فتومونتاژ چیست؟
کاربردهای ترکیب تصاویر در هنر

Photomontage 00

 
ترجمه از جیران کمالی اصل هنرجوی مدرسه عکاسی آرتسنس
فتومونتاژ (Photomontage) و کلاژ (Collage)  تکنیک‌هایی ترکیبی برای خلق تصاویری هستند که از عناصر یا قطعات ناهمگون تشکیل شده‌اند. این تکنیک‌ها در حوزه‌های مختلفی مانند عکاسی، معماری، هنرهای تجسمی و همچنین در دوران معاصر در ساخت تصاویر عامیانه نیز استفاده می‌شوند. فتومونتاژ هم بخشی از عکاسی محسوب می‌شود و هم فرآیندی برای دگرگونی تصاویر از طریق حرکاتی همچون بریدن، سرهم‌کردن و ترکیب‌کردن.
همانطور که در کلاس فوتومونتاژ مدرسه عکاسی آرتسنس هم به‌خوبی با آن آشنا خواهید شد، فتومونتاژ یک شیوه هنریست که تقریبن از زمان پیدایش عکاسی تاکنون پابرجا مانده است. در ساده‌ترین تعریف، فوتومونتاژ تصویری واحد است که از ترکیب دو یا چند تصویر اصلی و/یا موجود ایجاد می‌شود. هنرمند با خلق یک مونتاژ، مخاطب خود را به تفکر درباره رابطه بین تصاویر ترکیب‌شده تشویق می‌کند. فوتومونتاژ معمولن از طریق برش و چسباندن تصاویر ایجاد می‌شود و در آن عکس‌های اصلی یا یافت‌شده اغلب در کنار تصاویر غیرعکاسی (مانند متن نوشته‌شده و حتی الگوها و شکل‌ها) قرار می‌گیرند. همچنین ممکن است یک تصویر "جدید" با تغییر یک عکس اصلی از طریق پاره‌کردن و برش‌زدن خلق شود. در هر نمونه از این رویکرد هنری، از مخاطب خواسته می‌شود، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، معنای یک اثر هنری اصلی را که از طریق ارتباطات تصویری خلق شده است را درک کند. 

 

زیبایی شناسی فتومونتاژ 

 

Photomontage 01
 
قدرت واقعی فتومونتاژ در این است که یک تصویر کامل و یکپارچه ارائه نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود اثر تولید شده هیچ‌گاه به «تنها-تصویر» یا «تصویر کامل» تبدیل نشود.شاید هم به همین دلیل است که از تکنیک فتومونتاژ در Photo-Based Art بسیار استفاده می‌شود زیرا فتومونتاژ، تصویر را به سوی چندگانگی، تفاوت‌ها، پیوندها، روابط، انشعابات، تغییرات، منظومه‌ها، دگردیسی‌ها و در نهایت، مفاهیم جدید سوق می‌دهد. مونتاژهایی که دیدگاه‌های مختلفی را می‌سازند و درعین‌حال تغییر شکل‌ها را آشکار می‌کنند و به ما نشان می‌دهند جهان چگونه به نظر می‌رسد و چگونه دچار اعوجاج می‌شود. 
البته  این بدان معنا نیست که فتومونتاژ صرفن مجموعه‌ای از عکس‌های تصادفی است. بلکه امکان آشکار کردن روابط خاص و شبکه‌ای از پیوندهایی را که در پسِ سطحِ تخت یک تصویر پنهان هستند، را برای مخاطب فراهم می‌کند. این فرآیند به هیچ وجه تصادفی نیست؛ بلکه این ترکیب‌ها به ذهنیت شخصی بستگی دارند که عمل برش و ادغام کردن عکس‌ها را انجام می‌دهد، حتا اگر این ذهنیت گاهی یک‌دست و یکپارچه نباشد. با این‌حال هنرمند فتومونتاژ از طریق تکثیر دیدگاه‌ها، به دنبال یافتن دلیل رویدادها و ایجاد ارتباط میان آن‌هاست. از سوی دیگر درست مانند کاربردی که در کلاس داستان‌گویی با عکاسی از فتومونتاژ استفاده می‌شود، در این روش هنرمند از طریق فتومونتاژ می‌کوشد جایگاه خود را درباره یک موضوع خاص به مخاطبانش نشان دهد، جهت‌گیری کرده و موضعی اتخاذ کند. 

