عکاسی سورئالیستی چیست؟
خلق دنیایی ورای واقعیت

ترجمه از الهه دوستی هنرجوی مدرسه عکاسی آرتسنس،ویراستاری از تیم تولید محتوای آرتسنس

عکس اسرار‌آمیز من ری که در اولین مجله سورئالیست‌ها به نام «انقلاب سورئالیستی» به نمایش گذاشته شد، نمایشی بصری از تعهد این جنبش به آرمان‌های انقلاب هنری محسوب می‌شود. این عکس از اشیایی که زیر یک پتو پوشیده و با طناب بسته شده‌اند، بصورت عمدی بدون شرح رها شده تا به خوانندگان اجازه دهد اهمیت و مفهوم آن را خودشان تعیین کنند. 
Surreal Photography 01
 
این عکس سورئال که در دسته‌بندی عکاسی مفهومی هم قرار می‌گیرد ممکن است نمادی از اعماق پنهان و ناخودآگاه در زندگی روزمره باشد یا به محتوای پنهان مجله‌ای اشاره داشته باشد که خواننده در صفحات بعدی با آن مواجه خواهد شد. اما در نهایت، این تصویر احتمالن برای برانگیختن خواسته‌های ناخودآگاه هر خواننده‌ و مشاهده‌گری بوده است. سورئالیسم به عنوان یک جنبش به خلق آثاری اختصاص داشت که نه تنها فعالیت در ناخودآگاه ذهنی خالق خود را بیان می کرد، بلکه چنین فعالیتی را در بیننده نیز برمی‌انگیخت. سورئالیست‌ها از تکنیک‌هایی مانند ترکیب‌های غیرمنطقی، تداعی‌ها و رئالیسم ساختار شکن برای جذب بینندگان و برانگیختن افکار آنها استفاده می‌کردند.
عکاسی سورئالیستی نمایانگر ایده‌ها، رویاها و احساسات ناخودآگاه است. هنوز هم نمونه‌هایی از عکاسی سورئالیستی را می‌توان در آثار عکاسان معاصری مانند بروک شادن (Brooke Shaden) و کایل تامپسون(Kyle Thompson) مشاهده کرد. آنها در ادامه سنت سورئالیسم از روش‌های مدرن بهره می‌برند و به خلق صحنه‌های رویایی می‌پردازند. 
در این مقاله ما تلاش می‌کنیم به شما کمک کنیم تا جهان عکاسی سورئالیستی را کشف کنید، درباره عکاسی سورئال بیشتر بیاموزید و یاد بگیرید که چگونه می‌توان با استفاده از جلوه‌های سورئال، پرتره‌های رویایی، تصاویر جالب توجه از زندگی روزمره و گاهی تصاویر خنده‌دار ساخت و درنهایت اینکه چطور می‌شود بدون تأثیر منطق یا الگوهای از پیش تعیین شده، نگاهی به ناخودآگاه‌تان بیندازید.

 

سورئالیسم چیست؟

سورئالیسم به طور کلی یک جنبش هنری است که در اوایل دهه ۱۹۲۰ آغاز شد. در سال ۱۹۲۴، آندره برتون نویسنده و شاعر، بیانیه سورئالیسم را منتشر  و این جنبش را «جریان خود به خودی روان، در حالت ناب آن ... بدون هرگونه کنترلی که توسط عقل اعمال ‌شود، معاف از هرگونه نگرانی و دغدغه زیبایی شناختی یا اخلاقی» تعریف کرد. سورئالیسم شامل درام ( سینما و تئاتر)، ادبیات، شعر و نقاشی‌های هنرمندان مشهوری مانند رنه ماگریت و سالوادور دالی می‌شود.
کنکاش در ناخودآگاه یکی از مهمترین اهداف سورئالیست‌ها بود. تخیل از نظر سورئالیست‌ها امکان ورود  به سورئال یا فضای فراواقعی را فراهم می‌کند. برای سورئالیست‌ها خواب و رویا از این جهت اهمیت دارند که دسترسی مستقیم به ناخودآگاه ما دارند. آنها سعی می‌کنند خواب‌ها و رویاهایشان را بازآفرینی کرده و آنها را بنویسند، زیرا رویا دیدن شکلی از خلق خالص بدون کنترل ذهن است.
سورئالیست‌ها در تلاش‌های خلاقانه خود به چیزهای غیرمنتظره، عجیب و غریب و فانتزی اهمیت می‌دهند. آنها جنون را به عنوان شیوه‌ای از بیان می‌بینند که اجازه آزادی مطلق را به ذهنشان می‌دهد و اینجا همان جایی است که افراد می‌توانند جهان خود را خلق کنند. جالب اینجاست که سورئالیست‌ها حتا جنون و پارانویا را به خاطر توانایی در رهایی از محدودیت‌های اجتماعی تحسین می‌کنند. 
سرانجام، عشق از همه این مضامین و الگوها فراتر می‌رود. عشق در اشکال مختلف خود مانند اروتیسم‌، شور و زن برای آن‌ها ابزاری برای رسیدن به ایده‌آل و فرارفتن از تمام مرزهاست. عشق، تابوها را می‌شکند و بنابراین انقلابی است. یک نیروی رهایی بخش و منبع عظیمی از الهام است، به ویژه در خلق تصاویر اسطوره‌ای از زنان که نمادی از آرمان‌ها و نشانی از تعالی در کار آنها است.

 

Surreal Photography (4)
 
