ترجمه از الهه دوستی هنرجوی مدرسه عکاسی آرتسنس، ویراستاری از تیم تولید محتوای آرتسنس
در عکاسی مفهومی، جایی که هنرهای زیبا، عکسها و قوه تخیل انسانی با هم تلاقی میکنند، ایده، نقش مرکزی دارد. در این مقاله ما تلاش میکنیم تا توضیح دهیم که چگونه با استفاده از دوربین و دیگر ابزارهای هنری دیجیتال یا آنالوگ به سبک عکاسی مفهومی خود جان بدهید و آن را خلق کنید، فراموش نکنید که راهنمایی گرفتن از حرفهایها در هر
کلاس عکاسی در مدرسه عکاسی آرتسنس میتواند به ارتقای کار شما کمک کرده و آن را متمایز کند.
عکاسی مفهومی چیست؟
عکاسی مفهومی یا ( Conceptual Photography ) به یک موضوع خاص یا سبک خاصی از عکاسی محدود نیست، بلکه یک نوع عکاسی ایده محور است.همانطور که در
کلاس داستانگویی با عکاسی مدرسه آرتسنس هم درباره آن صحبت میشود، در این سبک از عکاسی شما با یک داستان یا مفهوم شروع میکنید و از یک دوربین و همچنین نرم افزارهای مختلف در فرآیندی خلاقانه برای رسیدن به دیدگاه خود استفاده میکنید. عکسهای مفهومی در دسته بندی
عکاسی فاین آرت قرار میگیرند، به شکلی که در عکاسی مفهومی، هنرمندان تجسمی برای معرفی ایدههای خود فراتر از مستندسازی صرف میروند و از ابزارهای دیجیتالی استفاده میکنند تا یک عکس را بسازند نه اینکه فقط عکسی بگیرند.
عکاسی مفهومی یا به عبارت دیگر عکاسی کاسپچوال، اگرچه مقولهای متمایز است، اما یک عکس مفهومی میتواند از ژانرهای مختلف عکاسی بیرون بیاید. یک تصویر مفهومی ممکن است عناصری از عکاسی منظره، عکاسی طبیعت بی جان،
عکاسی پرتره و حتا
عکاسی مستند را در خود جای دهد. درست است که در نگاه اول به نظر میآید که سورئالیسم و عکاسی انتزاعی(آبستره) اغلب پتانسیل بیشتری برای خلق عکسهای مفهومی دارند، اما واقعیت این است که هیچ محدودیتی در روشها، ژانرها و سبکهای مختلف عکاسی استفاده شده برای خلق تصاویر مفهومی وجود ندارد.
و از طرف دیگر، اینکه گفته میشود عکسهای مفهومی قطعن از علایق و ایدههای عکاس سرچشمه میگیرند، به این معنا نیست که نمیتوانند در عکاسی تجاری مورد استفاده قرار بگیرند. تبلیغات از عکسهای مفهومی برای انتقال پیام و فروش محصولات استفاده میکنند، علاوه بر این، پرترههای مفهومی از عکسهای مد و فشن روز گرفته تا کمپینهای محصولات زیبایی، اغلب در محیطهای تجاری مختلف دیده و استفاده میشوند.
در عکاسی کانسپچوال ایده یعنی همهچیز
البته این موضوع در مورد انواع مختلف هنر و به ویژه در مورد اشکال مختلف هنر مفهومی قطعن صدق میکند. آنیا آنتی، عکاس مفهومی که عکسهای سورئال و خودنگاره زیادی خلق میکند، درباره اهمیت ایدهپردازی در عکاسی کانسپچوال میگوید: «برخی افراد برای انجام خواستههایشان توانایی تکنیکی لازم را ندارند، اما همین افراد هم اگر دیدگاه، ایده یا طرزفکری را در اثرشان داشته باشند هم کارشان جالب خواهد بود. از طرف دیگر برخی از افرادی که بیشتر بر روی تکنیک تمرکز میکنند تا ایده، ممکن است از نظر فنی خوب باشند، اما چیزی که خلق میکنند خسته کننده و بی معنا خواهد بود.»
برای پیدا کردن یک ایده جذاب در عکاسی، باید به دنبال الهام گرفتن باشید. آنیا آنتی در اینباره میگوید: «الهام مانند عضلهای است که باید تمرینش بدهی.» میتوان آن را به کتابخانهای از تجربیات بصری تشبیه کرد که در طول زمان جمع آوریاش میکنید. با ایجاد یک دفتر ثبت ایده برای خودتان، می توانید از آثار، هنرمندان و ایدههای مختلف استفاده کنید تا به توسعه مفاهیم منحصر به فردی که میتوانید داشته باشید کمک کنید.
