن را بهصورت لفظی در نظر گرفت (یعنی صرفن عکس از یک خیابان). کافی است کمی درباره اینکه چیست (یا حتا چی نیست!) به توافق برسیم! و در نهایت، این یک رویکرد در عکاسی است، نه توصیفی از آنچه عکاسی میکنید.
«عکاسی خیابانی یک نگرش است، یک وضعیت ذهنی، یک شیوه بودن؛ نه چیزی که الزامن باید فقط در خیابانهای شهر انجام شود.» — مت استوارت
عکاسی خیابانی قطعن محدود به خیابان نیست. در واقع میتوانید آن را هر جایی انجام دهید فضای داخلی یا خارجی. داخل؟! چرا که نه؟ میتوانید در یک پاساژ، در ساحل، جشنواره، کوچه، پارک، میدان، کافه، موزه یا گالری هنری، ایستگاه مترو، یک رویداد، روی پل یا زیر پل عکاسی کنید… حتا در عکاسی خیابانی لزومن به حضور مستقیم افراد در داخل عکس هم نیاز ندارید، فقط نشانهای از آنها کافی است. عکاسی خیابانی شما میتواند مستندگونه، هنری، انتزاعی یا طنزآمیز باشد؛ میتواند داستانی ساختهشده از واقعیت باشد؛ میتواند تفسیری باشد نه توصیفی؛ میتواند مشاهده یک لحظه عجیب و منحصربهفرد باشد که فقط در همان ثانیه شگفتانگیز و تصادفی وجود داشت، همان لحظهای که شما آن را دیدید و ثبت کردید. برای درک بهتر این تنوع، میتوانید راهنمای
بررسی سبکهای مختلف عکاسی خیابانی را بخوانید تا با رویکردهای متفاوت عکاسان در مواجهه با صحنهها آشنا شوید.
برای مثال، اگر در شهر ساحلی کوچکی زندگی میکنید، برای عکاسی خیابانی میتوانید زمان زیادی را در ساحل بگذرانید. در روزهای بارانی، اغلب به موزهها، کافهها یا حتا مراکز خرید بروید. یکی از مکانهای مورد علاقه خیلی از عکاسان خیابانی، وسایل حملونقل عمومی است. شما در همین ایران خودمان هم همیشه میتوانید سوژههای عالی در اتوبوسها و قطارها پیدا کنید. مناطق روستایی را هم نادیده نگیرید. پس حتا اگر در یک شهر بزرگ زندگی نمیکنید، این موضوع نباید شما را از شروع ماجراجوییهای عکاسی خیابانی باز دارد زیرا که عکاسی خیابانی شاخهای از عکاسی است که لحظات واقعی و روزمره زندگی را در فضاهای عمومی ثبت میکند. و همانطور که در بالا اشاره کردیم، برخلاف نامش، عکاسی خیابانی لزومن نباید در خیابان انجام شود. شما میتوانید در هر مکان عمومیای عکاسی خیابانی انجام دهید. پس اگر میتواند اینهمه چیز در اینهمه مکان باشد، پس عکاسی خیابانی دقیقن چیست؟ یک رویکرد است مگر توجه نکرده بودید؟ پس این «رویکرد» چیست؟ فکر میکنم اینجاست که بحث قوانین مطرح میشود…
آیا باید در عکاسی خیابانی قوانینی وجود داشته باشد؟
بله، چارهای نداریم! بدون قانون نمیتوانیم تعریف داشته باشیم، بدون تعریف ژانر نداریم، و بدون ژانر چیزی برای تعریف آنچه انجام میدهیم وجود ندارد؛ و اینگونه در یک چرخه «قانون — تعریف — ژانر» گیر میکنیم! و هیچکس دوست ندارد در یک چرخه اینچنینی گیر بیفتد.
اما قوانین محدودکنندهاند، هستند، به همین دلیل قوانین باید تا حد ممکن حداقلی باشند؛ فقط در حدی که بتوانند یک تعریف بسازند.
از نظر بسیاری از عکاسان، اینها قوانینی ساده برای عکاسی خیابانی هستند:
- عکاسی خیابانی باید کاندید و بدون صحنهسازی باشد
- عکاسی خیابانی باید شامل انسان یا نشانهای از انسان باشد
- عکاسی خیابانی باید با دوربین خلق شود
و البته فراموش نکنید که در عکاسی خیابانی، از این قوانین هم نمیشود عبور کرد:
کارهای نهچندان پذیرفته شده در عکاسی خیابانی:
- نوردهی دوتایی (Double Exposure) که توسط نرمافزار و خارج از دوربین انجام شده باشد.
کارهای خیلی بد در عکاسی خیابانی:
- الگوریتمهای پانوراما در دوربینهای موبایل
کارهای قابل قبول در عکاسی خیابانی:
- فلاش (پرکننده در روز یا نوردهی بیشازحد در شب)
- تاری (ناشی از حرکت یا حتا سوژه کاملن خارج از فوکوس)
- اعوجاج ناشی از استفاده از لنزهای واید
همانطور که میبینید استفاده افراطی از تکنولوژیهای خارج از دوربین در عکاسی خیابانی پذیرفتنی نیست، اما اگر این فناوری و امکانات را خود دوربین فراهم کرده باشد چه؟ (هر نوع دوربینی، واضح است که برخی امکانات بیشتری دارند)، آیا اینها فقط ابزارهایی در اختیار ما نیستند؟ به شرطی که پس از ثبت عکس، هنر دیجیتال (کارهایی مانند کلاژ) خلق نکنیم («پس از ثبت» یعنی بعد از فرآیند واقعی عکس گرفتن).
میخواهیم جسورانه بگوییم که در عکاسی خیابانی میتوانید حتا سوژه اصلیتان تار کنید، فلاش بزنید، نوردهی دوتایی انجام دهید، با الگوریتمهای نوردهی و فوکوس بازی کنید، فیشآی بگیرید، دوربین را تکان دهید! خلاق باشید و از فناوری بهعنوان ابزار استفاده کنید.همانطور که سبک عکاسی خیابانی با گذشت زمان تکامل یافته است، فناوری مورد استفاده ما نیز تکامل یافته و و به مرور توسط جامعه عکاسی پذیرفته شده است. طبیعی است که بعضی چیزها هنوز هم تابو محسوب میشوند. عکاسی چیزی است که با دوربین ساخته میشود. بدون دوربین نمیتوان عکس ساخت.