فروشگاه، خیابان دِ گوبلین ۱۹۲۵ © اوژن آتژه، موزه جی. پل گتی
 
برای درک بهتر موضوع، عکس بالا را مشاهده کنید؛ این تصویر جنبه بازیگوشانه‌تری از عکاسی  آتژه را توصیف می‌کند و نمونه‌ای از مجموعه آثار او از مانکن‌های نمادین در ویترین فروشگاه‌ها است. این ترکیب تصاویر، بین خیال و واقعیت، قلمروهای رویاگونه و تکه تکه‌ای را تداعی می‌کند و با محو کردن خطوط بین آنچه حقیقت است و آنچه تصور می‌شود، دیدگاه بیننده‌اش را به چالش می‌کشد. توانایی آتژه در خلق چنین تصاویر جذابی باعث شد که آثار او مورد استقبال سورئالیست‌ها قرار گیرد و در جنبش هنری آنها گنجانده شود.
 ادغام عکاسی با سورئالیسم به روزهای اولیه این جنبش برمی‌گردد. چهره‌های مشهوری مانند هانس بلمر  و من ری در خلق عکس‌های سورئالیستی که مفاهیم سنتی واقعیت در عکاسی مستند را به چالش می‌کشید، پیشگام بودند. بعدها فیلیپ هالسمن لحظه سورئالی را در اثر نمادین خود با عنوان "Dali Atomicus" عکاسی کرد تا یک سورئالیست را در حال خلق اثر هنری مستند کند.( در ادامه مقاله بیشتر درباره این عکس مهم در تاریخ عکاسی سورئالیستی صحبت خواهیم کرد) استفاده از عکاسی به‌عنوان رسانه‌ای برای بیان وجوه سورئال چیز جدیدی نبود. تینا تریفوروس، عکاس و مدرس عکاسی در این‌باره  می‌گوید: « حتا در روزهای نخستین هنر عکاسی، عکاسان شروع به استفاده از ابزارهای خود به روش‌هایی کردند که لزومن خیلی هم واقع‌گرا نبودند. » با توسل به سورئالیسم، عکاسی غیرواقع‌گرا بستری داشت که می‌توانست در آن شکوفا شود.

 

تفاوت تصاویر سورئالیستی و عکس‌های انتزاعی(آبستره)

 
Abstract Photography
 
سورئالیسم متفاوت از انتزاع است. هم سورئالیسم و هم انتزاع، گسست از هنری بودند که به‌طور کامل واقع‌گرا بود، ولی این دو سبک هرکدام برای خود روش‌های متفاوتی دارند. انتزاع از رنگ‌ها، اشکال، بافت‌ها و عناصر دیگر برای برانگیختن احساسات یا ایده‌ها استفاده می‌کند. سورئالیسم تصاویر قابل تشخیصی دارد و چیستی سوژه‌ها در آن بطور واضح و مشخص دیده می‌شوند اما نکته اینجاست که سوژه‌ها و یا موضوعات در عکس سورئالیستی اغلب به شیوه‌ای غیرمعمول دیده می‌شوند.
 تصویری تداعی کننده مکعب‌ها؟ این یک عکس انتزاعی است. 
ساختمانی که تمامن از دست انسان ساخته شده است؟  قطعن با یک تصویر سورئال مواجه هستیم.
 تریفوروس می‌گوید: «سورئالیسم همیشه به نوعی با واقعیت گره خورده است. اگرچه واقع بینانه نیست، اما باید قابل باور باشد.»
او ادامه می‌دهد: «تصاویر سورئال معمولن خیال‌انگیز هستند و به ناخودآگاه افراد نفوذ می‌کنند. آنها اغلب از عناصر مختلفی ساخته شده‌اند‌ که به روش‌های غیرمنتظره‌ای کنار هم قرار می‌گیرند.» تصاویر سورئالیستی تقریبن همیشه شامل عناصر شناخته‌شده‌ای از زندگی واقعی هستند_ مانند پیکرهای انسانی، ساعت‌، سیب که به روش‌های عجیبی کنار هم چیده شده‌اند. مثلن ساعت‌ ممکن است در حال ذوب شدن باشد، مانند تابلوی « تداوم حافظه» از دالی. یا ممکن است یک سیب مستقیمن در مقابل صورت یک مرد معلق باشد، مانند آنچه در اثر «پسر انسان » از رنه مگریت می‌بینیم.

 

The Son of Man (1964) - Rene Magritte
 
سورئالیسم دنیای واقعی را به قلمروی رویایی تبدیل و مرزهای بین واقعیت و تخیل را محو می‌کند. تریفوروس می‌گوید: «تصاویر سورئالیستی اغلب منطق را به چالش می‌کشند و می‌توانند طیفی از احساسات را برانگیزند، گاهی اوقات ممکن است آزاردهنده یا ترسناک باشند و گاهی هم شاید خنده‌دار » تصاویر سورئالیستی قطعن معنای خاصی را می‌رسانند، اما در درجه اول بر انتقال بیان و برانگیختن پاسخ‌های احساسی عمیق از بینندگان متمرکز هستند و مانند هنر انتزاعی، کاوش در افکار و احساسات ناخودآگاه انسان را در اولویت قرار می‌دهند و هدفشان هم برانگیختن واکنشی درونی در مخاطبان است که فراتر از درک عقلانی می‌باشد.
برای درک بهتر این تفاوت به داستان ثبت یکی از نمادین‌ترین عکس‌های سورئال تاریخ می‌پردازیم:
در سال ۱۹۴۱، عکاس آمریکایی فیلیپ هالسمن  برای اولین‌بار با هنرمند سورئالیست سالوادور دالی در شهر نیویورک ملاقات کرد و آنها در اواخر دهه ۱۹۴۰ شروع به همکاری و انجام پروژه‌های مشترک کردند. همکاری آنها منجر به خلق اثر "Dali Atomicus" در سال ۱۹۴۸ شد که با به تصویر کشیدن اشیاء مختلف از جمله سه گربه در حال پرواز، آبی که از سطل پرتاب می‌شود، یک سه پایه، یک زیرپایی و خود سالوادور دالی که ظاهرن در هوا معلق هستند، به مفهوم تعلیق می‌پردازد. 

 

Dali Atomicus
 
عنوان عکس اشاره‌ای به تابلوی دالی به نام "Leda Atomica" دارد  (که در سمت راست عکس پشت دو گربه قابل مشاهده است). هالسمن اشاره کرد که بعد از ۲۸ بار تلاش به نتیجه‌ای که رضایت‌بخش بود رسیدند. این نسخه روتوش نشده عکس است که در آن، سیم‌هایی که سه پایه و نقاشی را معلق نگه داشته‌اند، دست دستیار او که صندلی را نگه داشته و پایه‌ای که زیرپایی را نگه داشته مشخص هستند. علاوه بر این، قاب روی سه پایه خالی است. این نسخه بدون ویرایش در مجله LIFE منتشر شده است و بینشی از فرآیند خلاقانه پشت صحنه که در نهیات منجر به عکس نهایی شد را ارائه می دهد.

 

تاریخ سورئالیسم در عکاسی

می‌توانیم بگوییم که سورئالیسم یک جنبش فکری و هنری است که پس از جنگ جهانی اول و در واکنش به ترس و پوچ گرایی و تجربیات آسیب‌زای جنگ ظهور کرد. این جنبش کاملن تحت تأثیر جنبش دادا (۱۹۱۶-۱۹۲۴) بود و با خلق آثاری که بطور عمدی وجود منطق و عقل را در توجیه آنها رد می‌کرد، سعی در به چالش کشیدن هنجارها و قواعد سنتی در هنر داشت.
 