 

Photomontage 02-Charlotte Perriand
 
این تکنیک همچنین به معنای ایجاد فاصله‌ مناسب میان واقعیت موجود و واقعیت برخواسته از طریق تکه‌تکه کردن و تمرکز بر جزئیات است. همان کاری که برشت انجام می‌دهد: او با بریدن عکس‌ها از روزنامه‌های آمریکایی و قرار دادن آن‌ها در بافت‌های متفاوت، نظم تصویری و ایدئولوژیکی آن‌ها را از هم می‌پاشد تا معناهای همگن‌شده‌‌شان را به چالش بکشد و بدین ترتیب فاصله‌ای ایجاد کند. این کاری دشوار اما ضروری است، چراکه ما باید از پسِ دو چالش برآییم: نخست، محو شدن هاله‌ معنا یا فاصله‌ انتقادی و دوم، سرریز اطلاعات و تصاویر رسانه‌ای.
تنها اتخاذ یک نقطه‌ دید معین است که امکان ارزیابی یک رویداد خاص را فراهم می‌کند. در اینجا، قضاوت تنها به واسطه‌ بازیِ مونتاژ امکان‌پذیر است؛ بازی‌ای که ترکیب‌های گوناگون خلق می‌کند، شباهت‌ها و شکاف‌ها را آشکار می‌سازد و در حقیقت، فرآیندِ شکل‌گیری یک دیدگاه است. بازی در این مفهوم، به منزله‌ حرکتی مقاومتی در برابر وضعیت پراکندگی است که بیننده‌ تصاویر بازتولیدشده‌ مکانیکی (و اکنون دیجیتالی) را احاطه کرده است.

 

پیشگامان فتومونتاژ در تاریخ هنر

 

Photomontage 03- Bonnie Huang
 
طبق گفته بسیاری از منابع، فتومونتاژ در اواسط دهه ۱۸۵۰ پدید آمد، زمانی که عکاسان تجربی تلاش کردند تصاویری خلق کنند که بتوانند هم‌پای هنرهای زیبا قرار گیرند. نخستین ایده‌ تصویر ترکیبی را هیپولیت بایارد(Hippolyte Bayard)، عکاس فرانسوی، مطرح کرد. او قصد داشت پرتره‌هایی را با پس‌زمینه‌هایی ترکیب کند که حالتی ایده‌آل و هماهنگ ایجاد کنند. اما از آنجا که عکاسی در آن زمان نمایانگر حقیقت مطلق تلقی می‌شد، این روش مورد انتقاد جامعه‌ عکاسی قرار گرفت و به‌عنوان تحریفی از واقعیت در نظر گرفته شد.  

 

Photomontage 04-Hippolyte Bayard
 
در دوره ویکتوریایی، اولین فتومونتاژهای تجاری به وجود آمدند و این تکنیک توسط اسکار گوستاو رجلندر (Oscar Gustave Rejlander) با نام "چاپ ترکیبی" (Combination Printing) معرفی شد. رجلندر که در ابتدا در ژانر پرتره فعالیت داشت، بعدها به‌دلیل خلق آثار جنجالی با مدل‌های سیرک و کودکان کار شناخته شد. معروف‌ترین اثر او، "دو راه زندگی- The Two Ways of Life " (۱۸۵۷)، بیش از ۳۰ نگاتیو مجزا را در یک عکس ترکیب کرد تا تصویری تمثیلی و اخلاقی از تضاد میان گناه و فضیلت ارائه دهد.