برای عکاسی مفهومی، چگونه الهام بگیریم؟
آنیا آنتی در اینباره توصیه میکند: « نه فقط عکاسی بلکه انواع مختلف هنر را ببینید و مطالعه کنید و کارهای هنرمندان مفهومی مورد علاقه خود را دنبال کنید. به بازدید از گالریها و موزهها بروید تا بیشتر و بهتر هنر را درک کنید. مهم است که سلیقه و دید هنری خودتان را به همین ترتیب و به مرور بسازید، یادتان باشد که شما به راحتی میتوانید تکنیکها و نرم افزارها مورد استفاده در عکاسی کانسپچوال را یاد بگیرید اما مشکل اصلی که من در آثار خلق شده توسط تازهکارها میبینم نداشتن دیدگاه و ایده است.»
هدف شما هر چه که باشد خواه خلق پرترههای مفهومی خیرهکننده، مناظر فراواقعی و یا ترکیببندیهای سورئال طبیعت بیجان، در هر صورت در مجلات هنری، زندگی روزمره یا پلتفرمهای مختلف، میتوانید نمونههای برجستهای از عکاسی مفهومی برای الهام گرفتن در کار خود پیدا کرده و از آنها ایده بگیرید. حتا سعی کنید عکسهایی از هنرمندان دیگر را که دوست دارید بازآفرینی کنید. به شرطی که در زمان بازآفرینی با شبیه سازی کمی تغییر در آن به وجود بیاورید این کار میتواند یک تمرین مفید ایدهپردازی برای شروع کار شما باشد.
چگونه یک عکس مفهومی بسازیم؟
بعد از جمع آوری الهامات و ایدههای مختلف و شکل گرفتن یک ایده مشخص و روشن در ذهنتات از چیزی که میخواهید بسازید یا خلق کنید، قدم بعدی این است که آن ایده را را به اجرا برسانید.
-
ایدهتان را ترسیم کرده و برای جلسه عکاسی برنامهریزی کنید؛
آنتی میگوید: «من کارم را با تجسم بصری ایدهام شروع کرده و سپس آن را در فتوشاپ یا ایلاستریتور ترسیم میکنم، گاهی اوقات به طرحهایم رنگ هم اضافه می کنم، این به من کمک میکند تصویر کلی اثرم و مفهومی که میتواند داشته باشد را بهتر ببینم. بخصوص وقتی که با یک تیم کار میکنید رسیدن به این تصویر کلی کار بسیار کار مفیدی است.» طرح شما میتواند به سادگی فیگورها و یادداشتهای اولیه باشد، یا میتواند جزئیات بیشتری داشته باشد. هرچه باشد قطعن این نمای بصری اولیه به شما کمک کند ایده خود را به خوبی به چیزی ملموس تبدیل کنید.
میشل دیوید آدامز، عکاس با سابقه در پرترههای سورئال و هنر مفهومی، میگوید: «طرح خود را کالبدشکافی کنید و آن را به شکل جزئیات و عناصر مختلف در تصویر تقسیمبندی کنید.» در مورد ترکیب بندی، پالت رنگ، لوازم جانبی یا نورپردازی خهم نکات لازم را یادداشت کنید، همه را بنویسید و از این یادداشتها برای برنامهریزی نحوه عکاسی ایدهای که دارید استفاده کنید.
-
عناصر لازم برای رسیدن به عکس مفهومی نهایی را جمعآوری کنید؛
آنتی میگوید: «معمولن من فقط یک عکس نمیگیرم، بلکه متریال را جمعآوری میکنم تا بعدن در فتوشاپ عکس دیگری بسازم.» بسیاری از عکاسان مفهومی با ترکیب عکسهای مختلف با هم کار میکنند، در آثار آنها چندین تصویر با هم ترکیب و یک عکس نهایی ساخته میشود. تصاویر اولیه همیشه فریمهای کاملی نیستند، بلکه شاتهای سادهای از اجزا یا عناصر مختلفی هستند که عکس نهایی را خواهند ساخت.
یادداشتها و طرحهایی که در مرحله قبلی تهیه کرده بودید در این مرحله به شما کمک میکند بفهمید برای عکاسی به چه چیزهایی نیاز دارید. اگر یک چیدمان انجام میدهید یا از عکاسی صحنهپردازی شده استفاده میکنید بسیار مهم است که به نور و رنگهای موجود در عکس توجه کنید. اگر یک عکس دارای نور پسزمینه و دیگری نور از کنار باشد و قرار باشد که این دو با هم ادغام شوند، خب این دو فریم اصلن باهم همخوانی ندارند. همینطور، اگر یک عکس در فضای داخلی با دمای رنگ پایینتر گرفته شده باشد و عکس دیگری در فضای باز در ساعت طلایی گرفته شده باشد، به نظر نمیرسد که این دو قاب در یک تصویر بتوانند جا بگیرند.
تا جای ممکن همه کارها را در دوربین و در زمان عکاسی انجام بدهید که مجبور نشوید زمان زیادی را برای دستکاریهای پیچیده نرمافزاری در عکستان صرف کنید. برای اینکه یک ترکیب واقع گرایانه بسازید، باید جزء به جزء صحنه را طراحی کنید و تا آنجا که ممکن است در همان صحنه عکسها را بگیرید. آنتی می گوید: «من به ندرت از عکاسهای استوک موجود در اینترنت در آثارم استفاده میکنم و برعکس همه تلاشم این است که هر چیزی برای تصویر نهایی نیاز دارم از عکسهای خودم باشد.»
عکستان را خلق کنید
هنگامی که تمام عناصر خود را جمع آوری کردید، زمان آن است که خلاقیت خود را به نتیجه برسانید. آنتی میگوید:« بعد از اینکه عکاسی را تمام کردم، به سراغ کامپیوترم میروم. اینجاست که آن جادوی نهایی اتفاق میافتد. این هیجانانگیزترین بخش کارم است، زیرا این مرحله دقیقن زمانی است که میتوانم سرانجام ببینم تصویر نهاییام چگونه خواهد بود.»
بعضی از عکسهای مفهومی ممکن است فقط نیاز به ویرایش یا روتوش داشته باشند تا کامل شوند، اما بعضی دیگر هم کار بیشتری میبرند تا به یک ایده تحقق ببخشند.
در سبک کاری آدامز، فرآیند پس پردازش سادهتر است و فقط شامل « ادغام عکسها، ماسکه کردن و تطبیق رنگ» میشود. برای ادغام کردن عکسها با یکدیگر نیاز به دانش فتوشاپ دارید که میتوانید در
کلاس آموزش فتوشاپ مدرسه آرتسنس به خوبی آن را یاد بگیرید اما اگر به اندازه کافی بر روی فتوشاپ مسلط هستید و فقط لازم است یاد بگیرید که چگونه عکسها را با هم ترکیب کرده و یک عکس جدید بسازید، پس از انداختن تصاویر بر روی همدیگر اولین ماسک لایه خود را بسازید یا از ماسک های لایه برای ترکیب تصاویر با استفاده از مواردی که در
کلاس فتومونتاژ مدرسه عکاسی آرتسنس یاد میگیرید استفاده کنید.2
چطور عکسهای مفهومی خوبی بگیریم؟
عکاسی کانسپچوال یک هنر ذهنی است و هر کدام از ما تفسیر منحصر بفرد خود را از یک عکس مفهومی «عالی» داریم. «عالی» بودن یک عکس مفهومی، بسته به موقعیتهای مختلف، متفاوت است. به عنوان مثال، در عکس مفهومی با موضوع سفر، عکس عالی، عکسی است که توانایی بازگرداندن بیننده به لحظه دقیق و تجربه شده در سفر را داشته باشد. در عکاسی مستند، عکس مفهومی ایدهآل لحظهای پر از احساس را ثبت میکند. در عکاسی کانسپچوال تبلیغاتی برای مشتریان، تمام جزئیات روی صفحه ال سی دی را دوباره چک میکنید تا مطمئن شوید فوکوس روی سوژه اصلی در محصول نهایی حتا اگر روی بیلبوردها نمایش داده شود هم واضح باقی بماند.
در عکاسی کانسپچوال در مراسم عروسی، تمرکز بر ثبت انرژی و ارتباط عاطفی بین زوجهاست. بعضی از عکسهای مفهومی هم ممکن است نیاز به ویرایش زیاد، تجهیزات گران قیمت و روتوش دقیق داشته باشند تا به ظاهری صیقلی دست یابند، بعضی هم صرف نظر از کیفیت فنی، ارزشی احساسی دارند و آنها را با دوربین های معمولی یا دوربین تلفن همراه هم میشود گرفت.
در ادامه این مقاله میخواهیم درباره موارد زیر صحبت کنیم:
-مفهوم عکاسی مفهومی بی نقص و کامل
-چرا در عکاسی مفهومی میبایست کمتر بر کیفیت فنی تمرکز کنیم؟
-پنج راز عکاسی مفهومی با کیفیت
معمولن بسیاری از ما میپرسند که چطور عکسهای مفهومی کامل و عالیای بگیریم؟ از همین ابتدای این بحث این راز را به شما میگوییم: هیچکس عکسهای کامل و بی نقص نمیگیرد. البته که هیچ عکس کامل و بی نقصی وجود ندارد. اما یک دستورالعمل یا رویکرد ساده وجود دارد که میتواند به ما کمک کند تا در تلاشهای عکاسی خود تا حد امکان به کمال نزدیک شویم.
البته در کل بهتر است که کمتر روی کمالگرایی فنی تمرکز کنید، ابتدا ماهیت خود عکس را بپذیرید. اگر حتا بصورت یادگاری و فقط برای خودتان عکس میگیرید تصور کنید ۵۰ سال بعد آنها را در کشوی خود پیدا میکنید. وقتی خاطرات عکسها را به فرزندانتان نشان میدهید و به آن زمان از زندگیتان فکر میکنید، دیگر اهمیتی ندارد که ایزو ۲۰۰ بوده یا ۸۰۰ اینطور نیست؟
این قضیه در مورد عکسهای مفهومی دیگر هم میتواند مصداق داشته باشد. اشتباه متوجه نشوید، اصلن سعی نداریم فناوری را نادیده بگیریم. اگر میخواهید عکاس موفقی باشید میبایست که درباره دوربین خود یاد بگیرید و هر زمان که وقت داشتید تنظیمات مختلف آن را کشف کنید( شرکت در کلاس عکاسی مقدماتی ما در این مورد بسیار کمک کننده خواهد بود). آزمایش کنید، سریعتر شوید، درک بیشتری بدست بیاورید و دقیق باشید. ارائه کار خوب در عکاسی مفهومی بسیار اهمیت دارد. اما از نظر ما، ایده و حال و هوای عکس ثبت شده مهمتر از وجود نقائص فنی احتمالی در آن است.
لودمیلا بوروشووا عکاس تعریف میکند که: « هزاران عکاس را در طول حرفهام دیدهام که فقط با وارد شدن به اتاق احساس ناامنی به من میدادند، چون آنها سه، چهار بدنه دوربین، یک فلاش بزرگ، بزرگترین لنزهای ممکن که میتوانستند پیدا کنند و کل استودیوی نورپردازیشان را پشت خود حمل میکردند. با تمام سافت باکسها، سه پایه ها و حتا سه پایههای اضافی. فقط باز کردن بسته بندیهایشان بیشتر از کل زمانی که من صرف گرفتن عکس میکردم زمان میبرد. نمیگویم این کار اشتباهی است، اما به یاد داشته باشید که در عکاسی مفهومی تجهیزات همه چیز نیست. شما نباید در این مورد احساس ضعف کنید، اگر میخواهید عکاس مفهومی خوبی شوید فقط باید یاد بگیرید که چطور بین تکنیک و تجهیزات از یک طرف و ایدهپردازی و خلاقیت از طرف دیگر تعادل ایجاد کنید.»
تصور کنید در دو موقعیت سخت مستند، عکاس هستید. در اولین مورد، با یک دوربین DSLR مبتدی و یک لنز کیت میآیید و آماده نیستید. اینجا فناوری شما را محدود میکند، چون به دلیل نداشتن دیافراگم باز نمیتوانید با سرعت شاتری که میخواهید عکس بگیرید، عکسها آنطور که میخواهید واضح نخواهند بود و نمیتوانید افکت بوکه و عمق میدان کم و زیبایی ایجاد کنید. خب این اصلن خوب نیست. حالا خلاف آن را تصور کنید، تمام تجهیزات دنیا را بر پشتتان حمل کنید. اول اینکه این کاری طاقت فرساست، نه؟ بعد هم شما درگیر فکر کردن بیش از حد به هر موقعیت خاص خواهید شد و حواس شما برای گرفتن یک عکس آنقدر پرت میشود که لحظات زیبای دیگری که احتمالن دیگر تکرار نمیشوند را از دست میدهید. مطمئنن، پنج عکس شگفتانگیز از نظر تکنیکی ثبت خواهید کرد که میتوانید از آنها استفاده کنید، اما آیا در آن موقعیت، بودن در لحظه و از دست ندادن آنها، مهمتر نیست؟
بیایید فوکوس سریع، نور استودیویی حرفهای و داشتن دوربین مگاپیکسلی را برای مدتی هم که شده فراموش کنیم و اجازه دهید شما را راهنمایی کنیم که:
یک عکس مفهومی با کیفیت و عالی واقعن چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
۱-ایده جذاب و تاثیرگذار
نیمی از موفقیت شما در عکاسی مفهومی پیدا کردن یک ایده جذاب و تاثیرگذار برای عکس هایتان است! خیلی از ما عکاسی را با سوژههایی کلیشهای مثل گلهای باغچهمان، عکسهایی از آسمان و غروب خورشید و ... شروع کردهایم. اما وقتی در مسیر عکاسی به بلوغ رسیده و جایگاه خود را پیدا کردیم، مسیرمان را به سمت چیزی مثل عکاسی کانسپچوال که برایمان جذاب بوده تغییر دادیم. برای یکی، این علاقه، بیشتر مردم و داستان هایشان بود. برای شما، شاید عکاسی صحنهپردازی شده یا هر شکل دیگری از عکاسی مفهومی باشد.
منظور از پیدا کردن یک ایده جالب چیست؟ منظور ما این نیست که دنبال بازیگران یا مدلهای برتر یا زیباترین لوکیشنها و مکانها باشید. در اینجا ما میخواهیم بگوییم که تلاش کنید تا تشخیص دهید داشتن چه محتوایی عکستان را جالب میکند؟ چون در نهایت این موضوع عکس است که نقش اصلی را در شکل گیری یک ترکیب بندی و تاثیر آن عکس بر روی مخاطب ایفا میکند.
به عنوان مثال برای عکاسی مفهومی در شکل مستند آن، بهترین راه برای تمرین این کار، تلاش برای پرسهزنی و انجام عکاسی خیابانی است. لازم نیست این کار را یواشکی انجام دهید؛ فقط چند ساعت وقت بگذارید و در میدان اصلی شهرتان عکاسی کنید. از مردم بپرسید که آیا میتوانید از آنها عکس پرتره بگیرید. در هر محیطی، افراد با ظاهرهای مختلف وجود دارند. بعضی با لباسهای شیک و رسمی هستند، بعضی درگیر کارهای روزمره مثل حمل کردن خوار و بارشان هستند و بعضی هم با عجله به نزدیک ترین اداره دولتی میروند. درصورتیکه میخواهید همه آنها در عکسهای شما مفهومی داشته باشند ابتدا باید موضوعی را انتخاب کنید که میتواند بین آنها مشترک و البته برای شما هم جالب باشد. به ویژگیهای فیزیکی یا لباسهای انسانها نگاه کنید، یاد بگیرید که چگونه جادو را در جزئیات پیدا کنید. به ما اعتماد کنید، درصورتیکه خوب دقت کنید در همه جا موضوعات خوب و جالب حضور دارند.
۲-داشتن ترکیب بندی جالب
به عنوان یک عکاس مفهومی خوب، داشتن دیدگاه خاص و منحصر به فرد قطعن ارزشمند است! حتا اگر همه ما در شرایط مشابهی زندگی کنیم، اما قطعن از منظر متفاوتی آن را تجربه میکنیم. به همین دلیل است که اگر دو عکاس در حال عکاسی از یک موضوع مشترک باشند، به احتمال احتمال زیاد نتایج کارشان متفاوت خواهد بود. در کنار این، انتخاب زاویه مناسب برای گرفتن عکس و هنر ترکیببندی آن هم اهمیت بسیار زیادی دارد. وقتی یک عکس واقعن چشمگیر است، احتمالن یکی از دلایل آن ترکیببندی خاص و منحصر به فرد و استفاده خوب از پس زمینه عکس است.
میتوانید به روش های متفاوتی از ترکیب بندی به نفع خود استفاده کنید:
-از قانون یک سوم استفاده کنید: هر زمان که برای انتخاب نوع ترکیببندی دچار شک و تردید شدید، قانون یک سوم، میتواند یک انتخاب مطمئن برای شما باشد! این قانون هرچند معروفترین قانون عکاسان در ترکیب بندی است، اما در استفاده از آن باید مراقب باشید دچار تکرار بیش از حد نشوید و البته این را هم بدانید چه زمانی لازم است این قانون را بشکنید!
-قرار دادن سوژه در مرکز تصویر: برخلاف تصور خیلی از عکاسان، قرار دادن سوژه درست در وسط ترکیب بندی اشتباه نیست، فقط تسلط بر آن سختتر است و زمان استفاده از آن در شرایطی خاصتر، این تکنیک ترکیب بندی در کنار یک پس زمینه جالب، خیلی هم خوب میشود.
-با خطوط بازی کنید: در موقع ترکیببندی کردن، خطوط اصلی عکستان را تشخیص داده و تصمیم بگیرید که به کجا ختم بشوند! البته همه ما خطوط افقی و عمودی را میشناسیم، اما میتوانید خطوط مورب، همگرا یا منحنی را هم در عکستان استفاده کنید. فقط لازم است تصمیم بگیرید که کدام یک برای عکس شما بهتر جواب میدهد؟
۳-نورپردازی خاص و منحصر به فرد
همه ما وقتی به یک عکس خوب فکر میکنیم، یکی از ویژگیهایی که فکر میکنیم باید داشته باشد، نورپردازی یا نورسنجی خاص و منحصربهفرد است. گاهی اوقات در زمان عکاسی با استفاده از مهارتهایی که داریم میتوانیم از نور محیط استفاده کرده و به فضایی با نوری رویایی و خاص برسیم و گاهی هم برای رسیدن به آن به برنامهریزی و مدیریت زمان نیاز داریم. اما در هر صورت، وجود نور منحصربهفرد همان قطعه گم شدهای است که جذابیت بصری و قابلیت داستانگویی هر عکسی را افزایش میدهد!
-بوکه: بوکهها نورهایی زیبا در پس زمینهای تاریک هستند و هرگز از مد نمیافتند! اگر در نورپردازی خوش شانس نیستید، شاید بتوانید با نورهای ظریف و لطیف برای خود بوکه ایجاد کنید.
-ساعت طلایی: سادهترین راه برای آشنایی با تکنیکهای مختلف استفاده از نور خورشید این است که در ساعت طلایی بیرون بروید و عکس بگیرید. این ساعت به خاطر نور گرم و ملایمی که دارد به بهبود ترکیب عکس و ایجاد یک فضای رمانتیک کمک میکند. با استفاده از نور در این زمان، میتوانید تصاویری با کیفیت بصری بالا و جذابیت زیبایی شناختی دلخواهتان بدست آورید.
نور تیز: اگر به دنبال چالش هستید، پس آماده باشید! عکاسی در شرایط نوری سخت بهترین تمرینی است که میتوانید برای مدیریت موقعیتهای دشوار نوری برای عکاسی انجام دهید. همانطور که گفته شد، وقتی که از نور شدید در زمان عکاسی استفاده کنید، مواجهه با چالشهای ناشی از آن میتواند منجر به ثبت عکسهای منحصر به فرد و با کیفیت بصری بالا شود. البته که انجام آن کار سختی است و ممکن است در اولین تلاشها خوب پیش نرود، اما قطعن ارزش تلاش برای رسیدن به نتایج بهتر را دارد.
درست است که این چند مورد که در بالا گفتیم، رایجترین موقعیتهای نوری در عکاسی با نور طبیعی هستند، اما خلاقیت در نورپردازی در عکاسی هیچ حد و مرزی نمیشناسد. فقط کافیست در کلاس شناخت نور مدرسه عکاسی آرتسنس شرکت کنید تا برایتان یادآوری شود که؛ شما هم قطعن در خانه اشیاء مختلفی دارید که میتوانید از آنها برای ایجاد نورهای خاص و منحصر به فرد مورد نیاز خود استفاده کنید: چراغ قوه، منشور، آینه یا حتی برخی تزئینات ساخته شده از شیشه.
۴- تمرکز روی جزئیات
در عکاسی مفهومی در بیشتر موارد، خیلی خوب است که یک نقطه تمرکز در عکس داشته باشید که مکانی برای جلب توجه و تمرکز مخاطب باشد. حتا اگر در عکس همه عناصر هماهنگ و مکمل یکدیگر باشند باز هم باید منطقه خاصی وجود داشته باشد که نگاه بیننده را هدایت و به خود جلب کند. این جزئیات میتواند بصری باشد، مانند لمس ظریف دست سوژه یا چیزی که در دستش دارد یا کتابی که در حال خواندن است، یا شاید حتا چین و چروکهای صورت او. گاهی این جزئیات ممکن است یک احساس باشد و پاسخی باشد برای این پرسش در ذهن مخاطب که: من باید از این عکس چه حسی بگیرم؟
وقتی یاد میگیرید که چگونه روی جزئیات تمرکز کنید نتیجه کارتان عالی خواهد بود.قطعن همه عکسها چنین «چیزی» را ندارند، اما بعضی را که میبینیم و دارند، متوجه میشویم که چقدر عکسهای بهتر و تاثیرگذارتری هستند.
۵-اهمیت ثبت « لحظهای که برای همیشه رفته»
یکی از جملات مورد علاقه خیلی از عکاسان، نقل قولی از کارل لاگرفلد است: « آنچه در مورد عکسها دوست دارم این است که لحظهای را ثبت میکنند که برای همیشه رفته است و بازتولید آن غیرممکن است.» اگر برای گرفتن عکسهای عالی فقط به یک جمله الهام بخش نیاز داشته باشید، این نقل قول همه چیز را در خود دارد.
همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، ما عکاسان سراسر جهان، باید از گرفتن عکس لذت ببریم نه به دلیل جنبه فنی یا میلی بی پایان برای کمال. بلکه به این دلیل که ما این قدرت را داریم که زمان را برای همیشه منجمد کنیم. وقتی عمیقن به این موضوع فکر میکنید، هیچ یک از آن ویژگیهای دیگر «عکس کامل» اهمیت چندانی نخواهند داشت. آنچه بیش از همه مهم است این است که بتوانید با عکستان داستانی بگویید، احساسات را بیان کنید، موقعیتی را به تصویر بکشید یا زیبایی را نشان دهید.
همه ما در جستجوی تصویری عالی هستیم، بنابراین دفعه بعد که عکسی میگیرید، فقط روی «گرفتن لحظهای که برای همیشه رفته است» تمرکز کنید. اگر بتوانید آن لحظه خاص و جادویی را جاودانه کنید، شما قطعن موفق شدهاید که یک عکس با کیفیت بگیرید.
در کنار همه مواردی که در این مقاله به آنها اشاره کردیم، فکر کردن به پاسخ پرسشهایی که در زیر میآید به شما در راه تبدیل شدن به یک عکاس مفهومی خوب کمک بسیاری خواهد کرد:
۱) آیا تعاریف یا استانداردهای متفاوتی از «عکس خوب» در ژانرهای مختلف عکاسی مفهومی وجود دارد یا خیر؟
۲) تعادل لازم بین گرفتن عکس در زمان درست و مناسب و اجتناب از فکر کردن بیش از حد و عکس نگرفتن چگونه به وجود میآید؟
۳) سوژه جالب داشتن در عکاسی کانسپچوال به چه معناست؟
۴) چطور میتوانید با تمرین بیشتر، ویژگیهای جالب را حتا در معمولیترین سوژهها پیدا کنید؟
۵) چند مورد از شناختهشدهترین روشهای ترکیب بندی را میشناسید؟ آیا کاربردها و تاثیرات استفاده از آنها را میدانید؟
۶) چند مورد ترکیب بندی که با استفاده از خطوط انجام میشوند را میشناسید؟
۷) چالش برانگیزترین و در عین حال ارزشمندترین تکنیک نور برای شما کدام است؟
۸) چگونه میتوانید در خانه نورپردازی خلاقانه ایجاد کنید؟
۹) آیا همیشه باید بطور عمدی بر روی جزئیات تمرکز کنید؟
۱۰) آیا « جاویدان ساختن لحظه» در همه عکسهای مفهومی اهمیت دارد؟
تمرینهایی برای عکاسی مفهومی
- حداقل ۱۰ سوژه خیابانی جالب برای انجام عکاسی مفهومی پیدا کنید. اگر روی پرتره ها تمرکز میکنید، به دنبال افرادی باشید که دارای حسی قوی هستند،آنهایی که ترجیحا خیلی هم خجالتی به نظر نرسند. در دور دوم انجام این تمرین، وقتی کمی احساس راحتی و آرامش بیشتری کردید، از هر کسی که دیدید بخواهید که از او عکاسی کنید و در هر یک از آن تصاویر، ویژگی جالبی پیدا کنید. اگر میخواهید عکاسی معماری مفهومی انجام دهید، از نمادینترین نقاط دیدنی شهر و مفاهیم مرتبط با آنها عکاسی کنید.
- به محبوبترین عکسهایی که تا به حال گرفتهاید نگاه کنید. آیا میتوانید حداقل یک « ویژگی جالب مشترک» بین همه آنها پیدا کنید؟ مهمترین جزئیاتی که توجهتان را در آن عکسها جلب میکند چیست؟ بصری است یا احساسی؟ اگه می توانستید و ممکن بود که تغییری در آن عکس ایجاد کنید، چه چیزی را تغییر میدادید؟
- یک دوربین آنالوگ یکبار مصرف ارزان بخرید که ارزش احساسی و خاطراتی را در خود جای دهد که دوست دارید برای همیشه حفظ کنید. این تعداد محدود عکس که در یک حلقه فیلم وجود دارد باید به طور متفکرانهای برای ثبت لحظات زودگذری که هرگز قابل بازیابی نیستند استفاده شوند. هنگام عکاسی با این روش، روی چه ویژگی هایی تمرکز خواهید کرد؟ از این تجربه چه چیزی یاد گرفتید؟ آیا با دوباره نگاه کردن به عکسها احساسی نسبت به آنها دارید؟
- در عکاسی صحنهپردازی شده بعدی خود، 10 ترکیب بندی مختلف را امتحان کنید. آنها چه تفاوتهایی باهم دارند؟ نقش خطوط در آنها چیست؟
به عنوان یک هنرمند مفهومی باید صدای خود را پیدا کنید؛
آدامز میگوید: «در روند کاری بخش ویرایش عکس در عکاسی کانسپچوال، یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای کار این است که بدانیم چه زمانی کار تمام شده است، چرا که همیشه کارهای بیشتری هست که میتوانید بر روی عکستان انجام دهید». بخشی از عکاسی هنری، پرورش نگاهی انتقادی نسبت به آثار خود و دیگران است و اینکار نیاز به تمرین و البته دیدن آموزشهای دقیق در فضایی مثل کلاس عکاسی فاینآرت مدرسه آرتسنس دارد. آدامز توصیه میکند: «برای اینکه بفهمید همه چیز خوب بهنظر میرسد یا نه؟روزی از کارتان دور شوید، بعد دوباره برگردید و با نگاه تازهای آن را ببینید.»
از طرف دیگر برای خیلی از هنرمندان تازهکار نشان دادن آثار خود به دیگران میتواند ترسناک باشد. چون از یک طرف دستیابی به نظر مشورتی دقیق و درست با نگاهی آشنا به جریان روز هنری میتواند سخت باشد و از طرف دیگر همه علاقمندان ممکن است به اساتید معتبر و صاحبنظر در زمینه عکاسی دسترسی نداشته باشند.البته ما در مدرسه عکاسی آرتسنس برای همه این مشکلات راهحلهای مناسبی داریم؛ شما میتوانید در جلسات مشاوره پورتفولیو آثار خود را به اساتید مدرسه آرتسنس که بدون شک بهترین اساتید عکاسی در ایران هستند نمایش داده و بهترین توصیهها و نظرات را از خبرهترین صاحبنظران دریافت کنید. نظراتی که توصیه آنتی برای هنرمندان مفهومی مشتاق درباره آنها این است که گوش دهند اما در عین حال به افکار خود هم وفادار بمانند. آنتی میگوید: «از نظرات دیگران به خوبی استفاده کنید تا بتوانید هر کاری که به آن اعتقاد دارید و به آن عشق دارید را به بهترین شکل ممکن انجام دهید.»
و حرف آخر اینکه وقتی تازه شروع به کار میکنید، زیاد به دلیل کامل نبودن تجهیزاتتان یا بی اطلاعی از تکنیکهایی که لازم دارید استرس نداشته باشید. آنتی میگوید:« به عنوان یک عکاس مفهومی، ایده کلید اصلی کارتان است. تجهیزات و تکنیکهایی که لازم دارید آرام آرام و به مرور به دست میآید.» تنها کاری که باید انجام دهید این است که بیرون بروید و کمی تجربه کسب کنید. ایدهای را که دوست دارید مطرح کنید و بیش از حد لزوم هم پیچیدهاش نکنید. فقط از پروسه جان دادن به دید هنری خود لذت ببرید.