دادائیسم
جنبش دادا، که  در دسته‌بندی‌ها به آن دادائیسم نیز گفته می‌شود، جریانی فکری و هنری است که در سال ۱۹۱۶ در زوریخ و تحت تأثیر گروهی از هنرمندان و نویسندگان ساختارشکن از جمله هوگو بال  (کارگردان)، امی هنینگ  (رقصنده، شاعر، نویسنده)، تریستان تزارا  (شاعر و نویسنده)، ریچارد هولسنبک  (شاعر)، ژان آرپ  (مجسمه‌ساز) و هانس ریشتر  (نقاش) هدایت شد.
هدف اصلی این جنبش به چالش کشیدن و دور شدن از قوانین و محدودیت‌های سنتی بود که هنرمندان قبلن در ادبیات و هنر به آن پایبند بودند. دادائیست‌ها از آزادی در خلق هنر در همه اشکال آن دفاع می‌کردند، پوچ گرایی را پذیرفتند و اغلب در آثارشان از طنز تا حد خود ویرانگری استفاده می‌کردند. قصد آنها ایجاد رسوایی، شوک دادن به سرمایه داری و تحریک هنجارهای اجتماعی بود.
این جریان شهرت جهانی پیدا کرد و هنرمندانی مانند مارسل دوشان، من ری، فرانسیس پیکابیا  و آندره برتون  را به خود جلب کرد. دادائیسم سرانجام در دهه ۱۹۲۰ به پایان رسید و راه را برای ظهور جنبش سورئالیستی هموار کرد.برای آشنایی بیشتر با این سبک‌ها و جنبش‌ها پیشنهاد می‌کنیم مقاله راهنمای جامع اصطلاحات و واژگان تخصصی عکاسی را بر روی وبسایت ما مطالعه کنید.

 

Surreal Photography (1)
 
مارسل دوشان ، فواره، ۱۹۱۷؛ عکاسی از آلفرد استیگلیَتس، در گالری هنر ۲۹۱ پس از نمایشگاه انجمن هنرمندان مستقل در سال ۱۹۱۷.
 
مرگ دادائیسم و تولد جنبش سورئالیسم
همانطور که گفتیم، سورئالیسم در پاریس پس از جنگ جهانی اول، زمانی که انسان‌ها به دنبال فرار از آسیب‌های جنگ و مرگ بودند متولد شد. هنر به راهی برای فرار از واقعیت‌های سخت زندگی روزمره تبدیل شد. هنرمندان از نوآوری‌ها و پیشرفت‌های فنی برای متحول کردن تولیدات هنری خود استفاده کردند و به این ترتیب ابزارهای جدیدی برای بیان در اختیار آنها قرار گرفت. هنرمندان  در آن دوران می‌خواستند انقلابی و نوآور باشند. 
با تداوم جنبش دادا چهره‌هایی مانند آندره برتون و من ری به تفکرات هنری خود ادامه دادند و افراد دیگری مانند آراگون‌، ارنست سوپولت و آپولینر به آنها پیوستند تا به شکل‌های جدیدی از بیان هنری دست پیدا کنند. سورئالیسم نه یک مکتب رسمی بلکه یک جهت جدید فکری و یک جنبش هنری توصیف می‌شود. این سبک یک مفهوم و یک راه برای انجام هر فعالیت هنری است. سورئالیست‌ها بر عدم کنترل تصاویر و اهمیت تحقیق برای دستیابی به سورئال تأکید داشتند. مفاهیم کلیدی جنبش سورئالیستی عبارتند از: ناخودآگاه، رویا، حرکت‌های خود بخودی و تصور.

 

Surreal Photography (2)
 
کسوف - آوریل 1912، اوژن آتژه، 1923-24، فرانسه، CCO موزه متروپولیتن هنر
 
در سال ۱۹۲۶، من ری، تنها یک سال قبل از مرگ اوژن آتژه به او مراجعه کرد تا از عکس او، "کسوف- آوریل ۱۹۱۲" برای جلد نشریه La Révolution Surréaliste استفاده کند. علارغم نظر آتژه که می‌گفت: «اینها فقط مدارک و مستنداتی هستند که من می‌سازم» انکار خودآگاهی هنری‌اش به همراه عکس‌هایش از پاریس قدیم، که اغلب به طرز عجیبی خالی و متروک بود، مورد پسند سورئالیست‌ها قرار گرفت و منجر به قدردانی آنها از کار او شد. 

 

اولین بیانیه سورئالیسم

اصطلاح « سورئالیست» (به معنای فرا واقع گرایی) توسط شاعر فرانسوی گیوم آپولینر  که در مقدمه یک نمایشنامه  که برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۷ اجرا شد، ابداع شده است. اما این آندره برتون بود که این جنبش را تعریف کرد و به آن شکلی منسجم داد.

آندره برتون شاعر، نویسنده و مقاله‌نویس فرانسوی است که به عنوان رهبر جنبش سورئالیسم شناخته می‌شود، در سال ۱۹۲۴، اولین بیانیه سورئالیسم (Premier Manifeste du Surréalisme) را در پیشگفتار کتاب شعرش « Poisson Soluble » منتشر کرد و در آن این تعریف از سورئالیسم را نوشت:

«خالص و خود به خودی بودن روان، شامل بیان عملکرد واقعی اندیشه بدون تأثیر عقل، بدون نگرانی‌های زیبایی شناختی و بدون ملاحظات اخلاقی است. هدف این رویکرد این است که جریان خود به خود و بدون فیلتر افکار را از طریق بیان کلامی، نوشتاری یا هر شکل دیگری از ارتباط به تصویر بکشد.»

در سال ۱۹۳۰، آندره برتون دومین بیانیه سورئالیسم را منتشر کرد که در آن اصول سورئالیسم را یادآوری کرده بود و همچنین این بیانیه فرصتی برای انتقاد از کسانی که از این جنبش منحرف شده بودند را فراهم کرد.