 

Photomontage 05-Oscar Gustave Rejlander
 
 در این اثر، دو پسر در کنار یک پدر راهنما قرار گرفته‌اند که یکی به‌سمت زندگی پرهیزکارانه و دیگری به‌سمت افراط و خوش‌گذرانی هدایت می‌شود. به‌رغم بحث‌هایی که درباره‌ برهنگی جزئی در این تصویر وجود داشت، اثر مورد استقبال قرار گرفت و زمینه‌ ورود رجلندر به انجمن سلطنتی عکاسی لندن را فراهم کرد.
همچون رجلندر، هنری پیچ رابینسون  (Henry Peach Robinson)  نیز کار خود را به‌عنوان یک عکاس پرتره آغاز کرد و بعدها به یکی از تأثیرگذارترین عکاسان قرن نوزدهم تبدیل شد. معروف‌ترین اثر او، "محوشدن- Fading Away " (۱۸۵۸)، تصویر لحظات پایانی یک زن جوان در کنار خانواده‌اش را نمایش می‌دهد. این اثر به دوران "فاز پیشارافائلی" رابینسون تعلق دارد، که طی آن او لحظاتی ماندگار در فضایی گوتیک و دراماتیک خلق می‌کرد. 

 

Photomontage 06-Henry Peach Robinson- Fading Away
 
اگرچه ری‌لندر و رابینسون تلاش داشتند که عکاسی را هم‌ردیف نقاشی‌های فاخر قرار دهند، اما بسیاری از فتومونتاژهای عامه‌پسند نیز در همان دوران رایج شدند. از جمله این تصاویر، کارت‌پستال‌های طنزآمیز بودند که در آن‌ها سر یک فرد روی بدن اشتباهی (یا حتا بدن یک حیوان) قرار می‌گرفت.

 

Photomontage 07
 
با آغاز جنگ جهانی اول، تصاویر فتومونتاژی که به لحظات احساسی جنگ مثل وداع با سربازان می‌پرداختند، محبوبیت بیشتری پیدا کردند. این تصاویر اغلب به‌صورت رنگ‌آمیزی‌شده‌ دستی منتشر می‌شدند و بعدها بر جنبش دادا در برلین تأثیر گذاشتند، جنبشی که مسیر فتومونتاژ را از روایت‌های احساسی و دروغین به‌سمت هنر خودآگاه و انتقادی تغییر داد. 
با این وجود مانند بسیاری از ابداعات بشری  دیگر، تعیین منشأ دقیق فتومونتاژ دشوار است، اما یک نکته مسلم است: «فتومونتاژ به هیچ‌وجه ابداعی از سوی پیشگامان هنری اوایل قرن بیستم نبوده است، بلکه پیش از آن نیز حضوری گسترده و متنوع در عکاسی قرن نوزدهم داشته است.» 
در عین حالپس از پذیرش آن توسط هنرمندان پیشرو تاریخی،  فتومونتاژ دستخوش دگرگونی‌های عمیقی شد، چرا که این هنرمندان به‌وضوح خود را از تجربیات پیشین متمایز می‌کردند. فتومونتاژ در نقطه‌ تلاقی عکاسی، اسمبلاژ، مونتاژ، کلاژ و همچنین استفاده از اشیای آماده و نمونه‌برداری‌های عامیانه، که اغلب از مطبوعات جریان اصلی گرفته می‌شد، حضوری فراگیر در جریان‌های هنری آن دوران داشت. چه در ادبیات، چه در سینما و چه در موسیقی، کنش‌های نمونه‌برداری، برش و ترکیب، در همه جا به چشم می‌خورد.

 

Photomontage 08
 
در دوره‌ میان دو جنگ جهانی، فتومونتاژ و فوتوکلاژ به‌طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفتند و جنبش‌های دادائیسم، کانستراکتیویسم، سوررئالیسم و فوتوریسم همگی آن را به‌عنوان نمادی از گسستی رادیکال با گذشته معرفی کردند. این تکنیک به هنرمندان امکان داد تا از مفهوم سنتی آفرینش هنری به‌عنوان یک مهارت فنی فاصله بگیرند. با بهره‌گیری از منابع متعدد، ترکیب‌بندی لایه‌لایه و بازی با مقیاس‌های مختلف، فتومونتاژ تنوع بیشتری ایجاد کرد، نگاه تک‌بعدی مبتنی بر پرسپکتیو خطی را به چالش کشید و درون یک تصویر دو‌بعدیِ ثابت، پویایی و زمانمندی تازه‌ای را رقم زد.

 

Photomontage 09-Hannah Hoch and Raoul Hausmann
 
به گفته‌ مورخ هنر، آنجلا لمپه، این تکثر پرسپکتیوها یکی از دلایلی است که فتومونتاژ را تا این حد به مدرنیته پیوند می‌دهد. در میان پیشگامان هنری دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، دادائیست‌ها، به‌ویژه دادائیست‌های برلین از جمله هانا هوخ(Hannah Höch)، گئورگ گروس(George Grosz)، رائول هاوسمان(Raoul Hausmann) و جان هارتفیلد (John Heartfield) آثار فتومونتاژ مهمی را خلق کردند. تا اواخر دهه‌ی ۱۹۱۰، فتومونتاژ به شکل اصلی بیان هنری آن‌ها تبدیل شده بود، تا جایی که ادعای ابداع آن را داشتند. درون‌مایه‌ مرکزی آثار این هنرمندان، استراتژی‌های تملک و تصاحب فرهنگی بود، مشابه آنچه میشل دوسرتو از آن با عنوان «شکار فرهنگی» یاد می‌کند. علاوه بر این، دادائیست‌ها با برداشتن قطعات تصویری از مطبوعات جریان اصلی، نقدی اجتماعی و تندوتیز ارائه می‌دادند.

 

Photomontage 10-Hannah Hoch
 
برای نمونه، آثار هانا هوخ پرسش‌هایی درباره‌ جنسیت و جایگاه زنان مطرح می‌کرد. در سال ۱۹۱۸، رائول هاوسمان نخستین فتومونتاژ خود را خلق کرد و این شیوه را در متون نظری و سخنرانی‌های نمایشگاهی خود مورد بررسی قرار داد. فتومونتاژهای جان هارتفیلد رویکردی فعالانه و سیاسی داشتند و به افشای ظهور ناسیونال سوسیالیسم می‌پرداختند، چنان‌که گونتر آندرس در سال ۱۹۳۸، در جریان نمایشگاهی از آثار هارتفیلد در نیویورک، به آن اشاره کرد.  

 

Photomontage 11-alexander rodchenko
 
کانستراکتیویست‌های روس، از جمله ال لیسیتسکی (El Lissitzky) و الکساندر رودچنکو  (Alexander Rodchenko) ، نیز همین نگاه سیاسی را دنبال کردند و بر ماهیت انقلابی فتومونتاژ تأکید داشتند. برای مثال، ال لیسیتسکی بر قدرت بی‌واسطه‌ بیان تصویری تأکید می‌کرد و معتقد بود که متن باید نقشی ثانویه داشته باشد. در همین راستا، لازلو موهولی ناگی (László Moholy-Nagy) ، از اساتید برجسته باهاوس، به کارگیری فتومونتاژ را در آثارش توسعه داد، همان‌گونه که هنرمندان فوتوریست و سوررئالیست نیز این تکنیک را به‌کار بردند و شکاف‌های فرمی، سیاسی و اجتماعی‌ای که پیشگامان هنری بر آن تأکید داشتند را محقق ساختند.
از این نقطه به بعد، فتومونتاژ روابط جدیدی را به‌ویژه میان هنر و معماری رقم زد. این پیوندها بر پایه‌ دوستی‌ها، تعاملات و همکاری‌های نزدیک شکل گرفتند.  لودویگ میس فان در روهه (Ludwig Mies van der Rohe) ، که بین سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ مدیر مدرسه‌ باهاوس بود، در دوران میان دو جنگ جهانی در کنار پیشگامان هنری آلمان حضور داشت. او که دوست صمیمی هانا هوخ بود، در سال ۱۹۱۰ به آزمایش با فتومونتاژ پرداخت و در سال ۱۹۲۲، از این تکنیک برای به تصویر کشیدن پروژه‌ مشهور خود، آسمان‌خراش فریدریش‌اشتراسه در برلین-میت، بهره برد. 

 

Photomontage 12-Ludwig Mies van der Rohe. Concert Hall project
 
فتومونتاژ برای او نه‌تنها به ابزاری در فرآیند طراحی، بلکه به روشی برای ارتباط بصری بدل شد، چنان‌که در سراسر دوران فعالیتش آن را به کار گرفت و از این منظر، هیچ معمار دیگری در جنبش مدرن به اندازه‌ی او از این تکنیک بهره نبرد.
برای شارلوت پریان (Charlotte Perriand) که از دیگر پیشگامان استفاده از فتومومونتاژ در آثار هنری به حساب می‌آید، فتومونتاژ نه صرفن ابزاری در طراحی و ارتباط بصری، بلکه وسیله‌ای برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی بود. او که رابطه‌ای نزدیک با پیشگامان هنری داشت، با فرنان لژه همکاری کرد و همچنین با لازلو موهولی-ناگی آشنا شد. در سال ۱۹۳۵، نخستین فتومونتاژ غول‌پیکر خود را با عنوان «فقر پاریس- (La Grande Misère de Paris) »خلق کرد که دیوارهای نمایشگاه جهانی بروکسل در سال ۱۹۳۶ را آراست.

 

Photomontage 13-Charlotte Perriand-La Grande Misere de Paris, 1936
 
به گفته‌ ورونیک برگن، استفاده‌ پریان از فتومونتاژ در راستای پروژه‌ای مستمر از مقاومت بود، پروژه‌ای که از خلال خلق آثاری که صحنه‌ی اجتماعی-سیاسی زمانه را بازتاب می‌دادند، در پی تحقق رهایی و عدالت برای اقشار گسترده‌ای از جامعه بود.
بدین‌ترتیب، هنر، معماری و سیاست به یکدیگر گره خوردند، همان‌گونه که برای بسیاری از هنرمندان آن دوران چنین بود، و فتومونتاژ را می‌توان به‌عنوان بیان مشترک این پیوندها در نظر گرفت.
فتومونتاژهایی که هنرمندان و معماران در این دوره خلق کردند، همچنان بر آثار معاصر تأثیرگذارند. فتومونتاژهای موجود در پورتفولیوی کاترینا بورلی، که در مقاله‌ی او با عنوان (بدن‌های معماری: جستاری درباره‌ی فتومونتاژها) ارائه شده‌اند، به‌وضوح امتداد بصری و اجتماعی این میراث هستند. 
بورلی در آثارش مانند هانا هوخ و شارلوت پریان، با لایه‌بندی عناصر و مواجهه‌ مقیاس‌های مختلف کار می‌کند و از مجلاتی که در هتل‌ها، خطوط هوایی و مطبوعات جریان اصلی توزیع می‌شوند، بهره می‌برد. از این طریق، او به رابطه‌ تنش‌آلود میان بدن‌ها و محیط‌های ساخته‌شده می‌پردازد؛ روابطی که در آن، انسان‌ها از لحاظ فیزیکی تخلیه‌شده، فرسوده و حتا تحت سلطه ساختارهای معماری ظاهر می‌شوند.

 

این مقاله در روزهای آینده تکمیل می‌شود.

 

 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید