ترجمه از الهه دوستی هنرجوی مدرسه عکاسی آرتسنس،ویراستاری از تیم تولید محتوای آرتسنس
عکس اسرارآمیز من ری که در اولین مجله سورئالیستها به نام «انقلاب سورئالیستی» به نمایش گذاشته شد، نمایشی بصری از تعهد این جنبش به آرمانهای انقلاب هنری محسوب میشود. این عکس از اشیایی که زیر یک پتو پوشیده و با طناب بسته شدهاند، بصورت عمدی بدون شرح رها شده تا به خوانندگان اجازه دهد اهمیت و مفهوم آن را خودشان تعیین کنند.
این عکس سورئال که در دستهبندی
عکاسی مفهومی هم قرار میگیرد ممکن است نمادی از اعماق پنهان و ناخودآگاه در زندگی روزمره باشد یا به محتوای پنهان مجلهای اشاره داشته باشد که خواننده در صفحات بعدی با آن مواجه خواهد شد. اما در نهایت، این تصویر احتمالن برای برانگیختن خواستههای ناخودآگاه هر خواننده و مشاهدهگری بوده است. سورئالیسم به عنوان یک جنبش به خلق آثاری اختصاص داشت که نه تنها فعالیت در ناخودآگاه ذهنی خالق خود را بیان می کرد، بلکه چنین فعالیتی را در بیننده نیز برمیانگیخت. سورئالیستها از تکنیکهایی مانند ترکیبهای غیرمنطقی، تداعیها و رئالیسم ساختار شکن برای جذب بینندگان و برانگیختن افکار آنها استفاده میکردند.
عکاسی سورئالیستی نمایانگر ایدهها، رویاها و احساسات ناخودآگاه است. هنوز هم نمونههایی از عکاسی سورئالیستی را میتوان در آثار عکاسان معاصری مانند بروک شادن (Brooke Shaden) و کایل تامپسون(Kyle Thompson) مشاهده کرد. آنها در ادامه سنت سورئالیسم از روشهای مدرن بهره میبرند و به خلق صحنههای رویایی میپردازند.
در این مقاله ما تلاش میکنیم به شما کمک کنیم تا جهان عکاسی سورئالیستی را کشف کنید، درباره عکاسی سورئال بیشتر بیاموزید و یاد بگیرید که چگونه میتوان با استفاده از جلوههای سورئال، پرترههای رویایی، تصاویر جالب توجه از زندگی روزمره و گاهی تصاویر خندهدار ساخت و درنهایت اینکه چطور میشود بدون تأثیر منطق یا الگوهای از پیش تعیین شده، نگاهی به ناخودآگاهتان بیندازید.
سورئالیسم چیست؟
سورئالیسم به طور کلی یک جنبش هنری است که در اوایل دهه ۱۹۲۰ آغاز شد. در سال ۱۹۲۴، آندره برتون نویسنده و شاعر، بیانیه سورئالیسم را منتشر و این جنبش را «جریان خود به خودی روان، در حالت ناب آن ... بدون هرگونه کنترلی که توسط عقل اعمال شود، معاف از هرگونه نگرانی و دغدغه زیبایی شناختی یا اخلاقی» تعریف کرد. سورئالیسم شامل درام ( سینما و تئاتر)، ادبیات، شعر و نقاشیهای هنرمندان مشهوری مانند رنه ماگریت و سالوادور دالی میشود.
کنکاش در ناخودآگاه یکی از مهمترین اهداف سورئالیستها بود. تخیل از نظر سورئالیستها امکان ورود به سورئال یا فضای فراواقعی را فراهم میکند. برای سورئالیستها خواب و رویا از این جهت اهمیت دارند که دسترسی مستقیم به ناخودآگاه ما دارند. آنها سعی میکنند خوابها و رویاهایشان را بازآفرینی کرده و آنها را بنویسند، زیرا رویا دیدن شکلی از خلق خالص بدون کنترل ذهن است.
سورئالیستها در تلاشهای خلاقانه خود به چیزهای غیرمنتظره، عجیب و غریب و فانتزی اهمیت میدهند. آنها جنون را به عنوان شیوهای از بیان میبینند که اجازه آزادی مطلق را به ذهنشان میدهد و اینجا همان جایی است که افراد میتوانند جهان خود را خلق کنند. جالب اینجاست که سورئالیستها حتا جنون و پارانویا را به خاطر توانایی در رهایی از محدودیتهای اجتماعی تحسین میکنند.
سرانجام، عشق از همه این مضامین و الگوها فراتر میرود. عشق در اشکال مختلف خود مانند اروتیسم، شور و زن برای آنها ابزاری برای رسیدن به ایدهآل و فرارفتن از تمام مرزهاست. عشق، تابوها را میشکند و بنابراین انقلابی است. یک نیروی رهایی بخش و منبع عظیمی از الهام است، به ویژه در خلق تصاویر اسطورهای از زنان که نمادی از آرمانها و نشانی از تعالی در کار آنها است.
فروشگاه، خیابان دِ گوبلین ۱۹۲۵ © اوژن آتژه، موزه جی. پل گتی
برای درک بهتر موضوع، عکس بالا را مشاهده کنید؛ این تصویر جنبه بازیگوشانهتری از عکاسی آتژه را توصیف میکند و نمونهای از مجموعه آثار او از مانکنهای نمادین در ویترین فروشگاهها است. این ترکیب تصاویر، بین خیال و واقعیت، قلمروهای رویاگونه و تکه تکهای را تداعی میکند و با محو کردن خطوط بین آنچه حقیقت است و آنچه تصور میشود، دیدگاه بینندهاش را به چالش میکشد. توانایی آتژه در خلق چنین تصاویر جذابی باعث شد که آثار او مورد استقبال سورئالیستها قرار گیرد و در جنبش هنری آنها گنجانده شود.
ادغام عکاسی با سورئالیسم به روزهای اولیه این جنبش برمیگردد. چهرههای مشهوری مانند هانس بلمر و من ری در خلق عکسهای سورئالیستی که مفاهیم سنتی واقعیت در
عکاسی مستند را به چالش میکشید، پیشگام بودند. بعدها فیلیپ هالسمن لحظه سورئالی را در اثر نمادین خود با عنوان "Dali Atomicus" عکاسی کرد تا یک سورئالیست را در حال خلق اثر هنری مستند کند.( در ادامه مقاله بیشتر درباره این عکس مهم در تاریخ عکاسی سورئالیستی صحبت خواهیم کرد) استفاده از عکاسی بهعنوان رسانهای برای بیان وجوه سورئال چیز جدیدی نبود. تینا تریفوروس، عکاس و مدرس عکاسی در اینباره میگوید: « حتا در روزهای نخستین هنر عکاسی، عکاسان شروع به استفاده از ابزارهای خود به روشهایی کردند که لزومن خیلی هم واقعگرا نبودند. » با توسل به سورئالیسم، عکاسی غیرواقعگرا بستری داشت که میتوانست در آن شکوفا شود.
تفاوت تصاویر سورئالیستی و عکسهای انتزاعی(آبستره)
سورئالیسم متفاوت از انتزاع است. هم سورئالیسم و هم انتزاع، گسست از هنری بودند که بهطور کامل واقعگرا بود، ولی این دو سبک هرکدام برای خود روشهای متفاوتی دارند. انتزاع از رنگها، اشکال، بافتها و عناصر دیگر برای برانگیختن احساسات یا ایدهها استفاده میکند. سورئالیسم تصاویر قابل تشخیصی دارد و چیستی سوژهها در آن بطور واضح و مشخص دیده میشوند اما نکته اینجاست که سوژهها و یا موضوعات در عکس سورئالیستی اغلب به شیوهای غیرمعمول دیده میشوند.
تصویری تداعی کننده مکعبها؟ این یک عکس انتزاعی است.
ساختمانی که تمامن از دست انسان ساخته شده است؟ قطعن با یک تصویر سورئال مواجه هستیم.
تریفوروس میگوید: «سورئالیسم همیشه به نوعی با واقعیت گره خورده است. اگرچه واقع بینانه نیست، اما باید قابل باور باشد.»
او ادامه میدهد: «تصاویر سورئال معمولن خیالانگیز هستند و به ناخودآگاه افراد نفوذ میکنند. آنها اغلب از عناصر مختلفی ساخته شدهاند که به روشهای غیرمنتظرهای کنار هم قرار میگیرند.» تصاویر سورئالیستی تقریبن همیشه شامل عناصر شناختهشدهای از زندگی واقعی هستند_ مانند پیکرهای انسانی، ساعت، سیب که به روشهای عجیبی کنار هم چیده شدهاند. مثلن ساعت ممکن است در حال ذوب شدن باشد، مانند تابلوی « تداوم حافظه» از دالی. یا ممکن است یک سیب مستقیمن در مقابل صورت یک مرد معلق باشد، مانند آنچه در اثر «پسر انسان » از رنه مگریت میبینیم.
سورئالیسم دنیای واقعی را به قلمروی رویایی تبدیل و مرزهای بین واقعیت و تخیل را محو میکند. تریفوروس میگوید: «تصاویر سورئالیستی اغلب منطق را به چالش میکشند و میتوانند طیفی از احساسات را برانگیزند، گاهی اوقات ممکن است آزاردهنده یا ترسناک باشند و گاهی هم شاید خندهدار » تصاویر سورئالیستی قطعن معنای خاصی را میرسانند، اما در درجه اول بر انتقال بیان و برانگیختن پاسخهای احساسی عمیق از بینندگان متمرکز هستند و مانند هنر انتزاعی، کاوش در افکار و احساسات ناخودآگاه انسان را در اولویت قرار میدهند و هدفشان هم برانگیختن واکنشی درونی در مخاطبان است که فراتر از درک عقلانی میباشد.
برای درک بهتر این تفاوت به داستان ثبت یکی از نمادینترین عکسهای سورئال تاریخ میپردازیم:
در سال ۱۹۴۱، عکاس آمریکایی فیلیپ هالسمن برای اولینبار با هنرمند سورئالیست سالوادور دالی در شهر نیویورک ملاقات کرد و آنها در اواخر دهه ۱۹۴۰ شروع به همکاری و انجام پروژههای مشترک کردند. همکاری آنها منجر به خلق اثر "Dali Atomicus" در سال ۱۹۴۸ شد که با به تصویر کشیدن اشیاء مختلف از جمله سه گربه در حال پرواز، آبی که از سطل پرتاب میشود، یک سه پایه، یک زیرپایی و خود سالوادور دالی که ظاهرن در هوا معلق هستند، به مفهوم تعلیق میپردازد.
عنوان عکس اشارهای به تابلوی دالی به نام "Leda Atomica" دارد (که در سمت راست عکس پشت دو گربه قابل مشاهده است). هالسمن اشاره کرد که بعد از ۲۸ بار تلاش به نتیجهای که رضایتبخش بود رسیدند. این نسخه روتوش نشده عکس است که در آن، سیمهایی که سه پایه و نقاشی را معلق نگه داشتهاند، دست دستیار او که صندلی را نگه داشته و پایهای که زیرپایی را نگه داشته مشخص هستند. علاوه بر این، قاب روی سه پایه خالی است. این نسخه بدون ویرایش در مجله LIFE منتشر شده است و بینشی از فرآیند خلاقانه پشت صحنه که در نهیات منجر به عکس نهایی شد را ارائه می دهد.
تاریخ سورئالیسم در عکاسی
میتوانیم بگوییم که سورئالیسم یک جنبش فکری و هنری است که پس از جنگ جهانی اول و در واکنش به ترس و پوچ گرایی و تجربیات آسیبزای جنگ ظهور کرد. این جنبش کاملن تحت تأثیر جنبش دادا (۱۹۱۶-۱۹۲۴) بود و با خلق آثاری که بطور عمدی وجود منطق و عقل را در توجیه آنها رد میکرد، سعی در به چالش کشیدن هنجارها و قواعد سنتی در هنر داشت.
دادائیسم
جنبش دادا، که در دستهبندیها به آن دادائیسم نیز گفته میشود، جریانی فکری و هنری است که در سال ۱۹۱۶ در زوریخ و تحت تأثیر گروهی از هنرمندان و نویسندگان ساختارشکن از جمله هوگو بال (کارگردان)، امی هنینگ (رقصنده، شاعر، نویسنده)، تریستان تزارا (شاعر و نویسنده)، ریچارد هولسنبک (شاعر)، ژان آرپ (مجسمهساز) و هانس ریشتر (نقاش) هدایت شد.
هدف اصلی این جنبش به چالش کشیدن و دور شدن از قوانین و محدودیتهای سنتی بود که هنرمندان قبلن در ادبیات و هنر به آن پایبند بودند. دادائیستها از آزادی در خلق هنر در همه اشکال آن دفاع میکردند، پوچ گرایی را پذیرفتند و اغلب در آثارشان از طنز تا حد خود ویرانگری استفاده میکردند. قصد آنها ایجاد رسوایی، شوک دادن به سرمایه داری و تحریک هنجارهای اجتماعی بود.
این جریان شهرت جهانی پیدا کرد و هنرمندانی مانند مارسل دوشان، من ری، فرانسیس پیکابیا و آندره برتون را به خود جلب کرد. دادائیسم سرانجام در دهه ۱۹۲۰ به پایان رسید و راه را برای ظهور جنبش سورئالیستی هموار کرد.
مارسل دوشان ، فواره، ۱۹۱۷؛ عکاسی از آلفرد استیگلیَتس، در گالری هنر ۲۹۱ پس از نمایشگاه انجمن هنرمندان مستقل در سال ۱۹۱۷.
مرگ دادائیسم و تولد جنبش سورئالیسم
همانطور که گفتیم، سورئالیسم در پاریس پس از جنگ جهانی اول، زمانی که انسانها به دنبال فرار از آسیبهای جنگ و مرگ بودند متولد شد. هنر به راهی برای فرار از واقعیتهای سخت زندگی روزمره تبدیل شد. هنرمندان از نوآوریها و پیشرفتهای فنی برای متحول کردن تولیدات هنری خود استفاده کردند و به این ترتیب ابزارهای جدیدی برای بیان در اختیار آنها قرار گرفت. هنرمندان در آن دوران میخواستند انقلابی و نوآور باشند.
با تداوم جنبش دادا چهرههایی مانند آندره برتون و من ری به تفکرات هنری خود ادامه دادند و افراد دیگری مانند آراگون، ارنست سوپولت و آپولینر به آنها پیوستند تا به شکلهای جدیدی از بیان هنری دست پیدا کنند. سورئالیسم نه یک مکتب رسمی بلکه یک جهت جدید فکری و یک جنبش هنری توصیف میشود. این سبک یک مفهوم و یک راه برای انجام هر فعالیت هنری است. سورئالیستها بر عدم کنترل تصاویر و اهمیت تحقیق برای دستیابی به سورئال تأکید داشتند. مفاهیم کلیدی جنبش سورئالیستی عبارتند از: ناخودآگاه، رویا، حرکتهای خود بخودی و تصور.
کسوف - آوریل 1912، اوژن آتژه، 1923-24، فرانسه، CCO موزه متروپولیتن هنر
در سال ۱۹۲۶، من ری، تنها یک سال قبل از مرگ اوژن آتژه به او مراجعه کرد تا از عکس او، "کسوف- آوریل ۱۹۱۲" برای جلد نشریه La Révolution Surréaliste استفاده کند. علارغم نظر آتژه که میگفت: «اینها فقط مدارک و مستنداتی هستند که من میسازم» انکار خودآگاهی هنریاش به همراه عکسهایش از پاریس قدیم، که اغلب به طرز عجیبی خالی و متروک بود، مورد پسند سورئالیستها قرار گرفت و منجر به قدردانی آنها از کار او شد.
این مقاله در روزهای آینده تکمیل خواهد شد.