 

Man Ray 1

 

سورئالیسم زاده تفکر جمعی است، از گردهمایی و تأملات چندین هنرمند، نقاش، شاعر و نویسنده و... که لوئی آراگون، آندره برتون، پل الوار، بنجامین، پِرت، سالوادور دالی، گیوم آپولینر، من ری، هانس بلمر و... در میان آنها بودند. آنها در کافه‌ها یا در خانه آندره برتون در پاریس ملاقات  و باهم تجربیات هنری مانند ادبیات، نقاشی و عکاسی را جهت‌دهی می‌کرند. آنها همچنین مضامین مربوط به زبان و رئالیسم را بررسی کرده و دیدگاه‌های مرسوم آن زمان را به چالش کشیدند و به دنبال الهام هنری در رویاها و اعماق ناخودآگاه انسان بودند.پس می‌توانیم بگوییم که سورئالیسم محصول بینش یک هنرمند نیست، بلکه یک تلاش جمعی است. زیرا یک هنرمندِ تنها، خیلی زود قربانی ایدئولوژی خود خواهد شد.

 

Dali-Phillip Halsman

سالوادور دالی A (1948) © فیلیپ هالسمَن، کتابخانه کنگره

 

شواهد عکاسی سورئالیستی  

عکس‌های من ری، و تصاویر بسیاری از منابع ناشناس، اغلب در مجلات سورئالیستی به عنوان بازنمایی‌های بصری سورئالیسم منتشر می‌شدند. این عکس‌ها به‌عنوان شواهدی از حضور و تأثیر سورئالیسم در جهان عمل کردند و مفاهیم سنتی واقعیت و ادراک را به چالش کشیدند. در عکاسی سنتی، عکس‌ها ابزاری برای ثبت و مستندسازی سوابق بصری عینی دیده می‌شوند و سورئالیست‌ها از آنها برای خلق رویدادهای سورئالیستی و برانگیختن تفکر در مورد ماهیت واقعیت استفاده می‌کردند. 

در خلال مباحث‌ اولیه درباره امکان هنر بصری سورئالیستی، پیر ناویل  بیانیه‌ای منتشر کرد که تنها اشکال قابل قبول تولید بصری برای سورئالیسم، عکس‌های غیرهنری هستند که جوهره سورئالیستی واقعیت را آشکار می‌کنند. اگرچه این دیدگاه محدود کننده در نهایت بر گفتمان هنر سورئالیستی غالب نشد، اما علاقه به استفاده از عکاسی به عنوان وسیله‌ای برای ثبت و بیان ماهیت سورئالیستی واقعیت همچنان ادامه داشت. در نتیجه، عکاسی به یک جنبه مهم و ماندگار از تولید بصری سورئالیستی تبدیل شد.

 

Surreal Photography (11)

جی. آ. بوفار، عکس از کتابفروشی «اومانیته» که به عنوان تصویری در آندره برتون، نادیا ( André Breton, Nadja) استفاده شده است.

 

متون زندگی‌نامه‌ای برتون به نام‌های نادیا و عشق دیوانه  با عکس‌هایی همراه بود که توسط هنرمندانی مانند من‌ری، براسای، بویفارد و دیگران گرفته شده بود. این تصاویر اشیاء و مکان‌های پاریس که در روایت برتون توصیف شده‌اند، را نشان می‌دهند و نمایشی ملموس از تجربیات سورئال که او توصیف می‌کند را ارائه می‌کنند. برتون با گنجاندن این عکس‌ها در متن‌هایش، آنها را به عنوان مدرکی ارائه می‌کند که صحت گزارش‌های او از ماجراهای سورئالیستی را به طور ضمنی تأیید می‌کند.

 

Surreal Photography (12)

من ری، بدون عنوان (کلاه)، ۱۹۳۳، چاپ نقره‌ای ژلاتینی

 

عکس‌های من ری از کلاه‌های مد روز و عکس‌های براسایی از بلیط‌های اتوبوس دور ریخته شده برای نشان دادن سورئالیست درباره حضور گسترده اشکال اروتیک و اتوماتیسم در زندگی روزمره استفاده شد. این عکس‌ها به منظور مستند کردن این موضوع طراحی شده بودند که چگونه اشیاء به ظاهر پیش پا افتاده در دنیای مدرن می‌توانند به نمایش نمادین امیال و خیالات پنهان تبدیل شوند. کلاه‌های زنانه شکل‌های فالیک و واژینال به خود می‌گیرند و بلیت‌ها و دیگر اشیاء کوچکی که مردم در خیابان رها می‌کنند گویی دستکاری شده و به اشکال پیچیده و تداعی کننده در آمده اند.

 

Surreal Photography (13)

براسای، مجسمه غیرارادی (بلیط اتوبوس)، ۱۹۳۳، چاپ نقره‌ای ژلاتینی

 

سورئالیست‌ها این اشیاء دستکاری شده را مجسمه‌های غیرارادی می‌نامیدند که مانند خط خطی‌ها و آثار هنری سورئالیستی که از طریق تکنیک‌های خودکار تولید می‌شوند، نتیجه مستقیم و خود به خودی فرآیندهای خلاقانه ناخودآگاه هستند. 

تثبیت جایگاه عکاسی و سینما به عنوان رسانه‌هایی سورئالیستی

برخی از محققان، عکاسی را تاثیرگذارترین رسانه بصری مورد استفاده سورئالیست‌ها می‌دانند. دلیل این موضوع ظرفیت عکاسی در آشکار ساختن حقایق پنهان و به نمایش گذاشتن قابلیت‌های دگرگون کننده ادراک است. علاوه بر این، عکاسی کمتر تحت تأثیر هنجارها،چهارچوب‌ها، قوانین و قراردادهای هنری‌ای است که بر اشکال هنری سنتی مانند نقاشی و مجسمه سازی تأثیر می‌گذارد. همانطور که در اولین بحث منتشر شده درباره امکانات هنر تجسمی سورئالیستی به آن اشاره شد، به نظر می‌رسد که فیلم نیز رسانه‌ای مناسب سورئالیست است. سورئالیست‌ها اذعان داشتند که فیلم این قابلیت را دارد که جریان افکار ناخودآگاه را به تصویر بکشد و رویارویی‌های بصری طولانی‌مدت را ایجاد کند. در دوره دادا، این گروه تمرین می‌کردند که از تئاتری به تئاتر دیگر حرکت کنند( بدون تماشای کامل آنها) یا  فقط بخش‌هایی از هر فیلم در حال نمایش را تماشا کنند. این رویکرد به آنها اجازه داد تا شاهد توالی‌ای از تصاویر نامرتبط بدون انطباق با محدودیت‌های یک روایت خطی باشند و آنها را قادر می‌سازد تا قلمرو تخیل را به شیوه‌ای غیر خطی کشف کنند.