حالا این سوال پیش میآید که آیا نباید آنچه میتوانیم با دوربین انجام دهیم مسیر تکامل عکاسی خیابانی را تعیین کند؟ وگرنه همه باید فقط عکسهای سیاهوسفید روی فیلم بگیریم، درست است؟ تنها دلیل وجود اینهمه عکس خیابانی سیاهوسفید این است که در زمان اختراع عکاسی، فناوری ثبت رنگ وجود نداشت. البته بسیاری بهخاطر علاقه به فرآیندهای اینکار و یا دلایل زیباییشناسی هنوز هم
عکاسی آنالوگ انجام میدهند، برخی برای سرگرمی با دوربینهای پینهول کار میکنند، بیشتر افراد DSLR یا بدونآینه دارند و تقریبن همه یک گوشی با دوربین دارند. همه این «ابزارها» قابلیتها و امکاناتی دارند. چرا از فناوریای که توسعه دادهایم در بیان خلاقانه خود استفاده نکنیم، وقتی بیان خلاقانه ما بدون فناوری اصلن امکان بروز ندارد؟ شاید عکاسان خیابانی متعصب از این ایده عصبانیبشوند؛ اشکالی ندارد، هرکسی زمانی سختگیر و متعصب بوده، اما کافیست از خودتان بپرسید چرا یک فناوری مجاز است اما دیگری نه؟! به نظر منصفانه نیست که برای مثال بتوان از فلاش برای محو کردن یک فرد و تبدیل او به سیلوئتی سفیدرنگ استفاده کرد، اما نتوان دابل اکسپوژر انجام داد، در حالی که هر دو به لطف فناوریهای دوربین ممکن میشوند (و حتا میتوان گفت فلاش قوی یک ابزار جانبی است و جزوی خود دوربین نیست) و البته انجام هیچکدام از اینها با اولین دوربینی که ساخته شد امکانپذیر نبود.
در نهایت فراتر از همه بحثهای فنی و تکنیکی، عکاسی خیابانی درباره مشاهدهگری ماست و برای هر یک از ما منحصربهفرد است. درباره چیزهایی است که ما را کنجکاو میکند، آنچه که فکر میکنیم جالب یا زیبا یا خندهدار است و تصمیم میگیریم با دوربین ثبتش کنیم. اگر گروهی از عکاسان خیابانی را در یک مکان قرار دهید، هر کدام چیز متفاوتی را میبینند یا دستکم آن را به شکل متفاوتی تفسیر میکنند.
تاریخچه عکاسی خیابانی
عکاسی خیابانی بهعنوان یک ژانر هنری، بیش از یک قرن قدمت دارد و همانطور که در بخش قبلی این مقاله گفتیم، همراه با تغییرات فناوری، هنر و فرهنگ تکامل یافته است. در هسته اولیه خود، عکاسی خیابانی لحظات بیواسطه و طبیعی از زندگی روزمره در فضاهای عمومی را ثبت میکند و به بخش مهمی از روایت تصویری و عکاسی مستند تبدیل شده است. این سبک میتواند ابزاری ارزشمند برای کاوش در هویتها و فرهنگهای منحصربهفرد مناطق و جوامع مختلف باشد، بهویژه در دورههای رشد یا تنشهای اجتماعی.
عکاسی خیابانی سنتی است که به زمان اختراع عکاسی بازمیگردد. اختراع عکاسی در اوایل قرن بیستم همزمان با شهرنشینی و جهانیشدن جهان بود. میتوان گفت سرعت تغییرات اجتماعی و فرهنگی در قرنهای بیستم و بیستویکم افزایش یافته و عکاسی خیابانی راهی فوقالعاده (و گاهی نامحسوس) برای مستندسازی شیوه زندگی ما برای نسلهای آینده فراهم کرده است.
همانطور که همه میدانند، عکاسی در پاریس متولد شد. منطقی به نظر میرسد که عکاسی خیابانی نیز ریشههای خود را در پاریس داشته باشد.
لویی داگر و نخستین عکس خیابانی
اما نخستین عکس خیابانی همین تصویری است که در بالا میبینید؛ ثبتشده توسط لویی داگر، زمانی که تلاش میکرد از بلوار دو تمپل، تصویربرداری کند. این عکس که بنا بر منابع مختلف در سال ۱۸۳۸ یا ۱۸۳۹ گرفته شده، بهعنوان نخستین عکسی شناخته میشود که یک انسان زنده را نشان میدهد.
در زمان ثبت عکس اگرچه این بلوار شلوغ بود، اما از آنجا که نوردهی این عکس در حدود ده دقیقه طول کشید، رفتوآمده حرکات هیچ اثری در تصویر باقی نگذاشت. تنها دو مرد در گوشه پایین سمت چپ عکس که به نظر میرسد یکی در حال واکس زدن کفشهای دیگری است به اندازه کافی در یک جا ثابت ماندند تا در تصویر دیده شوند. مانند بیشتر داگرئوتیپها، این تصویر یک نگاتیو آینهای است که در صورت نبود بازتاب نور شدید، بهصورت یک تصویر پوزیتیو دیده میشود.
بنابراین، آغاز عکاسی همان آغاز عکاسی خیابانی بود. عکاسی خیابانی در گذشته فعالیتی فردی محسوب میشد و تعداد کمی از عکاسان در این زمینه با یکدیگر همکاری میکردند یا چاپهای خود را به اشتراک میگذاشتند. عکاسان خیابانی لزومن هدف اجتماعی مشخصی در ذهن ندارند، بلکه ترجیح میدهند لحظاتی را جدا کرده و ثبت کنند که در غیر این صورت ممکن است نادیده بمانند.
-
شارل نِگره و تجربههای اولیه در عکاسی خیابانی
عکاس فرانسوی شارل نِگره در دهه ۱۸۵۰ از دوربین خود برای مستندسازی معماری، مغازهها، کارگران، نوازندگان دورهگرد، دستفروشان و تیپهای خاص خیابانی آن زمان استفاده کرد. به دلیل فناوری ابتدایی آن زمان و نوردهی طولانی، ثبت شلوغی خیابانهای پاریس برایش دشوار بود. او روشهای مختلف عکاسی را آزمایش کرد تا بتواند حرکت را بدون تاری ثبت کند و تا حدی با استفاده از کالوتایپ که در سال ۱۸۴۱ توسط ویلیام هنری فاکس تالبوت ثبت اختراع شده بود موفق به انجام اینکار شد. کالوتایپ میتوانست تصویر را با یک دقیقه نوردهی ثبت کند؛ پیشرفتی چشمگیر در مقایسه با ۱۵ تا ۳۰ دقیقه نوردهی در فرآیند داگرئوتیپ. برخی از عکسهای نِگره صحنهسازی شده بودند تا حس حرکت را القا کنند و گاهی نیز شامل «اتفاقات» ناخواسته مثل تاریِ ناشی از عبور یک فرد از درون کادر بودند. همین اتفاقات از نخستین نمونههای ثبت حرکت در تصویر ثابت به شمار میآیند؛ بیانی از انرژی خیابان.
نگاهی به زندگی خیابانی قرن نوزدهم با کودکانی که با یک دوربین جعبهای تعامل دارند، عکاس نامشخص
ویلیام هنری فاکس تالبوت، «خیابان هایاستریت آکسفورد»، چاپ کاغذ نمکی، حدود ۱۸۳۹
-
وقتی نقاشان به خیابان روی آوردند
تمایل به مستندسازی بصری مردم در فضاهای عمومی با نقاشان قرن نوزدهم مانند ادگار دگا، ادوارد مونه و آنری دو تولوز-لوترک آغاز شد؛ هنرمندانی که در کنار عکاسان تلاش میکردند جوهره زندگی شهری را ثبت کنند. برخی از آنها از عکسها بهعنوان ابزار کمکی برای نقاشی استفاده میکردند.و
-
آندره کرتِژ و پس از آن: خلاقیت در ترکیببندی
آندره کرتژ که یکی از تأثیرگذارترین عکاسان قرن بیستم به شمار میرود، به خاطر استفاده از زاویههای نوآورانه، نورپردازی غیرمنتظره و ترکیببندیهای خلاقانهاش شناخته میشود. اگرچه ا در بسیاری از کارهایش، اغلب سوژههایش را به شکلی انتزاعی نشان میداد، اما در عین حال توانست آثار خلاقانهاش در عکاسی خیابانی را بدون قربانی کردن ترکیببندی دقیق ثبت کند.
عکس از آندره کرتژ
در دهه ۱۹۳۰، عکاس مجارستانی براسای با عکسهای شبانهاش شهرت یافت. تصاویر او از دنیای زیرزمینی پاریس که با نور مصنوعی روشن شده بود، تحولی بزرگ به شمار میرفت و مجموعهای که با عنوان پاریس پس از تاریکی در سال ۱۹۳۳ منتشر کرد، موفقیت چشمگیری داشت.
عکس از براسای
در دهههای ۱۹۵۰ و ۶۰، عکاسی خیابانی با ظهور دوربینها و فیلمهای سریعتر و در دسترستر شکوفا شد. عکاسانی چون رابرت فرانک و گری وینوگراند روح آمریکای پس از جنگ را ثبت کردند و چشمانداز اجتماعی و سیاسی در حال تغییر کشور را مستند ساختند. کتاب آمریکاییها (۱۹۵۸) اثر رابرت فرانک اثری مهم و تأثیرگذار در آن دوران بود؛ خام و گاه حتا خارج از فوکوس. این کتاب و خود فرانک راه را برای اشکال جدید بیان، قالبهای تازه نمایش و آزادی هنری عکاسان در قرن بیستویکم هموار کردند.
اوژن آژه، یکی دیگر از پیشگامان عکاسی خیابانی، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خیابانهای پاریس را پیش از تخریب و بازسازی بر اساس طرحهای بارون ژرژ-اوژن اوسمان مستند کرد. او با دوربین قطع بزرگ در سراسر شهر رفتوآمد میکرد و چاپهای آلبومن تهیه میکرد. در مقابل، شارل مارویل از سوی شهرداری پاریس مأمور شد تا پروژه شهرسازی اوسمان را مستندسازی کند و پاریس قدیم و جدید را ثبت نماید. با اینکه سوژه هر دو عکاس مشابه بود، اما نتایج کاملن متفاوت است و نشان میدهد نیت عکاس چگونه بر ماهیت تصویر تأثیر میگذارد. هدف آژه ثبت پاریس قدیم پیش از ناپدید شدنش بود، صرفنظر از آنچه جایگزینش میشد. با وجود کیفیت بالای آثارش، انگیزه اصلی او تجاری نبود، بلکه علاقهاش به ثبت آخرین نشانههای پاریس محبوبش بود.
عکس از اوژن آتژه
در ایالات متحده، درست پیش از جنگ جهانی دوم، عکاسانی مانند واکر ایوانز، دوروتیا لنگ و برنیس ابوت کار خود را آغاز کردند و پتانسیل عکاسی را روشنتر ساختند. در همین دوره بود که عکاسی خیابانی بهعنوان زیرشاخهای متمایز از عکاسی مستند شکل گرفت.
در دهه ۱۹۷۰، عکاسی خیابانی دروننگرتر شد و عکاسانی مانند دایان آربس و لی فریدلندر به موضوعاتی چون هویت و بیگانگی پرداختند. تعریف عکاسی خیابانی نیز از سال ۱۹۱۸ تا امروز تغییر کرده است. در دوران اولیه عکاسی، این لقب به عکاسی گفته میشد که در خیابان در ازای دریافت پول پرتره میگرفت. در دوران جنگهای جهانی، این قالب گاه زیر عنوان «عکاسی جنگ» یا فتوژورنالیسم قرار میگرفت. پس از جنگ، با ارزانتر شدن دوربینها، استفاده از واژههایی مانند عکاسی کاندید و عکاسی مستند اجتماعی نیز رونق گرفت.
عکس از دایان آربس
آنری کارتیه-برسون، که از تحسینکنندگان کرتژ بود، اغلب بهعنوان پلی میان هنر و عکاسی مستند شناخته میشود. او از پیشگامان استفاده از دوربین لایکا بود و اصطلاح «لحظه قطعی» را ابداع کرد؛ لحظهای که عناصر تصویر در کسری از ثانی به شکلی خاص در کنار هم قرار میگیرند. این مفهوم بهویژه با هدف عکاسی خیابانی همخوانی دارد.
عکاسانی چون آنری کارتیه-برسون و دایان آربس که در دهه ۱۹۵۰ زندگی روزمره عجیب و شگفتانگیز را مستند کردند، از پیشگامان شکل امروزی این ژانر بودند. ویلیام کلاین، لیسته مدل، ویجی، گری وینوگراند، توماس هوپکر، لی فریدلندر، آندره کرتژ، دوروتیا لنگ، برنیس ابوت و ویوین مایر از مشهورترین روایتگران این ژانر به شمار میروند.
جنبشهای کلیدی در تاریخ عکاسی خیابانی
پیکتوریالیسم: اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم؛ با فوکوس نرم و زیباییشناسیای نقاشانه. تأکید بر زیبایی بصری صحنههای خیابانی.
دید نو (The New Vision): دهه ۱۹۲۰؛ تمرکز بر عناصر فرمی مانند خطوط، اشکال و الگوها و آزمایش زاویهها برای خلق تصاویر انتزاعی.
اومانیسم: دهه ۱۹۳۰؛ تأکید بر احساسات و تجربههای انسانی و ثبت لحظات کاندید زندگی روزمره.
مستند اجتماعی: دهه ۱۹۳۰؛ تمرکز بر مسائل اجتماعی و سیاسی و استفاده از عکاسی بهعنوان ابزاری برای کنشگری.
مدرنیسم: دهه ۱۹۵۰؛ تأکید بر نور، سایه و بافت و خلق تصاویر انتزاعی و مینیمال از محیط شهری.
پستمدرنیسم: دهه ۱۹۸۰؛ رد قراردادهای سنتی عکاسی و استفاده از طنز و طعنه برای نقد جامعه و مفهوم حقیقت عکاسانه.
با اینکه این جنبشها کاملن جدا از هم نیستند، هر یک رویکردی متمایز داشته و تأثیر قابلتوجهی بر تکامل این ژانر گذاشتهاند.
در عصر دیجیتال، عکاسی خیابانی بار دیگر دگرگون شده است. عکاسان با استفاده از گوشیهای هوشمند، عکاسی با موبایل، شبکههای اجتماعی آثار خود را با مخاطبان جهانی به اشتراک میگذارند. با گسترش پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، پینترست و فلیکر، عکاسی خیابانی بیش از هر زمان دیگری دموکراتیک، در دسترس و فراگیر شده است.
معرفی چند عکاس خیابانی معاصر
براندون استنتون (Humans of New York)
او با روایت و ثبت داستان زندگی مردم نیویورک، نگاهی صمیمی به این حقیقت میدهد که «نمیتوان کتابی را از روی جلدش قضاوت کرد». صفحه اینستاگرام او مجموعهای بصری از زندگی مردمی است که جامعه نیویورک را شکل میدهند.
دایدو موریاما
عکاس ژاپنی مشهور به تصاویر خشن و سیاهوسفید از توکیو و محیطهای شهری. آثارش اغلب انتزاعی و اغراق شدهاند و انرژی و آشوب زندگی مدرن را ثبت میکنند.
الک سوث
عکاس آمریکایی که به عکاسی رنگی با دوربین قطع بزرگ شناخته میشود و موضوعاتی چون زندگی آمریکایی، هویت و اجتماع را کاوش میکند. تصاویرش کیفیتی سینمایی دارند و حس روایت و احساس را منتقل میکنند.
در طول تاریخ، عکاسی خیابانی ابزاری قدرتمند برای ثبت جوهره زندگی در فضاهای عمومی بوده و بازتابی از تغییرات فرهنگی و اجتماعی هر دوران است. این ژانر همچنان در حال تکامل است و فناوریها و جنبشهای هنری جدید را بازتاب میدهد. عکاسی خیابانی به ما کمک کرده است تاریخ را بازتعریف کنیم و همچون لنزی به زندگی و ساختارهای گذشته بنگریم. اگر به مطالعه بیشتری در این زمینه علاقه دارید پیشنهاد ما مطالعه کتاب عکاسی خیابانی است که پیش از این در وبسایت مدرسه آرتسنس هم به علاقمندان معرفی شده است.
آیا عکاسی خیابانی برای شما مناسب است؟
بسیاری از افراد در این زمینه دیدگاههای متفاوتی دارند اما من معتقدم هر چیزی که در خیابان ثبت شود، الزامن عکاسی خیابانی نیست.
عکاسی خیابانی فقط درباره عکس گرفتن در مکانهای عمومی نیست؛ بلکه درباره ثبت لحظات خودجوش و واقعی است که داستانی را روایت میکنند و دارای روایتی از زندگی هستند؛ از طنز گرفته تا تراژدی. اگر به تماشای مردم علاقه دارید، به مشاهده اینکه غریبهها چگونه در زندگی رفتار میکنند، توانایی پیشبینی شکلگیری یک داستان لحظهای در دنیای واقعی را دارید، یا در امور روزمره زیبایی پیدا میکنید، عکاسی خیابانی میتواند رسانهای ایدهآل برای شما باشد.
یکی از بهترین ویژگیهای عکاسی خیابانی، در دسترس بودن آن است. تنها چیزی که نیاز دارید یک دوربین است یا حتا یک گوشی هوشمند و تمایل به بیرون رفتن. برای اینکار نیازی به استودیو یا تجهیزات پیچیده نیست. خیابان صحنه شما میشود و زندگی روزمره و مردم، سوژههای شما.
با این حال،اینکار همیشه آسان نیست. عکاسی خیابانی به اعتمادبهنفس و واکنشهای سریع نیاز دارد. لحظات به سرعت رخ میدهند و اغلب فقط چند ثانیه فرصت دارید تا کادربندی، فوکوس و عکاسی کنید. اگر در نشانه رفتن دوربین به سمت غریبهها مردد هستید، باید پوست کلفتتری پیدا کنید یا رویکردی آرام و محترمانه در پیش بگیرید. برخی عکاسان خیابانی کاملن بیخبرانه (کاندید) عکاسی میکنند، در حالی که برخی دیگر اجازه میگیرند که در این صورت بیشتر به پرتره خیابانی شباهت دارد و دیگر کاندید محسوب نمیشود. هیچ روش واحد و درستی برای اینکار وجود ندارد فقط روشی که برای شما درست است و با اصول اخلاقی همخوانی دارد را میتوانید انجام دهید.
همچنین این سبک آزمونی برای صبر است. ممکن است ساعتها راه بروید و هیچ عکس ارزشمندی نگیرید. اما وقتی لحظه درست شکل میگیرد، وقتی ژستی کامل، حالتی گذرا از چهره یا صحنهای غیرمنتظره را ثبت میکنید پاداش آن بسیار ارزشمند است.
اگر از داستانگویی، بداههپردازی و کاوش در رفتار انسانی از پشت لنز لذت میبرید، عکاسی خیابانی میتواند برای شما مناسب باشد. این سبک دید شما را تیزتر میکند، برایتان اعتمادبهنفس میسازد و به شما میآموزد دنیا را متفاوت ببینید.
از خود بپرسید: آیا درباره مردم کنجکاو هستید؟ آیا در شلوغی یا لحظات آرام زیبایی میبینید؟ آیا حاضر هستید ناراحتی و غیرقابلپیشبینی بودن را بپذیرید؟ اگر پاسخ مثبت است، پس بیرون بروید، خیابانها منتظرند.
ویژگیهای شخصیتی و خصوصیاتی که برای یک عکاس خیابانی خوب بودن نیاز دارید
برای اینکه یک عکاس خیابانی خوب باشید، برخی ویژگیهای شخصیتی و خصوصیات شاخص به شما کمک میکنند در محیطهای غیرقابلپیشبینی دنیای واقعی موفق شوید. مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. کنجکاوی
علاقه واقعی به مردم، مکانها و داستانها ضروری است. باید با دقت مشاهده کنید و مدام از خود بپرسید: «اینجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟» حتا اگر مثل خود من، عمومن فردی گوشهگیر هستید یا از مکانهای شلوغ دوری میکنید،اما از دیدن و مشاهده انسانها در فضاهای عمومی لذت میبرید، به احتمال زیاد برای شما هم عکاسی خیابانی سبک مناسبی هست تا در آن بدرخشید.
۲. صبر
عکاسی خیابانی اغلب به معنای انتظار کشیدن، راه رفتن و تماشا کردن است. گاهی ساعتها بدون حتا یک عکس قوی. صبر به شما کمک میکند هوشیار بمانید بدون اینکه ناامید شوید.
۳. جسارت و اعتمادبهنفس
باید شجاعت این را داشته باشید که دوربین را به سمت غریبهها بگیرید یا در صورت لزوم به آنها نزدیک شوید. نامحسوس بودن کمک میکند، اما اعتمادبهنفس کلید غلبه بر تردید یا ترس است. گاهی هم «اعتمادبهنفس» شما را نامرئی میکند!
۴. زمانبندی، واکنش سریع و پیشبینی
عکسهای خیابانی عالی بر ثبت حالتهای گذرا، ژستها یا همنشینیهای غیرمنتظره متکی هستند. یک عکاس خیابانی خوب میتواند در کسری از ثانیه پیشبینی و واکنش نشان دهد. همانجاست که از دلِ آشوب، موسیقی میسازید!
۵. همدلی و احترام
باید مرزها را درک کنید و با رویکردی انسانی با افراد برخورد کنید. نگرش محترمانه تعاملات شما را روانتر میکند، چه در حال عکاسی کاندید باشید و چه هنگام درخواست برای یک عکس پرتره. این یک اصل اخلاقی کلی است؛ هرچند اگر به عکاسان خیابانی مشهور جهان مانند بروس گیلدن نگاه کنید، ظاهرن او چندان به رعایت مرزها پایبند نبوده است!
۶. آگاهی بصری
داشتن چشمی قوی برای ترکیببندی، نور، دیدن لایهها و جزئیات به شما کمک میکند صحنههای جذاب را تشخیص دهید. شما خود را آموزش میدهید که حتا در میان آشوب، « کادر» ببینید. برای درک عمیقتر مفاهیم بصری، در کنار شرکت در کلاس ترکیببندی در عکاسی مدرسه آرتسنس، مطالعه مقاله انتخاب عکسها در عکاسی خیابانی که به نوعی درباره دیدن تصاویر عکاسی خیابانی و نحوه بررسی و انتخاب آنهاست دیدگاه فلسفی و تحلیلی فوقالعادهای به شما میدهد.
۷. پشتکار
در عکاسی خیابانی بسیاری از اوقات با رد شدن، از دست دادن لحظات و دورههای کمثمر مواجه خواهید شد. اما این توانایی ادامه دادن و یاد گرفتن از شکست است که عکاسان قوی را از دیگران متمایز میکند.
۸. صدای اصیل
بهترین عکاسان خیابانی یک دیدگاه منحصربهفرد و زبان بصری قابلتشخیص خودشان را توسعه میدهند. سبک بهمرور شکل میگیرد، اما از خودشناسی آغاز میشود. اگر میخواهید امضای بصری خود را پیدا کنید، مقاله اختصاصی ما درباره اینکه چگونه در عکاسی خیابانی یک سبک شخصی داشته باشیم؟ به شما در این مسیر کمک خواهد کرد.
تسلط بر عکاسی خیابانی به همان اندازه که به تجهیزات مربوط است، به ذهنیت هم وابسته است. اینکار یک تمرین روزانه برای دیدن، احساس کردن و جرئت فشار دادن دکمه شاتر است.
چرا یک عکاس خیابانی نباید خجالتی باشد؟
نزدیک شدن به غریبهها، عکاسی از آنها یا مدیریت مواجهههای احتمالی، نیازمند شفافیت ذهن، حضور و همدلی است نه اضطراب، اجتناب یا پرخاشگری. اگر خجالتی باشید، این تعاملات میتوانند طاقتفرسا به نظر برسند و باعث شوند از موقعیتهایی که میتوانند به بهترین آثار شما منجر شوند، دوری کنید.
در نهایت، عکاسی خیابانی درباره ارتباط است، بهویژه در لحظات کاندید. شما با انرژی خیابان، ریتم مردم و داستانهایی که در اطرافتان در حال شکلگیری است ارتباط برقرار میکنید. خجالتی بودن میتواند مانند دیواری میان شما و این ارتباط عمل کند.
بهطور خلاصه، یک عکاس خیابانی نباید خجالتی باشد، زیرا این سبک به شجاعت، سرعت، تعامل و حضور نیاز دارد. اعتمادبهنفس به معنای تابلو بودن یا جلب توجه کردن نیست، بلکه به معنای آمادگی است و همین تفاوت میان یک لحظه از دسترفته و یک تصویر قدرتمند را رقم میزند.
عکاسی خیابانی نیازمند حضوری فعال در جهان است، تمایل به مواجهه با غیرقابلپیشبینیها، فضای عمومی و گاهی موقعیتهای ناراحتکننده. یک عکاس خیابانی خجالتی برای ثبت لحظاتی که این ژانر را تعریف میکنند، دچار مشکل خواهد شد؛ حتا میتوانی بگوییم: یک عکاس خیابانی خجالتی، عکاس خیابانی نیست. این سبک واقعی، بکر، انسانی و بدون فیلتر است. البته یک شخصیت آرام هم میتواند در این سبک موفق باشد، اما خجالتی بودنی که مانع عمل شود، فرصتها را از بین میبرد.
لحظات در خیابان گذرا هستند. یک نگاه، یک ژست، یک تابش نور که در یک لحظه اتفاق میافتند و ناپدید میشوند. اگر تردید کنید، آنها را از دست میدهید. خجالتی بودن باعث تردید میشود. برای ثبت تصاویر عالی، یک عکاس خیابانی باید با نیت، اعتمادبهنفس و سرعت حرکت کند. بیایید دوباره بخوانیم: نیت، اعتمادبهنفس و سرعت.
از طرف دیگر حضور در خیابان با دوربین میتواند توجه دیگران را جلب کند. مردم ممکن است متوجه شوند، سؤال بپرسند یا حتا شما را با چالش مواجه کنند. یک عکاس خجالتی ممکن است در چنین موقعیتهایی احساس ترس یا اضطراب کند. اما اعتمادبهنفس، حتا مقدار کمی از آن، به شما کمک میکند واکنشهای دیگران را با آرامش و احترام مدیریت کنید. این به معنای پرخاشگری نیست؛ بلکه یعنی پشت هدف خود بایستید و به حق خود برای حضور در آنجا باور داشته باشید.
به این ترتیب، هرگز لحظه «ای کاش دوربین همراهم بود» را از دست نخواهید داد.
آیا عکسهای خیابانی باید شامل افراد باشند؟
اینکه آیا عکسهای خیابانی حتمن باید شامل افراد باشند یا نه، موضوعی قابل بحث است. افراد سختگیر میگویند همه عکسهای خیابانی باید انسان داشته باشند. با این حال، ما رویکردی سادهتر داریم و معتقدیم اگرچه عکس خیابانی لزومن به حضور مستقیم انسان نیاز ندارد، اما باید نشانهای از حضور انسان در آن وجود داشته باشد.
برای مثال، میتوان از سایهها برای ثبت تصاویر تأملبرانگیز استفاده کرد، حتا اگر خود افراد در کادر دیده نشوند. همچنین میشود از چیزهایی که مردم از خود به جا گذاشتهاند عکاسی کنید. این تصاویر باعث میشوند بیننده درباره داستان پشت آن اشیای رهاشده کنجکاو شود.
آیا عکاسی خیابانی باید کاندید (طبیعی و بدون ژست) باشد؟
باز هم افراد سختگیر خواهند گفت «بله»، عکاسی خیابانی باید کاملن کاندید باشد. اما من مخالفم. برخی معتقدند پرترههای خیابانی شاخهای جداگانه از عکاسی هستند، اما به دلایل زیادی من آنها را هم زیر چتر عکاسی خیابانی قرار میدهم.
پرتره خیابانی مستلزم تعامل با سوژه است. تعامل با یک غریبه ممکن است برای افراد تازهکار ترسناک باشد. با این حال، اگر مواردی که در بالا گفتم را رعایت کنید، از این طریق با افراد بسیار جالبی آشنا خواهید شد.
نوع دیگری از عکاسی خیابانی غیرکاندید زمانی اتفاق میافتد که با سوژه خود تماس چشمی برقرار میکنید. افراد کمالگرا میگویند تماس چشمی از خودانگیختگی لحظه میکاهد و صحنه را تغییر میدهد. بعضی از عکاسان خیابانی برای خودم قانونی دارند و آن هم این است که هرگز با ایستادن و خیره شدن، تماس چشمی را آغاز نکنند.
آنها در عین حال اگر سوژهای متوجه حضورشان شود و درست در لحظه فشردن شاتر به بالا نگاه کند، آن عکس را کنار نمیگذارند. این برخوردهای اتفاقی اغلب کمی طنز به تصویر اضافه میکنند. همچنین تماس چشمی میتواند عکس را صمیمیتر کند.
چه چیزی باعث میشود یک عکس خیابانی خوب از آب دربیاید؟
امروزه شبکههای اجتماعی پر شدهاند از عکسهای خیابانی متوسط و ضعیف. باز هم تاکید میکنم که اگر در خیابان لنز خود را به سمت فردی بگیرید، به این معنا نیست که عکاسی خیابانی انجام دادهاید. مانند هر شاخهای از عکاسی، نحوه کادربندی شما میتواند یک عکس خیابانی را بسازد یا خراب کند.
یک عکس خیابانی خوب نیاز به سوژهای مشخص و واضح دارد. در کنار آن، تمام قوانین ترکیببندی مانند قانون یکسوم، خطوط هدایتکننده، استفاده از فضای منفی، تقارن، قابها و غیره اینجا هم همچنان معتبر هستند.
سعی کنید با تصاویر خود داستانی روایت کنید. عکسهایی خلق کنید که بیننده مکث کند و درباره آنها سؤال بپرسد.
اینهایی که گفتیم همه نشانههای یک عکس خیابانی خوب هستند!
تجهیزات لازم برای عکاسی خیابانی
در عکاسی خیابانی هم مثل عکاسی مینیمال، کمتر بیشتر است. وقتی در خیابان عکاسی میکنید، میخواهید نامرئی به نظر برسید. استفاده از یک دوربین کوچک این کار را بسیار آسانتر میکند.
سیستمهای دوربین کوچکتر نسبت به دوربینهای DSLR بزرگ و سنگین کمتر جلب توجه میکنند. حمل آنها آسانتر و کمدردسرتر است، بهویژه هنگام پیادهرویهای طولانی. همچنین از نظر روانی تأثیر کمتری بر مردم دارند چرا که بیشتر افراد به دیدن دوربینهای کوچک شبیه دوربینهای توریستی عادت دارند و احساس تهدید کمتری میکنند. در نهایت، برخی دوربینهای بدون آینه حالت شاتر بیصدا دارند که حتا صدای ثبت عکس هم شنیده نمیشود. این ویژگی برای عکاسی مستندگونه و کاندید بسیار عالی است.
خیلی از عکاسان خیابانی ترجیح میدهند از لنزهای پرایم استفاده کنند و معمولن فاصله کانونی مورد علاقهشان روی دوربینهای کراپسنسور ۲۳ میلیمتر و ۵۰ میلیمتر هستند. لنزهای پرایم معمولن از لنزهای زوم کوچکترند. اما مهمتر از آن، وقتی همیشه از یک فاصله کانونی ثابت استفاده میکنید، حتا پیش از بالا آوردن دوربین به چشم، میدانید کادر شما چگونه خواهد بود. یاد میگیرید کجا بایستید تا سوژه را درست قاب بگیرید. اتفاقات در خیابان سریع رخ میدهند. با حذف متغیر زوم، آمادهتر خواهید بود تا لحظات گذرا را ثبت کنید.
وقتی برای یک روز عکاسی خیابانی بیرون میروید،بهتر است که فقط یک کیف کوچک دوشی با خود ببرید مانند مدل Peak Design 5L Sling و در داخل آن باتری اضافه، کارت ویزیت، گوشی و کارت بانکی و شناسایی بگذارید. اگر از ترکیب دوربین Fujifilm X-T3 و لنز 50mm f/2 استفاده کنید، میتوانید آن را با بند سبک دوشی حمل کنید. وقتی با دوربینی مانند Fuji X100F عکاسی میکنید، بهتر است از بند مچی استفاده کنید. هرگز لنز اضافی همراه نبرید؛ چون این کار فرآیند تصمیمگیری را پیچیده میکند. با پاهایم زوم میکنم، بهتر است به سوژهها نزدیک شوید و به سوال «اگر لنز دیگری داشتم چه میشد» فکر نکنید.
در عکاسی خیابانی پوشیدن کفش راحت تقریبن به اندازه داشتن تجهیزات عکاسی مهم است! در یک روز عکاسی خیابانی احتمالن شما باید ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر راه بروید. پس آخرین چیزی که میخواهید تاول و درد پا است. همچنین در زمان انجام عکاسی خیابانی بهتر است طوری لباس بپوشید که در جمع حل شوید و بیدلیل توجه دیگران را به خود جلب نکنید.
تجهیزات خود را بشناسید و تنظیمات درستی داشته باشید
پیش از نزدیک شدن به افراد، داشتن تنظیمات صحیح دوربین ضروری است. به خاطر داشته باشید که سوژه در حال حرکت منتظر شما نمیماند تا تنظیمات را تغییر دهید.
برای پرتره خیابانی، قرار دادن دوربین در حالت اولویت دیافراگم تقریبن ایدهآل است. علاوه بر آن، باید از ISO مناسب استفاده کنید تا مطمئن شوید سرعت شاتر به اندازه کافی بالا است. به این ترتیب میدانید اگر اتفاقی ناگهانی رخ دهد، دوربینتان آماده خواهد بود. ثبت سریع یک حرکت ظریف، مانند یک نگاه یا حرکت دست، میتواند تفاوت بین یک عکس خیابانی خوب و یک عکس عالی باشد.
بهتر است سایر تنظیمات مثل وایتبالانس را در حالت پیشفرض قرار دهید، چون با فرمت RAW عکاسی میکنم و در این حالت بیشتر تنظیمات دیگر معمولن اهمیت زیادی ندارند. اگر موقعیت ایجاب کند، داشتن یک فلاش اکسترنال میتواند برایتان مفید باشد، اما بعضی هم جلوه نور مصنوعی و فلاش زدن به افراد را دوست ندارند. با این حال، اگر سوژه مشکلی نداشته باشد، فلاش پرکننده در برخی شرایط میتواند برای شما کمککننده باشد.
اصول رفتاری در عکاسی خیابانی
عکاسی در فضاهای عمومی در «بیشتر» کشورها قانونی است. در کانادا و ایالات متحده این موضوع صدق میکند. اگر در یک مکان عمومی باشید، کاملن حق دارید عکس بگیرید. با این حال، مهم است بدانید که حتا هنگام عکاسی در فضای عمومی نیز باید مقدار مناسبی از حریم خصوصی افراد را رعایت کنید.
برای مثال، عکاسی از داخل پنجره اتاق خواب کسی از خیابان، کاری کاملن غیراخلاقی و احتمالن غیرقانونی است! اگر مطمئن نیستید، بهتر است کمی تحقیق کنید تا با قوانین محلی مربوط به حریم خصوصی در مکانی که قصد عکاسی دارید آشنا شوید.
-
احترام بگذارید و لبخند بزنید
در عکاسی خیابانی، احترام بسیار مهم است. اگر کسی نمیخواهد از او عکس بگیرید، عذرخواهی کنید و سوژه دیگری پیدا کنید. خیابانها پر از افراد جالب هستند و خیلی زود فرد دیگری پیدا خواهد شد.
یک لبخند معجزه میکند. اگر کسی بعد از ثبت تصویر متوجه شما شد، لبخند بزنید و با تکان دادن سر از او تشکر کنید. به احتمال زیاد سوژه شما هم لبخند خواهد زد و هر دو به راه خود ادامه میدهید. شاید کسی از شما بخواهد که عکسی را حذف کنید. اگر چنین درخواستی شد، حتمن این کار را انجام دهید. نگه داشتن هیچ عکسی ارزش درگیری را ندارد.
اخلاق عکاسی از کودکان موضوع حساسی است. والدین نسبت به فرزندانشان بسیار محافظهکار هستند. برای جلوگیری از درگیری با والدین عصبانی، پیش از عکاسی از کودکان حتمن از آنها اجازه بگیرید. این موضوع باید کاملن بدیهی باشد.
اگر فرصت خوبی برای گرفتن یک عکس جالب که شامل کودکان است دیدید، از والدین یا سرپرستان آنها اجازه بگیرید و اطلاعات تماس خود را در اختیارشان بگذارید. بسیاری از والدین بابت داشتن عکسهای زیبا از فرزندانشان قدردان شما خواهند بود، چون هر روز فرصت عکاسی حرفهای از آنها را ندارند.
اگر والدین یا سرپرستان را در اطراف نمیبینید، توصیه ما این است که چهره کودکان را در ترکیببندی خود پنهان کنید.
خیلی از عکاسان خیابانی ترجیح میدهند که از افراد بیخانمان یا کسانی که در موقعیتهای آسیبپذیر هستند عکاسی نکنند. دلیلش هم این است که خودشان را جای سوژه میگذارند و میپرسند اگر جای آنها بودند آیا دوست داشتند ازشان عکسی گرفته شود؟ اگر پاسخ منفی باشد، ثبت آن تصویر ممنوع است.
نکات و ایدههای برای شروع عکاسی خیابانی
عکاسی کلوزآپ از افراد کمی با عکاسی از معماری خیابانی یا عکاسی مستندگونه متفاوت است. در حالی که هدف اصلی عکاسی خیابانی فاصله گرفتن از تصاویر ژستدار، مصنوعی و تکراری است، عکاسی از غریبهها فرصتی عالی برای کار با زیبایی طبیعی و واقعی فراهم میکند.
اما این کار برای بسیاری از ما چالشبرانگیز است چرا که افرادی که در خیابان هستند مشتریان شما نیستند، شما را نمیشناسند و اغلب هم تمایلی به عکاسی شدن ندارند!
بدون شک، عکاسی از غریبهها در ابتدا میتواند کمی ترسناک باشد. در ادامه این مقاله چند نکته برای آسانتر کردن ورود شما به عکاسی خیابانی آورده شده است.
-
با فاصله مناسب از سوژهها عکاسی کنید
تا زمانی که در نزدیک شدن به سوژهها راحتتر شوید، با کمی فاصله عکاسی کنید. منظور این نیست که از لنز تلهفوتو استفاده کنید. بلکه به دنبال صحنههای محیطی با شخصیتهای جالب باشید و رویکردی مستندگونه داشته باشید. عکاسی با کمی فاصله میتواند باعث شود احساس راحتی بیشتری داشته باشید. بعدها که در اینکار حرفهای تر شدید خواهید دید که نزدیک شدن به سوژهها چه تاثیر شگفتانگیزی بر روی عکسهایتان خواهد داشت.
از تعریف و تشکر از فردی که پذیرفته سوژه شما باشد دریغ نکنید. این کمترین کاری است که میتوانید انجام دهید. میتوانید با تشکر کردن خداحافظی کنید، اما حتمن با دادن کارت ویزیتتان به او، فرصتی بدهید تا عکسهایش را ببینند.
برخی افراد واقعن با شما تماس میگیرند تا عکسها را دریافت کنند و اگر سوژه از عکسش خوشش بیاید، ممکن است در آینده برای نیازهای عکاسیاش با شما تماس بگیرد.
پیدا کردن سوژه در عکاسی خیابانی
-
از نوازندگان خیابانی عکس بگیرید
نوازندگان خیابانی به عکاسی شدن عادت دارند. با این حال، اجرای خیابانی راه امرار معاش آنهاست پس قبل از شروع عکاسی، چند اسکناس در کلاهشان بیندازید و مطمئن شوید متوجه این کار شما را میبینند. حالا میتوانید با خیال راحت عکاسی کنید. وقت بگذارید، از زوایای مختلف عکس بگیرید و با نور بازی کنید. اگر کارت ویزیت دارند، آن را بگیرید و بگویید بعدن تصاویر را برایشان ارسال خواهید کرد.
بسیاری از عکاسان خیابانی مبتدی از مواجهه با سوژههایشان میترسند. سعی کنید از داخل یک ساختمان از خیابان عکاسی کنید. وجود شیشه نوعی حس امنیت و محافظت به شما میدهد! البته اگر عابران متوجه شما شدند، حتمن لبخند بزنید!
-
از پشتسر از افراد عکاسی کنید
چه کسی گفته در عکاسی خیابانی حتمن باید صورت سوژه دیده شود؟ عکاسی از پشت، راهی عالی برای ثبت تصویر بدون جلب توجه است. به دنبال افرادی با لباسها یا کلاههای جالب باشید و از آنها عکاسی کنید.
-
از حیوانات خیابانی عکس بگیرید
چه کسی یک عکس خوب از سگ یا گربه را دوست ندارد؟ علاوه بر این، عکاسی از حیوانات خیابانی اغلب باعث شروع گفتگو با صاحبانشان میشود و این میتواند مقدمهای عالی برای گرفتن یک پرتره خیابانی نیز باشد! هنگام عکاسی از حیوانات، فراموش نکنید پایین بیایید و همسطح آنها شوید. یک پرسپکتیو نزدیک و واید عکسهای بسیار جذابتری ایجاد میکند.
-
دوربینتان را بر روی کادر مورد نظر آماده کنید
وقتی پسزمینهای جالب و نور خوبی پیدا میکنید، وقت گذاشته و رفتوآمد مردم را تماشا کنید، ببینید نور چگونه روی آنها میتابد یا یک عنصر خاص در پسزمینه چگونه با آنها تعامل دارد. وقتی صحنه را خوب درک کردید و فهمیدید چه چیزی میخواهید ثبت کنید، کادر را ببندید. روی نقطهای که میخواهید سوژه در آن قرار بگیرد پیشفوکوس کرده و سپس منتظر بمانید تا فرد مناسب وارد «کادر» شما شود.
در اینجا صبر کلید اصلی است. وقتی هر کسی عبور میکند شاتر را فشار ندهید. منتظر فرد مناسب بمانید. شاید او کلاه فوقالعادهای بر سر داشته باشد یا پالتویش پشت سرش در حرکت باشد. در برابر وسوسه عکاسی از هر چیزی که حرکت میکند مقاومت کرده و در آنچه ثبت میکنید هدفمند باشید.
ثبت سیلوئت در عکاسی خیابانی راهی عالی برای ثبت ناشناس سوژههاست. به دنبال نور پسزمینه قوی یا پنجرهای روشن باشید تا بهعنوان پسزمینه عمل کند و منتظر بمانید سوژهای از مقابل آن عبور کند. از ویژگی جبران نوردهی دوربینتان استفاده کنید تا تصویر را کمی تیرهتر ثبت کنید یا روی منبع نور داخل تصویر، نورسنجی نقطهای انجام دهید.
هر دوی این روشها سوژه را در سایه قرار میدهند در حالی که پسزمینه بهدرستی نوردهی میشود. دقت کنید عناصر سیلوئت در کادر روی هم نیفتند تا سوژهها واضح و قابل تشخیص باشند. باز هم صبور باشید. منتظر شخصیتهای جالب بمانید تا وارد تصویر شوند. سیلوئتها میتوانند بسیار سرگرمکننده باشند، پس این تکنیک را حتمن امتحان کنید.
-
از نور با کنتراست بالا استفاده کنید
بیشتر عکاسان تازهکار خیابانی وقتی نور شدید و خشن است عکاسی را متوقف میکنند. اما این یک زمان عالی برای بازی با نور و سایه در عکاسی خیابانی است. به دنبال لکههای نور باشید و ببینید نور چگونه با افرادی که به آن وارد و یا از آن خارج میشوند تعامل میکند. به دنبال رنگهایی باشید که از دل تاریکی بیرون میزنند. هنگام عکاسی در این شرایط، به نوردهی بسیار دقت کنید. از جبران نوردهی استفاده کنید و یک یا دو استاپ نور را کاهش دهید تا وقتی سوژه وارد نور میشود بهدرستی نوردهی شود.
آنری کارتیه-برسون، پدر عکاسی خیابانی، در مصاحبهای به واشنگتن پست گفت:
«در هنگام گرفتن عکس، کسری خلاقانه از یک ثانیه وجود دارد. چشم شما باید ترکیببندی یا حالتی را ببیند که خودِ زندگی به شما ارائه میدهد، و باید بهصورت شهودی بدانید چه زمانی دکمه دوربین را فشار دهید. آن لحظهای است که عکاس خلاق است. اوه! لحظه! وقتی آن را از دست بدهید، برای همیشه از بین رفته است.»
ثبت لحظه قطعی کمی شانس، واکنش سریع و شناخت خوب از دوربینتان میطلبد.
-
روش درست نزدیک شدن به غریبهها را یاد بگیرید
هشدار: گرفتن پرترههای خیابانی اعتیادآور است!
کلید گرفتن اجازه برای عکاسی از یک غریبه، تعریف و تمجید است. با دوربین در دست به سمت کسی ندوید و فریاد نزنید: «هی، میتوانم ازت عکس بگیرم؟» نه. با دوربین در کنار بدنتان نزدیک شوید. به او بگویید لبخندش را دوست دارید یا اینکه نور عصرگاهی چگونه موهایش را روشن کرده است. با او صحبت کنید و بگویید عکاس خیابانی هستید که زندگی شهری را مستند میکند. وقتی ارتباطی برقرار شد، سپس بپرسید: «مشکلی ندارد اگر از شما پرتره بگیرم؟» تجربه نشان داده با این روش، در نه مورد از ده مورد موفق میشوید.
چند نکته هنگام گرفتن پرتره خیابانی را به خاطر داشته باشید. اول اینکه همانطور که پیشتر گفتم، پیش از نزدیک شدن، تنظیمات دوربین را آماده کنید.نباید وقتی سوژهها پاسخ مثبت دادند، شما درگیر تنظیم دوربین شوید. همچنین عجله نکنید.
وقتی کسی به شما اجازه عکس گرفتن از چهرهاش را میدهد، معمولن برای چند عکس مشکلی ندارد. اگر نور مناسب نیست، مؤدبانه بپرسید آیا میتواند کمی جابهجا شود. پس از ثبت عکس، آن را روی نمایشگر دوربین نشان دهید تا واکنش و نظرش را ببینید. بسیاری از افراد از دیدن تصویر خود با یک دوربین خوب هیجانزده میشوند و اگر لازم باشد برای عکسهای بیشتر هم همکاری میکنند. در نهایت، پیشنهاد دهید تصویر را برایشان ارسال کنید. برای این کار بهتر است که کارت ویزیت همراه داشته باشید.
گرفتن پرترههای خیابانی بسیار رضایتبخش است و راهی عالی برای آشنایی با افراد فوقالعاده است. حتمن امتحانش کنید.
جمعبندی
وقتی برای اولین بار وارد دنیای عکاسی خیابانی میشوید، زیاد درگیر تعریف آن نشوید. در عوض، زندگی خیابانی را از دیدگاه منحصربهفرد خود ثبت کنید. با فاصلههای کانونی مختلف آزمایش کنید تا موردی را پیدا کنید که با ذهنیت شما همخوانی دارد. با نور بازی کنید و ببینید چگونه سوژههایتان را روشن میکند. اما مهمتر از همه، از عکاسی خیابانی لذت ببرید.
اگر میخواهید مهارتهای عکاسی خود را تقویت کنید و آماده چالش ثبت احساسات، حرکات و لحظاتی هستید که داستانی روایت میکنند، این شاخه از عکاسی را امتحان کنید. ما در یک مطلب مجزا گامهای عملی برای اینکه چگونه عکاس خیابانی خوبی شویم و مهارتهایمان را ارتقا دهیم، بررسی کردهایم. اگر این کار را تجربه کنید، خواهید دید ثبت زندگی خیابانی به شکلی که امور روزمره را خارقالعاده نشان میدهد، بسیار لذتبخش است. علاوه بر این، مهارتهای عکاسی شما هم در این سبک بهبود مییابد و در نتیجه همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم، آنچه در عکاسی خیابانی میآموزید را میتوانید در سایر شاخههای عکاسی مورد علاقهتان نیز به کار ببرید.