Surreal Photography (5)

لوئیس بونوئل و سالوادور دالی، هنوز از عصر طلایی، 1930

لوئیس بونوئل  موفق ترین فیلمساز سورئالیست بود. سالوادور دالی در خلق دو فیلم مهم و معروف سورئالیستی، Un Chien andalou (1929) و L’Age d’Or (1930) با او همکاری کرد. در حالی که این فیلم‌ها هرگز به کانون اصلی تولید بصری سورئالیستی تبدیل نشدند، اما تأثیر سورئالیسم بر جریان عکاسی و فیلم‌سازی بعد از خودش بسیار زیاد بوده و تا به امروز ادامه دارد.

 

ویژگی‌های عکاسی سورئالیستی

عکاسی جنبه هنری مهمی است که کاملن در فعالیت‌ها و دستاوردهای مختلف سورئالیست‌ها ادغام شده است. در نشریاتی کتاب‌ها و مجلات آنها وجود دارد و بر متون و تلاش‌های خلاقانه آنها تأثیر زیادی می‌گذارد. علارغم حضور فراگیری که دارد، عکاسی اما در بحث‌های نظری این جنبش غایب است. برخلاف نقاشی، طراحی و شعر، در سورئالیسم ادبیات نظری که به طور خاص به عکاسی اختصاص داده شده و برای آن شکل و چهارچوب‌های خاصی تبیین کرده باشد وجود ندارد و همین فقدان چهارچوب و قواعد و دسته‌بندی مشخص  به طیف متنوعی از آثار عکاسی تولید شده توسط هنرمندان سورئالیست منجر شده‌است.

 

  • زبان جدید

سورئالیست‌ها به همراه هم تأملات مهمی درباره اشکال مختلف بیان هنری داشتند. هدف، ارسال پیام، تغییر اوضاع و تمرکز صرف بر زیبایی شناسی بود. سورئالیسم یک جنبش انقلابی با اعضای فعال بود که ایده هایشان در آثارشان ابراز می شد. سورئالیست‌ها از تمام قواعد در فرم‌ها و دسته‌بندی‌های مختلف فاصله گرفتند و بیان‌های آزادی را خلق کردند. پل الوار، یکی از شاعران برجسته سورئالیست، بر ایجاد حالتی جدید از درک و شناخت با استفاده از زبانی جدید اصرار داشت. چنین آزادی‌ای اشکال بی‌شماری به خود می‌گیرد. به عنوان مثال، روبر دسنوس  از نوشتن خودکار(ناخودآگاه) استفاده می‌کرد و اغلب در حالت هیپنوتیزم می‌نوشت تا ذهن خود را از محدوده‌های آگاهی محدود رها کند.

 

  • هویت مشترک

 

Lorca, Buñuel and Dali in Madrid, 1926

لورکا بونوئل و دالی در مادرید،۱۹۲۶

 

سورئالیست‌ها با استفاده از عکاسی هویت مشترکی برای خودشان ساختند. آنها با گرفتن پرتره‌های گروهی و ثبت لحظات با هم بودن و همکاری، بر اتحاد و همبستگی خود تأکید کردند. قدرت جنبش سورئالیسم در عمل جمعی آن نهفته است و عکاسی راهی برای جاودانه‌سازی آن بود.

 

محو شدن مرز بین واقعیت و خیال 

 

074 Magasin (Shop), avenue des Gobelins, 1925

 

سورئالیست‌ها مفهوم عکاسی را به عنوان یک رسانه صرفن مستند زیر سوال می‌برند و در عوض بر توانایی آن در ثبت لحظات خارق‌العاده و غیرمنتظره‌ای که به طور تصادفی رخ می‌دهد تأکید می‌کنند. از یک سو، آن‌ها به دنبال ثبت لحظات خودجوش و غیرمنتظره هستند و آن را به نوشتن خودکار(ناخودآگاه) در توانایی آن برای آشکار کردن حقایق پنهان تشبیه می‌کنند. از سوی دیگر، موقعیت‌هایی را صحنه‌سازی کرده و سپس از آن‌ها عکاسی می‌کنند و گاهی تصویر را پس از گرفتن عکس دوباره ویرایش می‌کنند تا کیفیت سورئالش را افزایش دهند. عکس آنچه بوده را ثبت می‌کند، اما همچنان فریبنده است. این رویکرد، ماهیت دوگانه عکاسی را به عنوان ابزاری برای ثبت واقعیت و ابزاری برای ایجاد توهم برجسته می‌کند، زیرا دستکاری‌های فنی می‌تواند بیننده را فریب دهد و تصویر را به نوعی ابزار برای ایجاد فریب بصری تبدیل کند.

 

Dora Maar-untitled

پدر اوبو ۱۹۳۶ اثر دورا مار

هنرمند سورئالیست دورا مار  بیشتر به عنوان مدل و همراه موخر  پیکاسو در اواخر دهه ۱۹۳۰ شناخته شده است تا به خاطر آثار شگفت‌انگیزش. تصویر او از طبیعت وحشی انسان از ضدقهرمان دیکتاتوری بدنام و معروف در نمایشنامه اوبو روی آلفرد ژاری (۱۸۹۶) برداشته شده است. تصویر خلاقانه مار از اوبو یک پیکر گلابی شکل و سینه‌دار شبیه یک بچه آرمادیلو است، که یکی از جذاب‌ترین و نفرت‌انگیزترین عکس‌های سورئالیستی به حساب می‌آید.

 

  • ترکیب رسانه‌های مختلف

 

Surreal Photography (53)

 

سورئالیست‌های رسانه‌های دیگر هم عکاسی را در آثار خود ادغام می‌کنند. این موضوع به‌ویژه در کلاژها و «کاداور اکسکویز » (اجساد زیبا یا جسدهای زیبا) که به‌صورت گروهی ساخته می‌شوند، صادق است. در این موارد خاص، عکاسی تنها رسانه‌ای نیست که استفاده می‌شود و تنها یک ماده برای ساخت یک اثر است که با تکنیک‌های دیگر مانند نقاشی، نوشتن یا مواد دیگر مانند کاغذ، روزنامه، چاپ‌ها، نامه‌ها و... ترکیب می‌شود.

  • آزمون و خطا محور بودن

 

Raoul Ubac 008

 

برخی از سورئالیست‌ها، مانند من ری، تکنیک‌های عکاسی را به منظور تسلط بر آنها و با هدف خلق آثار منحصر به فرد و کنترل شده یا برعکس انجام تجربه‌ای کاملن تصادفی، آزمون و خطا کردند. البته این نکته هم در زمینه عکاسی سورئال اهمیت بسیاری دارد که به لطف پیشرفت‌های فنی و تکنولوژیک، سورئالیست‌ها توانستند امکانات بی‌پایان عکاسی را در آزمایش‌های خود کشف و استفاده کنند.

  • خلق جهانی ناآشنا 

عکس‌های سورئالیستی ناآشنا بودن دنیایی که ما آن را آشنا می‌دانیم، را نشانمان می دهند. دورا مار  عکس خود از یک بچه آرمادیلو را به نام ضدقهرمان نمایشنامه مشهور و تهاجمی آلفرد جری «اوبو روی (۱۸۹۶)  » نامگذاری کرد که توسط سورئالیست‌ها بسیار مورد تحسین قرار گرفت.

 

Surreal Photography (65)

 

تصویر نمای نزدیک از شکل ناآشنای حیوان به خودی خود حیرت‌انگیز است، مار با پیوند دادن آرمادیلو به اوبو روی، طنین احساسی را برای بینندگان آشنا با این شخصیت ایجاد کرد. این ارتباط حیوان کوچک را به یک شخصیت بزرگتر و تهدیدآمیز تبدیل و آن را با ویژگی هایی از طمع و خشونت که با شخصیت اوبو روی مرتبط است آغشته می‌کند. این دگرگونی با دستکاری مقیاس عکس از طریق برش و جداسازی حیوان در کادر انجام می‌شود. تحریف مقیاس و ارتباط با یک شخصیت آشنا، احساس ناراحتی یا ترس را در بیننده ایجاد می‌کند و آنچه را که در ابتدا صرفن عجیب تصور می‌شد، به چیزی خطرناک‌تر و تأثیرگذارتر تبدیل می‌کند.

 

  • تکنیک های نوآورانه

عکاسان مرتبط با سورئالیسم، نه تنها از عکس‌ها برای ثبت جنبه‌های غیرمنتظره و عجیب واقعیت استفاده می‌کردند، بلکه تکنیک‌های مختلف تاریکخانه‌ای را نیز برای ایجاد نتایج غیرمتعارف و گاهی غیرقابل پیش‌بینی کشف و استفاده کردند.

 

Raoul Ubac -Secret Gathering

گردهمایی پنهانی،رائول اوباک

 

رائول اوباک  در آثاری مانند گردهمایی مخفی‌، با استفاده از نوردهی مضاعف و سولاریزاسیون (نوردهی بیش از حد فیلم، که تنالیته‌ها را معکوس می‌کند) قصد داشت توانایی عکاسی را برای آشکار کردن واقعیتی فراتر از درک معمول را به نمایش بگذارد. از طریق دستکاری در تاریکخانه، اوباک تصاویر زنان برهنه را به تصویری از موجودات نیمه انسان تبدیل کرد که در یک محیط سورئال جمع شده بودند. از آنجایی که هنوز می‌توانیم برخی از اعضای بدن را به وضوح ببینیم، به این فکر می‌کنیم که این عکس عجیب ممکن است نمایشی دقیق از یک دنیای سورئال باشد.

Surreal Photography 022

سمت چپ: کلود کاهون، Que me veux tu? 1929، چاپ نقره ژلاتین (موزه هنر متروپولیتن، نیویورک).

سمت راست: کلود کاهون، سلف پرتره، 1929، چاپ نقره ژلاتین (Musée d’Art Moderne de Paris)

 

در «Que me veux tu؟» (از من چه می‌خواهی؟) کلود کاهون به شیوه‌ای مشابه از دستکاری در اتاق تاریک برای به تصویر کشیدن خود به شکلی دوگانه استفاده کرد. در سلف پرتره‌های کاهون از نوردهی‌ها، لباس‌ها و استراتژی‌های متنوع خودنمایی برای زیر سؤال بردن ماهیت هویت فردی استفاده می‌شود. سلف پرتره‌های او در عکاسی سورئالیستی هم به عنوان خودنگاره و هم تصاویری از یک زن که توسط یک زن دیگر خلق شده است برجسته می‌شود.

بدن زنان سوژه مورد علاقه عکاسان سورئالیست بود. عکاسان سورئالیست با استفاده از زوایای غیرمعمول، برش، لنزهای مخدوش و فوکوس انتخابی، بدن را مطابق میل و تخیل خود تغییر می‌دادند. ماهیت سازگاری بدن انسان به عنوان ابزاری برای آشکار کردن بینش سورئالیستی عمل کرد. 

تکنیک‌های استفاده شده در عکاسی سورئالیستی 

سورئالیست‌ها سعی کردند از تکنیک‌های مختلف عکاسی، برای ثبت نور استفاده کنند. برخی از کارها با دقت برنامه ریزی و اجرا شدند، در حالی که برخی دیگر کاملن تصادفی بودند. آنها یا سوژه‌هایشان را صحنه سازی می‌کردند یا تصاویر را در طول فرآیند چاپ دستکاری می‌کردند تا تصویر نهایی را تغییر دهند. دو نوع عکس سورئالیستی وجود دارد: عکس هایی که بر دستکاری فنی تکیه دارند و عکس هایی که حاصل تحقیقات و آزمون و خطاها هستند. این دسته‌بندی عکس‌ها را با عناوین کنترل‌شده یا خودانگیخته هم می‌توان نام برد.

برخی از عکاسان سورئالیست هم دوربین را کنار گذاشتند، زیرا آن را برای نمایش خلاقیت هنری خود بی‌فایده می‌دانستند. این قضیه به این باور نسبت داده می‌شود که دوربین، به عنوان یک دستگاه، نمی تواند دروغ بگوید، و این موضوع با این واقعیت که عکاسی باید کیفیتی شبیه رویا را برانگیزد در تضاد است. سورئالیست‌ها تأکید می‌کنند که اصطلاح «عکاسی» در لغت به معنای «نوشتن با نور» است و این نشان می‌دهد که برای برخی از هنرمندان، نفسِ تجهیزات در تسخیر جوهر بینش هنری آنها غیرضروری یا اضافی تلقی می‌شود.

عکاسی فکرنشده/ خود به خودی/تصادفی، بخشی از درک ما، از خودکار بودن (آنچه که ما بلافاصله بدون هیچ تفکری درک می‌کنیم) است. مانند تکنیک‌هایی مثل فوتوگرام‌ها، سوزاندن، نوشتن در فضا...

در این طرز تفکر،عکاسی تفکری/کنترل شده/عمدی، بخشی از بازنمایی درک ما است. چه تصاویر در طراحی، در اتاق تاریک یا پس پردازش دستکاری شده باشند و چه نباشند. این می‌تواند شامل تکنیک‌های مختلفی مانند چاپ نگاتیو، نوردهی، نوردهی دوگانه، فتومونتاژ، کولاژ، و دستکاری با آینه یا کادربندی باشد. این رویکردهای مختلف به عکاسی راه‌های منحصر به فردی را برای انتقال و تفسیر اطلاعات بصری ارائه  و نتیجه هنری نهایی را شکل می‌دهند.

  • فوتوگرام یا ریوگراف

من ری، ریوگراف شماره ۳ از شامپ دلیسیو، ۱۹۲۲ (مرکز پومپیدو، پاریس)

من ری، ریوگراف شماره ۳ از شامپ دلیسیو، ۱۹۲۲ (مرکز پومپیدو، پاریس)

 

عکاسی از زمان آغاز جنبش سورئالیسم نقش مهمی ایفا کرده است. من ری، دادائیست نیویورکی، در دهه ۱۹۲۰به پاریس نقل مکان کرد و به یکی از اعضای اولیه گروه سورئالیست‌ها تبدیل شد و همچنین به عنوان یک عکاس مد موفق کار کرد. آندره برتون، رهبر سورئالیست، ریوگراف‌های دادائی او را که به طرز شگفت‌انگیزی اشیای معمولی را هم نمایان کرده و هم تغییر شکل می‌دهند، را تحسین می‌کرد. ریوگراف‌ها، که به عنوان رایاگرام یا فوتوگرام نیز شناخته می‌شوند، با قرار دادن اشیاء بر روی کاغذ حساس به نور و قرار دادن آنها به‌صورت موقت در معرض نور تولید می‌شوند. سیلوئت‌های اشیاء روی کاغذ به صورت نواحی سفید بدون نور ثبت می‌شوند و می‌توانند الگوهای غیرمنتظره و تصاویری تداعی کننده ایجاد کنند.این فرآیند به شما امکان می‌دهد بدون استفاده از دوربین عکس بگیرید. آنها با قرار دادن اجسام در مجاورت صفحه‌های حساس به نور اقدام به ثبت تصاویر می‌کردند. در مورد عکس‌های من ری، ما از ریوگراف‌ها صحبت می‌کنیم که خود او آن را به این صورت تعریف می‌کند: عکسی که با قرار دادن ساده شیء بین کاغذ حساس و منبع نور به دست می‌آید. این تصاویر که در لحظات جدایی بصری و به کمک تماس فیزیکی شیئ با صفحه حساس به ثبت رسیده‌اند، اکسیداسیون‌ باقیمانده‌هایی هستند که توسط نور و شیمی ثابت شده‌اند و از موجودات زنده به دست آمده‌اند.

من ری، ۱۹۲۲، ریوگراف بدون عنوان © من ری، Public Domain

من ری، ۱۹۲۲، ریوگراف بدون عنوان © من ری، Public Domain

 

  • سوزاندن (Brûlage) 

فرآیند هنری معروف به "brûlage" (سوزاندن) توسط رائول اوباک  و دیوید هر  توسعه داده شده است. این تکنیک شامل اعمال گرما به امولسیون یک نگاتیو است که باعث ذوب شدگی و دیستورشن تصویر شده و در نتیجه اثر ابر روی تصویر نهایی ایجاد می شود. 

Raoul Ubac 002

لا نبلوز 1939 اثر رائول اوباچ  

همانطور که پیشتر هم به آن اشاره کردیم، در سورئالیسم فرآیندهای خودکار تصویر کلاسیک مانند فروتاژ، دکالکومانیا، کادور اکسکویز و غیره برای ایجاد اشکال پنهان از طریق فعل و انفعالات خود به خود با مواد، یا اتفاقات  و دستکاری‌های تصادفی به ایجاد جهان‌های بصری جدید و نادیده‌ای از فرم‌ها کمک کردند. هدف اوباک مایع کردن اشکال جامد که عناصر ناخودآگاه را نشان می‌دهند و تغییر شکل اپتیکی واقعیت ثبت شده در عکس، به قصد برانگیختن حالتی پیش کریستالی، لکه‌دار، ماگما مانند یا آتشین بود. این فرآیند تغییر شکل‌های تصادفی‌ای را در تصویر ایجاد می‌کند و در نتیجه جلوه‌های بصری خیال‌انگیزی تولید شده که ادراکات سنتی از واقعیت را به چالش می‌کشد و بینندگان را به کشف مرزهای تخیل و تفسیر دعوت می‌کند. 

  • نوشتن با نور  

مفهوم نوشتن نور شامل استفاده از سرعت شاتر پایین یا زمان نوردهی طولانی و همچنین یک منبع نور برای ایجاد الگوها یا نقاشی‌ها در یک تصویر است. این تکنیک به زمان نوردهی‌ای طولانی در یک محیط تاریک نیاز دارد که در طی آن یا منبع نور جابه‌جا می‌شود یا اینکه منبع نور ثابت بوده و دوربین حرکت می‌کند. عکس به دست آمده رد حرکت نور را ثبت  و تصاویری منحصر به فرد و چشمگیر خلق کرده که بازی نور و حرکت را به شیوه‌ای خلاقانه به نمایش می گذارد.

 

Man Ray Space Writing, 1937 " Space Writing – خودنگاره من ری - 1935

من ری با یک چراغ قلمی در فضا نقاشی می‌کرد و با افزایش زمان نوردهی یک توده درهم‌تنیده از خطوط را ثبت کرد. در این سبک، دوربین یک حرکت زودگذر را ثابت می‌کند و بدین ترتیب به واقعیت نادیدنی که هنر ممکن است فاش کند، اشاره می‌کند. در حالی که عکس چهره هنرمند را مبهم می‌گذارد، پرتره حضور سازنده‌اش را از طریق نوشتن فاش می‌کند. امضای من ری به صورت معکوس ظاهر می‌شود، گویی که بر چالش درک آنچه می‌بینیم تأکید کند. تصویر نهایی نشان‌دهنده رویکرد ماجراجویانه هنرمند به عکاسی است، واژه‌ای که به معنای واقعی «نوشتن با نور» است. من ری به طور بازیگوشانه اما عمدی از خود عکس می‌گیرد و اجازه می‌دهد تا فرم فیزیکی او در پس زمینه محو شود در حالی که نامش به عنوان نمایشی ماندگار از میراث هنری او باقی می‌ماند. 

 

 

  • سولاریزاسیون و اثر ساباتیه  

سولاریزاسیون و اثر ساباتیه دو روش کاملن متمایز هستند. اصطلاح سولاریزاسیون در عکاسی به پديده معکوس شدن رنگ اشاره دارد که در مجاورت با نوردهی بسیار شدید مشاهده می‌شود. احتمالن این تکنیک برای اولین بار در عکس‌های مناظری که شامل خورشید هم بود مشاهده شده است. در چنین عکسهایی، خورشید، به جای اینکه روشن‌ترین نقطه در تصویر باشد، سیاه یا خاکستری می‌شود.

 

03-Erwin-Blumenfeld

اثر ساباتیه، که به عنوان سولاریزاسیون کاذب (یا شبه‌سولاریزاسیون) نیز شناخته می‌شود، پدیده‌ای در عکاسی است که در آن رنگ‌های تصویر ثبت شده بر روی نگاتیو یا بر روی چاپ عکس به طور کامل یا جزئی معکوس می‌شود بطوریکه در عکس نهایی نواحی تیره روشن به نظر می‌رسند یا نواحی روشن تیره به نظر می‌رسند.

  • دابل اکسپوژر  

این تکنیک دو تصویر را روی هم چاپ می‌کند. ما ابتدا یک عکس می‌گیریم و سپس یک عکس دیگر روی همان نگاتیو می‌گیریم و در نتیجه دو تصویر روی هم قرار می‌گیرند. برای سورئالیست‌ها، این روش نشان دادن دو حالت و زاویه مختلف از یک مکان بود.

Untitled-1929-by-Maurice-Tabard ترکیب 1929 اثر موریس تابارد  

عکس بالا متاثر از پیشینه متنوع هنرمند به عنوان یک عکاس تبلیغاتی، تکنسین اشعه ایکس و دستیار من ری است. تابارد از طریق تکنیکی که شامل چاپ چندین نگاتیو با هم بود، تصویری از یک فیگور ایجاد کرد که خارج از هر مکان یا زمانی خاصی وجود دارد. این شکل مظهر ارجاعات مختلفی مانند گالاتیا پیگمالیون یا ونوس بوتیچلی است و در عین حال نشان دهنده یک مدل پاریسی معاصر است. سورئالیست‌ها اغلب از فرم به عنوان موضوعی برای کاوش‌های هنری خود استفاده می‌کردند که منجر به تفسیرها و بازسازی‌های مختلفی از این موضوع شد.

  • چاپ ترکیبی  

Maurice Tabard1

چاپ ترکیبی به یک تکنیک عکاسی اشاره دارد که در آن از چندین نگاتیو با هم برای تولید یک تصویر واحد استفاده می‌شود. هدف این روش افزایش کیفیت هنری عکس‌ها بوده، که اغلب منجر به تصاویر ایده‌آل‌تر با زیبایی‌شناختی متفاوتی می‌شود. با ترکیب نگاتیوهای مختلف، عکاسان توانستند ترکیب بندی‌های منحصر به فردی خلق و امکانات خلاقانه جدیدی را در کار خود کشف کنند. چاپ ترکیبی قبل از تکنیک فوتومونتاژ استفاده میشده است.

  • فتومونتاژ  ( کولاژ)

el lissitzky-Kurt_and_Hans_Kuppers

 

فتومونتاژ فرآیند و نتیجه ساخت یک عکس ترکیبی است که با برش، چسباندن، دوباره چیدمان کردن و همپوشانی دو یا چند عکس در یک تصویر جدید ایجاد می‌شود. گاهی اوقات از تصویر ترکیبی بدست آمده، عکس گرفته می‌شود تا چاپ نهایی بدون اشکال باشد. با اینکه سورئالیست‌ها کولاژهای زیادی ساختند، اما استفاده از تکنیک دابل اکسپوژر در میان آنها، محبوبیت بیشتری داشته است.

 

Surreal Photography (7)

جلد نسخه ۱۹۲۸ گالیمار از نادیا اثر آندره برتون، که توسط مارسل ماریَن در سال ۱۹۳۸ کلاژ شده است.

 

  • فسیل‌سازی‌ها

در این روش با جابجایی عمدی نگاتیو در طول فرآیند چاپ یک افکت افست در عکس ایجاد می‌شود که به عکس عمق و برجستگی می‌دهد.

 

  • اعوجاج 

آندره کرتژ، بر روی دیستورشن‌ها( اعوجاج‌ها) آینه‌های مختلف کار کرد او جزو جنبش سورئالیسم نبود، اما عکسهای او روحی سورئالیستی داشتند. اگرچه کرتژ مدت‌ها به آینه‌ها، انعکاس‌ها و ایده تحریف شکل انسانی علاقه‌مند بود، اما تا سال ۱۹۳۳ که مجله فرانسوی ریسکی «لو سوریر» از او خواست تا یک سری مطالعات بر روی بدن انسان انجام دهد، به طور جدی به بررسی امکانات عکاسی به کمک آن‌ها نپرداخت. کرتژ که قبلن هرگز عکاسی برهنه نکرده بود، با استفاده از یک آینه تفریحی از یک شهربازی پاریس، چهار هفته وقت صرف ساخت حدود دویست نگاتیو کرد. تعداد انگشت شماری از این عکس‌ها، از جمله این یکی، به طرز جذابی سورئال و آزاردهنده هستند، نه چندان بی شباهت به نقاشی مشهور مونک «جیغ» در سال ۱۸۹۳ (نگارخانه ملی، اسلو).  

  • چرخش دوربین  

سورئالیست‌ها یا از تکنیک‌های قبلی استفاده می‌کنند یا تکنیک‌های جدیدی اختراع می‌کنند تا عکاسی را به شیوه‌ای نوآورانه و مطابق با پروژه خود تغییر دهند. هدف اینکار هم نمایش خیال، رویا و ثبت تجسماتی است که چشم انسان قادر به دیدن آنها نیست. 

این مقاله در روزهای آینده تکمیل خواهد شد.

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید