عکاسی هنری است آمیخته با فناوری، اما همزمان فلسفی و گاه با زبانی استعاری. همانطور که ورود به هر مهارت و تخصصی مستلزم یادگیری واژگان و ادبیات ویژه آن حوزه است، در دنیای عکاسی نیز شناخت دقیق اصطلاحات و واژگان تخصصی (ترمینولوژی)، گامی مهم برای ورود به دنیای حرفهای این رشته/هنر/مهارت به شمار میرود.
این راهنما که در وبسایت مدرسه عکاسی آرتسنس پیش روی شماست، با هدف ارائه مرجعی کاربردی و منسجم تدوین شده است تا اصطلاحات عکاسی از مفاهیم مربوط به تجهیزات و تنظیمات دوربین گرفته تا تکنیکهای نوردهی و همچنین واژگان و اصطلاحات کلیدی و مهم در اصول پایهای زیباییشناسی و مباحث نظری در عکاسی را به صورتی ساده، شفاف و هدفمند تبیین کند. مطالعه این مجموعه به شما کمک میکند تا معنای دقیق واژگان تخصصی این رشته هم در ابعاد فنی و هم در ابعاد نظری را درک کرده و پایههای دانش عکاسی خود را بهشکلی اصولی تقویت کنید.
چرا شناخت اصطلاحات عکاسی برای همه ما ضروری است؟
دستیابی به موفقیت و ثبات در مسیر عکاسی، تنها به داشتن چشم حساس یا ذوق هنری محدود نمیشود. یک عکاس آگاه برای تبدیل ایدههای ذهنی به تصاویری اثرگذار، نیازمند تسلط همزمان بر دو بعد اصلی این هنر است: بعد فنی، ابزاری، تکنیکی و بعد نظری و زیباییشناختی.
اهمیت تسلط بر اصطلاحات مربوط به ابزار و فرآیند ثبت و بعد فنی در عکاسی
شناخت دقیق اصطلاحات مربوط به اجزای دوربین، لنزها، فیلترها و سیستمهای نورسنجی، کنترل کامل ابزار را در اختیار شما قرار داده و دامنه شناختی و مطالعاتی شما را در این حیطه وسعت میدهد. وقتی بر مفاهیم فنی مسلط باشید، تنظیمات دوربین از حالتی تصادفی خارج شده و تکنیک کاملاً در خدمت تحقق دیدگاه هنری شما قرار میگیرد.
اهمیت داشتن درک درست از اصطلاحات و واژگان مرتبط با مفاهیم نظری و زبان نقد و خوانش عکس (بعد نظری عکاسی)
عکاسی زبانی برای بیان و تحلیل است. آشنایی با واژگان و اصطلاحاتی که در مباحث نظری، ترکیببندی و سبکشناسی به کار میروند، سواد بصری شما را ارتقا میدهد. این دانش بخصوص برای علاقمندان به
عکاسی فاینآرت به شما امکان میدهد آثار دیگران را با نگاهی تحلیلگرانه بررسی کنید و درباره عکسهای خود نیز با درک و دقتی حرفهای به گفتگو نشسته ضمن اینکه درک کاملتری از منابع غنی نظری در زمینه عکاسی نظیر نوشتههای والتر بنیامین، رولان بارت، سوزان سانتاگ و همچنین نظریه پردازان متاخرتر مانند اندی گراندبرگ و جان برجر و ... داشته باشید.
امیدوارم این مرجع بتواند در طول مسیر یادگیری در کلاسهای عکاسی مدرسه آرتسنس، به عنوان راهنمایی معتبر و راهگشا همراه شما باشد.
اصطلاحات و واژگان پایهای عکاسی
بدنه دوربین Camera body
بخش اصلی دوربین (دیجیتال) که شامل حسگرها، الکترونیک، نرمافزار و غیره است. معمولاً بدنه شامل لنزها نمیشود.
دوربین عکاسی دیجیتال
دوربین عکاسی دیجیتال (Digital Camera) دوربینی است که به جای استفاده از فیلمهای عکاسی سنتی (شیمیایی)، از یک حسگر الکترونیکی (سنسور) برای ثبت تصاویر و ذخیره آنها بهصورت فایلهای دیجیتال در کارت حافظه استفاده میکند.
دوربین DSLR
DSLR مخفف Digital Single Lens Reflex ( دوربین دیجیتال تک لنز بازتابی ) است. یک دوربین DSLR اپتیکهای یک دوربین تک لنز بازتابی آنالوگ را با یک حسگر دیجیتال ترکیب میکند.
دوربین بدون آینه Mirrorless camera
از نظر فنی اکثر دوربینهای DSLR، دوربینهای point-and-shoot و گوشی های هوشمند نیز بدون آینه هستند زیرا فاقد آینه داخلی هستند، اما دوربین بدون آینه یک اصطلاح خاص برای دوربینی است که حسگر بهطور مستقیم در معرض نور قرار دارد و عکاس در هر زمان پیشنمایشی از تصویر بالقوه را در یک نمایاب الکترونیکی مشاهده میکند.
اگر دوست دارید در این زمینه اطلاعاتتان را به روزتر کنید مقاله مقایسه دوربینهای بدون آینه و DSLR را مطالعه کنید
دوربینهای point-and-shoot
دوربین های کامپکتی هستند که برای سادگی و سهولت در استفاده طراحی شده اند. بهطور خودکار فوکوس و نوردهی را انجام میدهند، فلاشهای داخلی دارند و برای کارکرد مؤثر نیاز به مهارت زیادی ندارند. این روزها با پیشرفت گسترده دوربینهای گوشی های هوشمند، محبوبیت این دوربینها کمتر شده است.
دوربین عکاسی آنالوگ
دوربین
عکاسی آنالوگ (Analog / Film Camera) دوربینی است که برای ثبت تصویر، به جای حسگرهای الکترونیکی دیجیتال، از فیلمهای عکاسی حساس به نور (حاوی هالیدهای نقره) استفاده میکند. در این دوربینها، فرایند ثبت و دستیابی به تصویر بر پایه واکنشهای فیزیکی و شیمیایی نور با فیلم انجام میشود.
دوربین SLR
دوربین SLR مخفف Single-Lens Reflex یا تکلنزی بازتابی یکی از محبوبترین و رایجترین انواع دوربینهای عکاسی آنالوگ (فیلمی) است که از یک سیستم آینه و منشور برای بازتاب نور لنز به منظرهیاب استفاده میکند. این اصطلاحی است که معمولا به دوربینهای پیش از دیجیتال اطلاق میشود. دوربینی با یک لنز که در ارتباط با یک آینه و حسگر حرکت میکند. در دوربینهای قدیمیتر، گاهی اوقات دو لنز وجود داشت که باعث میشد عکاس نتواند از طریق منظره یاب ببیند که دقیقاً چه چیزی را عکاسی میکند. با دوربینهای SLR، آنچه عکاس از طریق منظره یاب دوربین میبیند بهتر نشان می دهد که عکس نهایی چگونه خواهد بود.
دوربین دو لنزی بازتابی (Twin-Lens Reflex / TLR)
نوعی دوربین کلاسیک (عمدتاً قطع متوسط) است که از دو لنز با فاصله کانونی یکسان که بهصورت عمودی روی بدنه قرار گرفتهاند استفاده میکند.این دوربینها یکی از شاخصترین طراحیهای مکانیکی در تاریخ عکاسی آنالوگ محسوب میشوند و به ساختار اپتیکی منحصربهفردشان شناخته میشوند.
ظهور عکس
ظهور (Development) در عکاسی آنالوگ، به فرآیند شیمیایی تبدیل «تصویر مخفی» (Latent Image) ثبتشده روی فیلم یا کاغذ عکاسی به یک «تصویر مرئی و پایدار» گفته میشود.
هنگامی که شاتر دوربین باز میشود، نور به کریستالهای هالید نقره موجود در امولسیون فیلم میتابد و تغییراتی نادیدنی ایجاد میکند. فرآیند ظهور این تغییرات را به نقره متالیک (سیاه) تبدیل کرده و تصویر را آشکار میسازد.
تاریکخانه
تاریکخانه (Darkroom) فضایی بسته و کاملاً ایزوله در برابر نور خورشید و سایر نورهای محیطی است که عکاسان و تکنسینها از آن برای ظاهر کردن فیلمهای آنالوگ، چاپ تصاویر روی کاغذ حساس به نور و انجام سایر فرآیندهای شیمیایی عکاسی استفاده میکنند.
نور ایمن (Safelight)
چراغی با فیلتر رنگی خاص (معمولاً قرمز یا زرد-سبز) که نور خنثی تولید میکند تا بدون اینکه کاغذهای عکاسی سیاه و سفید آسیب ببینند یا نور بخورند، عکاس بتواند درون تاریکخانه ببیند و کار کند. (نکته: فیلمهای نگاتیو خام و استفاده نشده به این نور هم حساس هستند و باید در تاریکی مطلق داخل تانک ظهور بارگذاری شوند).
دستگاه آگراندیسور یا چاپگر (Enlarger)
دستگاهی اپتیکی و با ساختاری عمودی که نور را از میان نگاتیو عبور داده و تصویر را روی کاغذ عکاسیِ قرارگرفته روی کادر چاپ (Easel) میتاباند تا سایز تصویر بزرگنمایی و تنظیم شود.
تانک و ریل ظهور (Developing Tank & Reel)
استوانهای ایمن دربابر عبور نور که فیلم پس از پیچیده شدن روی ریل، درون آن قرار میگیرد تا بتوان داروهای ظهور، توقف و ثبوت را بدون نیاز به ماندن در تاریکی مطلق، درون آن ریخت.
تشتکها و انبرهای چاپ (Trays & Tongs)
ظرفهای مسطحی برای قرار دادن محلولهای دارویی (ظهور، توقف، ثبوت) جهت غوطهور ساختن و ظاهر کردن کاغذهای چاپشده.
بخش خیس و خشک (Wet & Dry Areas):
بخش خشک:
شامل آگراندیسور، نگاتیوها و کاغذهای چاپ خام.
بخش خیس:
شامل سینک، تشتکها، تانک ظهور و محلولهای شیمیایی جهت جلوگیری از آسیب دیدن کاغذها و فیلمهای خشک با قطرات شیمیایی.
داروی ظهور (Developer)
محلولی شیمیایی که کریستالهای هالید نقرهای را که در معرض نور قرار گرفتهاند، احیا کرده و به نقره سیاه تبدیل میکند. بخشهای روشنتر صحنه نور بیشتری دیدهاند و در نگاتیو تیرهتر ظاهر میشوند.
حمام ثبوت (Stop Bath)
یک محلول اسیدی ضعیف (معمولاً اسید استیک) که بلافاصله فعالیت شیمیایی داروی ظهور را متوقف میکند تا فیلم بیش از حد ظاهر یا تیره نشود.
داروی ثبوت (Fixer)
محلولی که هالیدهای نقره باقیمانده و نورندیده را از روی فیلم میشوید و حل میکند تا فیلم دیگر به نور حساس نباشد و تصویر به صورت دائمی تثبیت شود.
شستوشو و خشک کردن (Washing & Drying):
شستن کامل فیلم با آب جاری برای پاک کردن تمام بقایای مواد شیمیایی و سپس آویزان کردن آن در محیطی بدون گرد و غبار برای خشک شدن.
ظهور سیاه و سفید
فرآیند استاندارد متکی بر کنترل دقیق زمان و دمای داروها (معمولاً حدود ۲۰ درجه سانتیگراد).
ظهور رنگی (C-41)
فرآیند استاندارد برای فیلمهای نگاتیو رنگی که نیازمند دقت بسیار بالای دما (۳۷.۸ درجه سانتیگراد) است.
ظهور اسلاید / پوزیتیو (E-6)
فرآیندی متفاوتی که تصاویر رنگی شفاف و پوزیتیو (بدون معکوس شدن رنگها) تولید میکند.
دیافراگم Aperture
بخشی از لنز که برای ورود نور باز میشود. عدد به کار رفته شده برای مقدار f یا f-stop میزان باز یا بسته بودن دیافراگم را مشخص میکند؛ هر چقدر این عدد کوچکتر باشد دیافراگم بازتر بوده و نور بیشتری از آن عبور میکند و هرچقدر عدد f یا f-stop بزرگتر باشد، دیافراگم بسته تر بوده و نور کمتری از آن عبور میکند.
اف استاپ F-stop
اندازه باز شدن دیافراگم، که به آن ضریب اف نیز گفته میشود. ضریب اف کوچک به این معنی است که دیافراگم بیشتر باز است. ضریب اف بزرگتر به این معنی است که دیافراگم کمتر باز است. به عنوان مثال، f/1 نور بیشتری نسبت بهf/ 5.6 وارد دوربین میکند.
عمق میدان Depth of field
گستره بین نزدیکترین و دورترین اشیاء واضح در یک عکس. عمق میدان کم به این معنی است که اشیاء در پسزمینه نسبتاً نزدیک هم تار دیده میشوند. عمق میدان زیاد به این معنی است که اشیاء در پسزمینه دور هم در فوکوس باشند.
حسگر یا سنسور تصویر (Image Sensor)
در عکاسی دیجیتال، قطعهای الکترونیکی و حساس به نور است که جایگزین فیلمهای عکاسی آنالوگ شده است. وظیفه اصلی سنسور، دریافت فوتونهای نور عبورکرده از لنز و تبدیل آنها به سیگنالهای الکتریکی دیجیتال برای تشکیل تصویر است.
انواع سنسور از نظر فناوری ساخت:
-
CMOS:
رایجترین نوع سنسور در دوربینهای امروزی که به دلیل مصرف انرژی پایین، سرعت بالا و عملکرد عالی در کاهش نویز استفاده میشود.
-
CCD:
فناوری قدیمیتر که کیفیت رنگ و تصویر بسیار بالایی داشت اما مصرف انرژی بیشتر و سرعت پردازش پایینتری نسبت به CMOS دارد.
انواع سنسور از نظر اندازه (Sensor Size):
فولفریم (Full-Frame)
این سایز سنسور ابعادی معادل یک فریم فیلم ۳۵ میلیمتری آنالوگ (۳۶×۲۴ میلیمتر) دارد و بالاترین کیفیت، دامنه دینامیکی و عملکرد در نور کم را ارائه میدهد.
کراپ سنسور / APS-C
این سایز سنسور ابعادش کوچکتر از فولفریم است و ضریب برشی (Crop Factor) حدود ۱.۵ یا ۱.۶ برابر ایجاد میکند که باعث تنگتر شدن زاویه دید لنز میشود.
میکرو چهارسوم (Micro Four Thirds)
سنسوری با نسبت ابعاد ۴:۳ و ابعاد کوچکتر از APS-C که در دوربینهای کامپکت و بدون آینه سبک استفاده میشود.
میخواهید بدانید کدامیک از این انواع دوربینها بر اساس قطع سنسور برای شما مناسبتر است؟ مقاله مقایسه بین دوربینهای فول فریم و کراپ سنسور را بر روی وبسایت مدرسه عکاسی آرتسنس مطالعه کنید.
ضریب برش یا ضریب انقطاع ( Crop factor )
نسبت اندازه سنسور دوربین به فاصله کانونی لنز در دوربینهای کراپ سنسور یا APS-C .وقتی سایز سنسور کوچکتر باشد گستره دید در فاصله کانونی یکسان در مقایسه با سنسور فولفریم کاهش مییابد.دوربینهای DSLR مدرن اغلب دارای ویژگیهایی هستند تا تحریفاتی که از فاکتور برش ناشی میشود را به حداقل برسانند.
پیکسل و رزولوشن (Resolution & Pixels)
سنسور از میلیونها گیرنده نوری کوچک به نام فتودیود (Photodiode) یا پیکسل تشکیل شده است.تعداد این پیکسلها رزولوشن تصویر را بر حسب مگاپیکسل تعیین میکند. پیکسلهای بزرگتر (که معمولاً در سنسورهای بزرگتر یافت میشوند) نور بیشتری جذب کرده و نویز کمتری در ایزوی بالا ایجاد میکنند.
ایزو ISO
حساسیت سنسور دوربین دیجیتال به نور. تنظیم ISO بالاتر باعث روشنتر شدن عکسهای شما میشود زیرا سنسور به نور حساستر شده و نور بیشتری جذب میکند، در حالی که تنظیم ISO پایینتر منجر به جذب نور کمتری توسط سنسور میشود. این اصطلاح قبلاً به فیلم مربوط میشد، اما در عصر دیجیتال اکنون یک تنظیم برای دوربین است. اصطلاح ISO از سازمانی گرفته شده است که پس از جنگ جهانی دوم استانداردهایی را برای محصولات مختلف از جمله دوربین ها ایجاد کرد.
ASA
مخفف American Standards Association یا انجمن استانداردهای آمریکا معیاری قدیمی برای اندازهگیری میزان حساسیت فیلم عکاسی به نور در دوربینهای آنالوگ است.هرچه عدد ASA بالاتر باشد، فیلم به نور حساستر است و برای عکاسی در محیطهای کمنور مناسبتر خواهد بود.
نویز و گرین (Grain)
استفاده از فیلمهایی با ASA بالا (مانند ۸۰۰ یا ۱۶۰۰) باعث ایجاد بافت دانهدانه (Grain) بیشتر در عکس میشود، همانطور که در ایزوی بالا در عکاسی دیجیتال شاهد «نویز» هستیم.
پرده شاتر (Shutter Curtain)
مکانیسمی فیزیکی و ظریف در داخل بدنه دوربین است که مستقیماً در جلوی سنسور (یا فیلم عکاسی) قرار میگیرد و وظیفه کنترل دقیق مدت زمان نوردهی (Shutter Speed) را بر عهده دارد.
شاتر مکانیکی و شاتر الکترونیکی (Mechanical and Electronic Shutter)
شاتر مکانیکی از پردههای فیزیکی برای نوردهی استفاده می کند، در حالی که شاتر الکترونیکی با روشن و خاموش کردن سریع خوانش پیکسل های سنسور کار می کند و امکان عکاسی کاملاً بی صدا (برای مثال کاربرد در
عکاسی تئاتر) و سرعتهای شاتر فوق العاده بالا را فراهم می سازد.
اگر قصد خرید دوربین دارید و بین آپشنهای متنوعی که هر دوربینی دارد گیج شدهاید و نمیدانید چه انتخابی داشته باشید، پیشنهاد میکنیم قبل از هرکاری راهنمای جامع خرید دوربین ما را مطالعه کنید.
سرعت شاتر Shutter speed
سرعت شاتر به مدت زمانی اطلاق میشود که شاتر دوربین باز میماند و به سنسور/فیلم اجازه میدهد در معرض نور قرار گیرند. سرعت شاتر بالا معمولاً برای ثبت سوژههای متحرک بدون تاری استفاده میشود، در حالی که سرعت شاتر پایین معمولاً در عکاسی در شب یا عکاسان منظره استفاده میشود تا نور بیشتری در طول زمان نوردهی طولانیتر به دوربین وارد شود.
مثلث نوردهی Exposure triangle
به رابطه بین دیافراگم، ISO و سرعت شاتر در عکاسی اشاره دارد. این سه عنصر با هم کار می کنند تا میزان نور وارد شده به دوربین را کنترل کنند. با انجام این تنظیمات، عکاسان می توانند نوردهی های مختلفی را هم در عکاسی فیلم و هم در عکاسی دیجیتال به دست آورند.
نورسنجی (Exposure Metering)
فرآیند سنجش میزان روشنایی صحنه برای تعیین و محاسبه سه متغیر اصلی نوردهی (مثلث نوردهی: سرعت شاتر، دیافراگم و ایزو) است تا تصویری با روشنایی استاندارد، متوازن و بدون سوختگی هایلایتها یا از بین رفتن بافت سایهها ثبت شود.این فرآیند هم توسط نورسنج داخلی دوربین (Internal/Built-in Meter) و هم از طریق نورسنجهای دستی (Handheld Light Meters) انجام میشود.
استاپ (Stop) یا گام نوردهی
واحد سنجش میزان روشنایی و نور ورودی به حسگر دوربین در عکاسی است.هرگاه نور ورودی به دوربین دو برابر شود، نوردهی یک استاپ افزایش مییابد (+1 Stop)، و اگر نور نصف شود، نوردهی یک استاپ کاهش پیدا میکند (-1 Stop).
جبران نوردهی (Exposure Compensation)
قابلیتی در حالتهای نیمهاتوماتیک دوربین (مانند Aperture Priority / Av، Shutter Priority / Tv و Program / P) که به عکاس اجازه میدهد نوردهی محاسبهشده توسط دوربین را در بازه مشخصی (معمولاً بین -۳ تا +۳) کم یا زیاد کند.
ورق یا کارت خاکستری ۱۸ درصد (18% Gray Card)
یکی از استانداردترین ابزارهای مرجع در عکاسی آنالوگ و دیجیتال است که برای دستیابی به نورسنجی دقیق (Exposure) و تراز سفیدی یا کالیبراسیون رنگ (White Balance) به کار میرود.این کارت، صفحهای با پوشش مات ناانعکاسی به رنگ خاکستری خنثی است که دقیقاً ۱۸ درصد از نوری که به آن میتابد را بازتاب میدهد (معادل تونالیته میانه یا Midtone در فضای رنگی).
گریپ (Grip)
در عکاسی هم به محل قرار گرفتن دست بر روی بدنه دوربین اشاره دارد و هم به لوازم جانبی سختافزاری (Battery Grip) که زیر بدنه دوربین متصل میشود.
لنز عکاسی (Camera Lens)
مجموعهای از عدسیهای نوری (شیشهای یا پلاستیکی) است که درون یک بدنه استوانهای قرار گرفتهاند. وظیفه اصلی لنز، هدایت و پرتو متمرکز ساختن نورِ بازتابشده از سوژه روی حسگر (سنسور) یا فیلم عکاسی برای تشکیل یک تصویر شفاف و دقیق است.
مانت لنز (Lens Mount)
نشیمنگاه لنز بر روی بدنه؛ درگاه و رابط مکانیکی و الکترونیکی بر روی بدنه دوربین که لنز روی آن سوار و قفل شده و ارتباط سیگنالی میان پردازنده دوربین و لنز جهت کنترل فوکوس، دیافراگم و لرزش گیر را برقرار می سازد.
فاصله کانونی Focal length
به فاصله بین مرکز اپتیکی لنز دوربین و حسگر دوربین یا فیلم(در دوربینهای آنالوگ) گفته شده و معمولاً به میلیمتر اندازهگیری میشود.
لنزهای فیکس یا پرایم Prime lenses
لنزهایی با فاصله کانونی ثابت. متفاوت از لنزهای زوم که فاصله کانونی متغیر دارند. گاهی اوقات به آنها لنزهای تک کانونی ( unifocal ) نیز گفته میشود.
لنز زوم Zoom lens
یک لنز با فاصله کانونی قابل تنظیم که به عکاس این امکان را می دهد تا بدون نیاز به تعویض لنز، زاویه دید را به سرعت تغییر دهد. این لنزها به ویژه برای عکاسان خبری و عکاسان رویداد که باید رویدادها را در حین وقوع ثبت کنند، به دلیل انعطافپذیری و چندمنظوره بودن در لحظه، محبوب هستند.
لنز واید-انگل یا زاویه باز (Wide-angle lens )
لنزی که فاصله کانونی آن کوتاهتر از طول فیزیکی آن است. اجازه میدهد تا میدان دید وسیعتری داشته باشید، مناسب برای عکاسی از مناظر، معماری و عکسهای گروهی بزرگ.
لنز نرمال (Normal / Standard Lens)
به لنزی گفته میشود که زاویه دید و پرسپکتیوِ آن بیشترین شباهت را به زاویه دید و پرسپکتیو چشم انسان دارد؛ فاصله کانونی ۵۰ میلیمتر در دوربین فولفریم دیجیتال. تصاویری که با لنز نرمال ثبت میشوند، برخلاف لنزهای واید (عریض) یا تلهفوتو (تنگ)، فاقد هرگونه اغراق، تحریف (دیستورشن) یا بزرگنمایی غیرطبیعی در پرسپکتیو هستند و حس کاملاً طبیعی و واقعی به بیننده منتقل میکنند.
لنز تلهفوتو Telephoto lens
لنزهایی که در عکاسی با فاصله دور مورد استفاده قرار گرفته و سوژه را نزدیکتر به دوربین نشان میدهند. لنزهای تلهفوتو معمولاً بزرگ هستند و فاصله کانونی آنها کوتاهتر از طول فیزیکی آنهاست. به همین دلیل است که در زمان استفاده از این لنزها در
عکاسی حیات وحش، سوژهها به مراتب نزدیکتر به نظر میرسند.
لنز ماکرو (Macro Lens)
لنز تخصصی با قابلیت فوکوس در فاصله بسیار نزدیک و بزرگنمایی ۱:۱ برای عکاسی از حشرات، جواهرات و جزئیات ریز. این لنز علاوه بر عکاسی در طبیعت، کاربرد ویژهای نیز در
عکاسی تبلیغاتی دارد.
لنز تیلت-شیفت (Tilt-Shift Lens)
لنز تخصصی با امکان تغییر زاویه و جابهجایی محور نوری جهت اصلاح پرسپکتیو در
عکاسی معماری یا ایجاد افکت مینیاتوری.
لنز فیشآی (Fisheye Lens) یا چشمماهی
نوعی لنز بسیار واید (Super Wide-Angle) است که زاویه دید فوقالعاده عریض (معمولاً بین ۱۸۰ تا ۲۲۰ درجه) ارائه میدهد. ویژگی اصلی این لنز، ایجاد تحریف نوری شدید و مدور (Barrel Distortion) است؛ به این معنی که خطوط مستقیم در حواشی کادر بهشدت منحنی و خمیده میشوند.
تلهکانورتور (Teleconverter / Extender)
یک عدسی تکمیلی و رابط اپتیکی است که بین بدنه دوربین و لنز اصلی قرار میگیرد تا فاصله کانونی لنز را به یک ضریب مشخص (معمولاً 1.4x، 2x یا 3x) افزایش دهد و زاویه دید را تنگتر کند.برای مثال، اگر یک تلهکانورتور 2x را به یک لنز 200mm متصل کنید، فاصله کانونی معادل 400mm خواهد شد.
لرزشگیر لنز یا تثبیتکننده اپتیکی تصویر (Optical Image Stabilization - OIS)
مکانیزمی سختافزاری درون لنز است که تکانها و لرزشهای خفیف دست عکاس را جبران میکند تا تصویر نهایی بدون تاری (Blur) ثبت شود.این سیستم اجازه میدهد در نور کم، بدون نیاز به سهپایه و با سرعتهای شاتر پایینتر (چند استاپ کندتر از حد استاندارد) عکاسی کنید.
لرزشگیر بدنه یا ۵ محوره (IBIS - In-Body Image Stabilization)
سیستم تثبیت کننده تصویر پیشرفته ای که مستقیماً روی سنسور دوربین قرار دارد و با حرکت دادن سنسور در سه یا پنج محور، لرزش های دست عکاس را خنثی می کند. این سیستم اجازه میدهد حتی با لنزهای بدون لرزش گیر نیز در سرعتهای شاتر پایین عکاسی کنید.
فوکوس (Focus)
در عکاسی به معنای تنظیم دقیق فاصلهی عدسیهای لنز است تا پرتوهای نور منعکسشده از سوژه، دقیقاً روی سنسور (یا فیلم) همگرا شوند و واضحترین و شارپترین تصویر ممکن تشکیل شود.نقاطی از صحنه که خارج از این فاصله قرار میگیرند، بسته به میزان فاصله و عمق میدان، بهصورت تار (Out of Focus) دیده میشوند.
فوکوس اتوماتیک و فوکوس دستی Auto-focus and manual focus
فوکوس خودکار به توانایی دوربین برای تنظیم خودکار فوکوس روی یک سوژه اشاره دارد. نرم افزار دوربین مدرن اغلب می تواند سوژه های رایج مانند چهره انسان را تشخیص دهد و از فوکوس بودن آنها اطمینان حاصل کند. عکاسان معمولاً سطحی از کنترل بر عملکرد فوکوس خودکار دارند. از سوی دیگر، فوکوس دستی زمانی است که عکاس باید بهصورت دستی لنز را حرکت دهد تا اطمینان حاصل کند که سوژهها تار نیستند. عکاس لنز را به صورت فیزیکی با دست تنظیم می کند تا اطمینان حاصل شود که سوژه در فوکوس است و تار نمی شود.
فوکوس اتوماتیک هیبرید یا تشخیص فاز و کنتراست (Phase and Contrast Detection AF)
ترکیب دو فناوری هوشمند فوکوس خودکار؛ تشخیص فاز سرعت بالایی در تعقیب سوژه دارد و تشخیص کنتراست دقت فوقالعادهای در تثبیت فوکوس ارائه می دهد. الگوریتم های مدرن هوش مصنوعی از این ترکیب برای تعقیب دقیق چشم انسان و حیوانات بهره می برند.
ویزور یا منظره یاب Viewfinder -Visor
عکاس با نگاه از طریق منظره یاب به دنبال کادربندی و گرفتن عکس است. با دوربینهای تکلنزی بازتابی، عکاس می تواند مستقیماً از طریق تجهیزات نوری دوربین، سوژه را مشاهده کند. در دوربینهای مدرن، منظرهیابهای الکترونیکی رایجتر هستند که نمایش دیجیتالی از آنچه که لنز دوربین در هنگام فعال شدن شاتر میگیرد را نمایش میدهد.
لایو ویو (Live View)
نمایش زنده تصویر سنسور روی نمایشگر پشتی دوربین پیش از ثبت نهایی عکس.
خطای پارالکس (Parallax Error)
یا اختلاف منظر، به تفاوت بین تصویری که عکاس از طریق منظرهیاب (چشمی دوربین) میبیند و تصویری که در نهایت روی حسگر (سنسور) یا فیلم ثبت میشود، گفته میشود.این پدیده به این دلیل رخ میدهد که منظرهیاب و لنز اصلی ثبت تصویر، در دو مسیر نوری مجزا قرار دارند و از دو زاویه دید متفاوت به سوژه نگاه میکنند.در دوربینهای دی اس ال آر هم کوچکتر بودن سایز آینه نسبت به سایز سنسور منجر به ایجاد خطای پارالکس میشود.
اصطلاحات و واژگان مربوط به تکنیکهای عکاسی
اولویت دیافراگم ( aperture priority )
تنظیمی در دوربینها که معمولاً با اختصار A یا Av نشان داده میشود. به عکاس اجازه میدهد تا دیافراگم یا عدد f خاصی را تنظیم کند و دوربین بهطور خودکار سرعت شاتر و ISO را برای تطابق با آن انتخاب کند. برای حفظ عمق میدان خاص در حین عکاسی مفید است.
اولویت شاتر ( Shutter priority )
که به عنوان اولویت زمان نیز شناخته می شود، تنظیمی در دوربین است که معمولاً به اختصار S یا Tv نامیده می شود. عکاس را قادر می سازد تا به صورت دستی سرعت شاتر خاصی را تنظیم کند و دوربین به طور خودکار دیافراگم و تنظیمات ISO را بر اساس آن تنظیم کند.
نسبت ابعاد تصویر ( Aspect ratio )
به نسبت عرض تصویر به ارتفاع آن اشاره دارد. نسبت تصویر رایج برای دوربین های مصرفی 3:2 و 4:3 است. گوشی های هوشمند معمولاً تصاویری با نسبت تصویر 4:3 می گیرند.
بوکه Bokeh
کلمه ژاپنی برای مه یا تاری. به تاری عمدی پسزمینه اشاره دارد که در پرترهها محبوب است.بویژه در صورت قرار گرفتن چراغ در پس زمینه، این افکت بسیار جذاب میشود.
ضدنور یا سیلوئت (Silhouette)
تکنیکی جذاب و دراماتیک در عکاسی و زبان بصری سینماست که در آن، منبع نور اصلی کاملاً در پشت سوژه قرار گرفته و به سمت دوربین میتابد (Backlight). در این حالت، به دلیل اختلاف شدید شدت نور پسزمینه و سوژه، سوژه اصلی هیچ نوری در فرانت (جلو) دریافت نکرده و به یک فرم کاملاً سیاه، دوبعدی و گرافیکی تبدیل میشود، در حالی که پسزمینه کاملاً روشن و پُر از رنگ و بافت باقی میماند.
انحراف رنگی ( Chromatic aberration )
به تمرکز رنگدانههای بنفش/سبز/قرمز/آبی در لبه مرزهای میان تیرو و روشن تصویر نشناخته میشود؛ یک اثر شبحوار زمانی که لنز قادر به آوردن تمام طول موجهای یک رنگ به نقطه صحیح نیست. این پدیده معمولاً در زمان عکاسی با لنزهای با کیفیت پایین دیده می شود. مشابه جلوههای glitch، انحراف رنگی نیز میتواند عمداً اضافه شود تا به عکسها کیفیتی قدیمی داده شود.
زوم اپتیکال (Optical Zoom)
بزرگنمایی واقعی و فیزیکی سوژه از طریق حرکت مکانیکی المانهای شیشهایِ درون لنز. در زوم اپتیکال، فاصله کانونی لنز (Focal Length) تغییر میکند و تصویر سوژه پیش از رسیدن به سنسور، روی سطح آن بزرگتر بازنمایی میشود.
زوم دیجیتال (Digital Zoom)
بزرگنمایی نرمافزاری و غیرواقعی سوژه از طریق برش زدن (Crop) بخش مرکزی تصویر و بزرگ کردن آن برای پر کردن کل فریم. در زوم دیجیتال هیچ حرکت مکانیکی در لنز رخ نمیدهد و فاصله کانونی ثابت میماند.
اعوجاج (Distortion)
نقص یا ناهنجاری اپتیکی در ساختار عدسیها که باعث میشود لنز نتواند تناسبات هندسی صحنه را بهطور کاملاً دقیق و تخت روی سنسور بازنمایی کند. در اعوجاج اپتیکی، شارپنس تصویر از دست نمیرود، بلکه هندسه خطوط دچار انحراف میشود.
متادیتا / دادههای اگزیف (Metadata / EXIF Data)
مجموعهای از دادههای متنی ( شامل نام عکاس، کپی رایت، محل گرفتن عکس، و ... و عددی (شامل مقادیر دیافراگم، شاتر، و ایزو) ساختاریافته که در هنگام ثبت عکس بهطور خودکار توسط دوربین (فایلهای متنی درون عکس) یا بهطور دستی توسط عکاس و نرمافزارهای پردازش تصویر (مانند لایتروم و فتوشاپ) درون ساختار فایل تصویری (JPEG، RAW، TIFF و...) ذخیره میشوند.
ترکیببندی ( Composition )
نحوه چیدمان عناصر مختلف یک تصویر درون کادر. عکاسان میتوانند با حرکت دوربین، تنظیم فوکوس یا برش تصاویر در مرحله پستولید، ترکیب بندی را کنترل کنند. قانون یکسوم نمونهای از یک تکنیک ترکیب بندی عکس است.
لرزشگیر یا تثبیتکننده تصویر ( Image stabilization )
به طیف وسیعی از تکنیکهای مورد استفاده برای کاهش تاری ناشی از حرکت دوربین اشاره دارد. تثبیت تصویر هم میتواند از طریق تجهیزاتی که درون دوربین طراحی شدهاند انجام شود، هم میتواند از طریق روشهای پس پردازش باشد.
پس پردازش ( Post-production or post-processing )
فرآیند برش، ویرایش، تغییر و بهبود فایلهای عکس در برنامههایی مانند ادوبی فتوشاپ و فتوشاپ لایتروم. اگر میخواهید بدانید که کدامیک از این دو نرمافزار کاربرد بیشتری برای شما دارد
مقاله مقایسه لایتروم و فتوشاپ را مطالعه کنید.
فایل خام ( Raw file )
عکسهای پردازشنشده. فایلهای تصویر خام توسط دوربین در زمان ثبتعکس، نه فشرده شده و نه تغییر داده شدهاند. این فایلهای تصویر خام برای هم برای اهداف آرشیوی و هم برای اهداف ویرایشی ایدهآل هستند زیرا حاوی تمام دادههای مرتبط با یک تصویر هستند. فایلهای خام برای استفادههای حرفهای در عکاسی هستند و حجم زیادی دارند.
فایل DNG (Digital Negative)
نوعی از فرمت خام (RAW) استاندارد و ساخته شده توسط شرکت Adobe که اطلاعات خام خروجی از حسگر دوربین را همراه با متادادههای کامل اپتیکی، رنگی و ویرایشی ذخیره میکند. هدف اصلی DNG ایجاد یک فرمت جهانی پایدار برای آرشیو بلندمدت عکسهای خام و تضمین خوانایی آنها در نرمافزارهای مختلف است.
فایل TIFF
مخفف فرمت فایل تصویر نشاندار ( tagged image file format ) است. یک فرمت پرکاربرد برای ذخیرهسازی گرافیک برداری با وضوح بالا است_ گرافیکهایی که از تعداد مشخصی پیکسل تشکیل شدهاند. فایل های TIFF را می توان به انواع فایلهای تصویری دیگر مانند JPG و PNG تبدیل کرد.
حق تکثیر و مالکیت معنوی (Copyright)
مجموعهای از حقوق قانونی و انحصاری است که به محض ثبت یا تولید یک عکس یا اثر عکس بنیان، بهطور خودکار به پدیدآورنده (عکاس) تعلق میگیرد. این حق به عکاس اجازه میدهد تا درباره نحوه استفاده، تکثیر، نمایش عمومی، انتشار، فروش یا تغییر اثر خود تصمیمگیری کند.
واترمارک (Watermark)
درج لایهای متنی یا گرافیکی روی تصویر که معمولاً حاوی نام عکاس، نام آژانس، نشان تجاری یا علامت کپیرایت (©) است. این علامت میتواند به صورت کوچک در گوشه عکس یا به صورت الگویی تکرارشونده و شفاف در سراسر فریم اعمال شود.
نسخه یا ادیشن (Print Edition)
مجموعهای با تعداد کاملاً محدود و کنترلشده از چاپهای یک عکس مشخص که عکاس متعهد میشود پس از تکمیل و فروش آن تعداد، دیگر هیچ نسخه چاپی دیگری از آن عکس در آن ابعاد یا مشخصات تولید نکند. این فرآیند باعث ارزشگذاری هنری، حفظ نایابی (Scarcity) و اصالت اثر در بازار مبادلات هنری، گالریها و موزه هامیشود.
تونالیته (Tonality / Tonal Range)
توزیع و کیفیت گامهای خاکستری یا رنگی در طول یک عکس که جابهجایی و گذر میان سایهها، تنهای میانی (Midtones) و روشن را شکل میدهد. کیفیت تونالیته تعیینکننده میزان نرمی، کنتراست، بافت و عمق سهبعدی تصویر روی صفحه تخت است.
کنتراست (Contrast)
تنوع تونالیتههای نوری موجود در یک عکس، تفاوت و تضاد میان شدیدترین بخشهای روشن (Highlights) و عمیقترین بخشهای تاریک (Shadows)، یا تضاد میان رنگهای مختلف در یک عکس. کنتراست تعیینکننده میزان شارپنسِ درکشده، خوانایی تصویر و شدت دراماتیک بودن صحنه است.
سیستم منطقهای (Zone System)
رویکردی متدیک در عکاسی آنالوگ که توسط انسلم آدامز (Ansel Adams) و فرد آرچر (Fred Archer) در سال ۱۹۳۹ تدوین شد. این سیستم به عکاس اجازه میدهد با اندازهگیری دقیق نور بخشهای مختلف صحنه و پیشبینی رفتار فیلم و کاغذ، درجات تیرگی و روشنایی تصویر نهایی را پیش از فشردن دکمه شاتر پیشتجسم (Previsualization) و کنترل کند.
دامنه(محدوده) دینامیکی Dynamic range
تنوع نوری بین تیرهترین و روشنترین قسمتهای ثبت شده در یک تصویر. به عبارت دیگر دامنهای از تاریکی و روشنی که یک دوربین قادر به ثبت آن است. تیرهترین و روشنترین رنگها به ندرت سیاه خالص یا سفید خالص هستند. دوربینها معمولاً دامنه دینامیکی کمتری نسبت به چشم انسان دارند.
وضوح یا شارپنس (Sharpness)
کیفیت بصری ثبت جزئیات دقیق و مرزهای مشخص میان عناصر مختلف در یک عکس. شارپنس مفهومی مطلق در اپتیک نیست، بلکه حاصل برهمکنش دو فاکتور اصلی یعنی قدرت تفکیکپذیری (Resolution) و کنتراست لبهها (Acutance) است.
Vignetting
به کاهش روشنایی یک تصویر در امتداد کنارههای آن اشاره دارد. این افکت اغلب چشم بیننده را به قسمت مرکزی روشن تر تصویر میکشاند و در شکلهای شدید وغیر طبیعی آن، این تصور را ایجاد میکند که تصویر از طریق یک سوراخ یا تلسکوپ مشاهده میشود.
فلِـر لنز (Lens Flare)
ایجاد هالههای نوری، لکههای هندسی، خطوط درخشان یا کاهش عمومی کنتراست و اشباع رنگی تصویر که ناشی از بازتابش غیرمستقیم نور شدید میان سطوح مختلف عدسیهای درون لنز است.
هود لنز (Lens Hood)
افزونهای محافظتی و فیزیکی بر روی لنز که با مهار و مسدود کردن زاویههای تابش نورِ خارج از فریم، از ورود شعاعهای نوری مزاحم به داخل عدسی و شکل گیری لنز فلر جلوگیری کرده و کیفیت بصری تصویر را حفظ میکند.
کلوین (Kelvin / با علامت K)
واحد سنجش دما در مقیاس مطلق علمی است، اما در عکاسی و تصویربرداری برای اندازهگیری دمای رنگ نور (Color Temperature) استفاده میشود. فهم مفهوم کلوین به شما کمک میکند تا رنگها را در شرایط نوری مختلف بهدرستی هدایت کرده و تنظیمات تراز سفیدی (White Balance) دوربین خود را بهدقت کنترل کنید.
تراز سفیدی ( White balance )
تراز سفیدی در عکاسی دیجیتال به فرآیند تنظیم رنگها برای واقعیتر به نظر رسیدن اشاره دارد. رنگ سفید بسته به دمای رنگ نوری که به آن میتابد میتواند آبی یا زرد به نظر برسد. با تنظیم تراز سفیدی، میتوانید اطمینان حاصل کنید که سفید به نظر سفید میرسد و سایر رنگ ها به طور دقیق در تصویر نشان داده می شوند.
اصطلاحات و واژگان تخصصی در بخش نگهدارندهها و پایههای عکاسی
سه پایه (Tripod)
پایه سه شاخه متحرک یا ثابت برای نگهداری دوربین در موقعیتهای نوردهی طولانی، عکاسی منظره، استودیو و جلوگیری از لرزش دست.
تک پایه (Monopod)
پایهای تکشاخه و سبک با قابلیت حمل بالا برای کاهش وزن تجهیزات سنگین و حفظ تعادل در عکاسی ورزشی و حیات وحش.
سر سهپایه / هد (Tripod Head)
قطعه رابط بین سهپایه و دوربین که زاویه، جهت و حرکت دوربین را کنترل میکند.
بالهد (Ball Head)
نوعی سر سهپایه با مکانیزم گویمانند برای تغییر سریع و آزادانه زاویه دوربین در تمامی جهتها.
هد سه جهته / پَن و تیلت (3-Way / Pan-Tilt Head)
هدی با اهرمهای مجزا برای کنترل دقیق حرکت افقی (Pan) و عمودی (Tilt).
گیمبال هد (Gimbal Head)
هد تخصصی لنزهای تلهفوتو و سنگین جهت خنثیسازی وزن و امکان تعقیب نرم سوژههای متحرک.
صفحه کفشک / کوئیک ریلیز (Quick Release Plate)
پلاک فلزی یا پلاستیکی متصل به زیر دوربین جهت اتصال و جداسازی سریع از سهپایه.
آیا شما به همه این تجهیزات نیاز دارید؟ به احتمال زیاد اینچنین نخواهد بود اما برای اینکه با اطمینان بیشتری به جواب برسید پیشنهاد میکنیم مقاله راهنمای خرید تجهیزات عکاسی را بر روی وبسایت ما مطالعه کنید.
اصطلاحات و واژگان مربوط به شناخت نور، تجهیزات نورپردازی و شکلدهندههای نور / مدیفایرها (Lighting & Modifiers)
نور محیط (Ambient Light)
کیفیت، شدت و جهت کلی نور طبیعی (مانند نور خورشید، ماه، آسمان ابری) یا نور مصنوعی موجود در مکان (مانند لامپهای فلورسنت، تابلوهای نئون، چراغهای خیابانی و لوسترها) که فضای بصری زمینه را شکل میدهد. عکاس در مواجهه با نور محیطی کنترل مستقیمی روی تنظیم منبع نور ندارد و باید پارامترهای دوربین یا موقعیت سوژه را با آن منطبق کند.
نور مداوم یا پیوسته (Continuous Light / Constant Light)
به هر منبع نوری گفته میشود که برعکس فلاش، بهصورت یکنواخت، مداوم و بدون وقفه روشن میماند و صحنه را منور میکند.این منابع نوری که پیشتر عمدتاً در سینما و فیلمبرداری کاربرد داشتند، امروزه با پیشرفت چشمگیر فناوری LED، سهم بسیار بزرگی از مارکت
عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی و عکاسی پرتره را نیز فتح کردهاند.
فلاش (Flash / Strobe)
در عکاسی، یک منبع نور مصنوعی است که برای ایجاد یک تابش نوری بسیار کوتاه، شدید و آنی (کسری از ثانیه) همزمان با باز شدن شاتر دوربین استفاده میشود.وظیفه فلاش تنها روشن کردن فضاهای تاریک نیست؛ بلکه یک ابزار قدرتمند و خلاقانه برای کنترل نور، توقف حرکت (فریز کردن) و عمقبخشیدن به سوژه است.
نور اصلی (Key Light)
مهمترین و قویترین منبع نور در یک چیدمان نورپردازی که زاویه، کیفیت (نرم یا تند بودن) و شدت نوردهی اصلی سوژه را مشخص میکند. تمام منابع نوری دیگر (مانند نور پرکننده/Fill Light یا نور پسزمینه/Backlight) بر اساس موقعیت، زاویه و نسبت شدت نور اصلی تنظیم و سنجیده میشوند.
نور پرکننده (Fill Light)
منبع نوری ثانویه در چیدمان نورپردازی که شدت آن کمتر از نور اصلی است و هدف آن هدایت یا حذف سایههای تند و عمیقی است که نور اصلی روی سوژه یا پسزمینه ایجاد کرده است؛ بدون آنکه خود سایه جدیدی تولید کند یا ساختار اصلی سایهروشن صحنه را برهم بزند.
فلاش داخلی دوربین (Built-in Flash / Pop-up Flash)
فلاش کوچکی است که مستقیماً درون بدنه دوربین تعبیه شده و معمولاً در قسمت بالایی بدنه (روی منشور یا بالای لنز) قرار دارد. این فلاش در حالت اتوماتی دوربین، هنگام نیاز بهصورت دستی یا خودکار بیرون میآید (Pop-up) و نوری سریع به صحنه میتاباند.
اسپیدلایت / فلاش رو دوربینی (Speedlight / On-Camera Flash)
فلاشهای کوچک و قابل حملی که روی هاتشو (Hot Shoe) یا کفشک بالای دوربین یا بهصورت اکسترنال استفاده میشوند.
کفشک فلاش (Hot shoe )
نقطه نصب روی دوربین برای فلاش یا سایر لوازم الکترونیکی. معمولاً در بالای بدنه دوربین قرار دارد.
فلاش استودیویی / استروب (Strobe / Studio Flash)
منابع نور مصنوعی قوی با برق شهری یا باتری بزرگ برای نورپردازی کنترلشده استودیویی.
رینگ فلاش (Ring Flash)
یا فلاش حلقهای نوعی منبع نور تخصصی دایرهایشکل است که مستقیماً روی دهانه لنز دوربین متصل میشود تا محور تابش نور کاملاً منطبق بر محور دید لنز قرار گیرد. در این چیدمان، لنز دوربین دقیقاً از میان سوراخ مرکزی حلقه نور عکاسی میکند. این ساختار اپتیکی منحصربهفرد، نوری کاملاً متقارن، بیسایه و بدون جهت تولید میکند.
نورسنج دستی Light meter
دستگاهی که برای اندازهگیری دقیق یک منبع نور یا مقدار نور در یک فضا استفاده میشود. نورسنجهای دستی جدید عموما مجهز به فلاش متر هم هستند.
فلاشمتر (Flash Meter)
ابزاری دستی و تخصصی برای اندازهگیری دقیق شدت نور و میزان نوردهی (Exposure) فلاش در عکاسی است. این دستگاه بهویژه هنگام استفاده از فلاشهای استودیویی یا اسپیدلایتها کاربرد دارد، زیرا نورسنج داخلی دوربین تنها قادر به سنجش «نور مداوم یا پیوسته یا ثابت» محیط است و نمیتواند نور آنی و لحظهای فلاش را پیش از شلیک اندازهگیری کند.
کلوینمتر (Kelvin Meter) یا کالرمتر (Color Meter)
ابزاری دستی و سنجشی تخصصی در عکاسی و تصویربرداری حرفهای است که برای اندازهگیری دقیق دمای رنگ نور (Color Temperature) بر حسب کلوین و همچنین میزان انحراف رنگی (Green/Magenta Shift) منابع نوری موجود در محیط به کار میرود.برخلاف فلاشمتر یا نورسنجهای معمولی که تنها «شدت نور» (مقدار نوردهی) را میسنجند، کلوینمتر «کیفیت و رنگ نور» را آنالیز میکند.
سافتباکس (Softbox)
شکلدهنده مستطیل یا مربع شکل نوری که با پخش کردن نور فلاش، سایههای بسیار نرم و یکنواختی روی سوژه ایجاد میکند.
چتر عکاسی (Umbrella)
یکی از ابتداییترین شکلدهندههای نور که نور فلاش را پهن، خنثی و نرم میکند.انواع آن عبارتند از:
چتر رفلکتیو / بازتابی (Reflective Umbrella)
چتری با لایه داخلی نقرهای، طلایی یا سفید که نور فلاش به داخل آن بازتابانده شده و نوری هدایتشدهتر و با کنتراست مشخص به سمت سوژه میتاباند.
چتر شوتتُرو / عبوری (Shoot-Through Umbrella)
چتری پارچهای و نیمهشفاف و سفید که فلاش از پشت به آن میتابد و نور مانند یک دیفیوزر بزرگ و نرم از آن عبور کرده و سوژه را روشن میکند.
چتر یا سافتباکس پارابولیک (Parabolic Reflector / Umbrella)
شکلدهنده عمیق سهمیگون که نور را بسیار موازی، متمرکز و در عین حال نرم پخش میکند و نوری با کنتراست زیبا و پرتاب بالا ایجاد میسازد.
رفلکتور (Reflector)
صفحه بازتابدهنده نور (سفید، نقرهای، طلایی) برای بازگرداندن نور به بخشهای تاریک سوژه و پر کردن سایهها.
دیفیوزر (Diffuser)
لایهای نیمهشفاف که جلوی منبع نور سخت قرار میگیرد تا شدت آن را کاهش داده و نور را نرم کند.
گرید / زنبوری (Grid)
شبکه مشبکی روی منابع نور برای محدود کردن پراکندگی نور و تمرکز آن بر نقطهای مشخص.
اسنوت (Snoot)
مخروطی نصبی روی فلاش برای ایجاد باریکه نوری بسیار متمرکز و نقطهای.
بیوتی دیش (Beauty Dish)
شکلدهنده کاسهای فلزی با دیسک مرکزی که نوری نیمهسخت و بسیار زیبا با کچلایت گرد در چشم سوژه برای
عکاسی پرتره و مد ایجاد میکند.
تریگر یا رادیو فلاش (Flash Trigger / Radio Trigger)
ابزاری الکترونیکی است که ارتباط بیسیم میان دوربین و فلاشهای اکسترنال (مانند اسپیدلایتها یا فلاشهای بزرگ استودیویی) را برقرار میکند تا هنگام فشردن دکمه شاتر، فلاشها بهطور همزمان و بدون نیاز به اتصال سیم شلیک شوند.این فرستنده و گیرنده به عکاس اجازه میدهد فلاش را از روی بدنه دوربین جدا کرده (Off-Camera Flash) و در هر زاویه یا فاصلهای قرار دهد تا نورپردازی حجمی، خلاقانه و حرفهای ایجاد کند.
سرعت همگامسازی فلاش (Flash Sync Speed)
حداکثر سرعت شاتری که دوربین میتواند در آن بهطور کامل با فلاش هماهنگ شود (معمولاً ۱/۲۰۰ یا ۱/۲۵۰ ثانیه).
کچلایت (Catchlight)
یا برق چشم به بازتاب منبع نور در قرنیه چشم سوژه گفته میشود. این نقطه روشن کوچک، یکی از زیبا ترین عناصر در عکاسی پرتره است؛ چرا که به چشمها عمق، درخشش و «حیات» میبخشد.چشم بدون کچلایت، تخت، تاریک و بیروح (مات) به نظر میرسد و حس عدم ارتباط عاطفی یا حتی بیحالی را به مخاطب منتقل میکند.
اسامی و اصطلاحات مربوط به فیلترهای مورد استفاده در عکاسی (Photographic Filters)
فیلتر پلاریزه (Polarizing Filter / CPL)
حذف بازتابهای ناخواسته از سطوح غیرفلزی (آب و شیشه) و افزایش کنتراست و غلظت رنگ آسمان و پوشش گیاهی.
فیلتر ND / تراکم خنثی یا فیلتر کاهنده (Neutral Density Filter)
فیلتر خاکستریرنگ برای کاهش حجم نور ورودی بدون تغییر رنگ، جهت نوردهی طولانی در روز یا استفاده از دیافراگمهای باز.
فیلتر کاهنده تدریجی (Graduated ND Filter)
فیلتر نیمهتیره و نیمهشفاف برای متعادل کردن نوردهی در مناظری با آسمان بسیار روشنتر از زمین
فیلتر UV / محافظ (UV / Protective Filter)
فیلتر شفاف جذبکننده اشعه ماوراء بنفش و محافظت از عدسی جلویی لنز در برابر ضربه و گرد و غبار.
فیلتر کلوزآپ (Close-up Filter / Macro Filter)
که با نامهای لنز نزدیککننده (Close-up Lens) یا دیوپتر (Diopter) نیز شناخته میشود، سادهترین، سبکترین و اقتصادیترین ابزار برای تبدیل یک لنز معمولی به یک لنز شبهماکرو است.این فیلتر مانند یک عینک مطالعه عمل میکند؛ دقیقاً مانند یک عدسی همگرا (محدب) روی رزوه جلویی لنز بسته میشود و به دوربین اجازه میدهد تا در فاصلهای بسیار نزدیکتر از «حداقل فاصله فوکوس استاندارد لنز» روی سوژه فوکوس کند.
فیلتر مربعی یا کشویی (Square / Rectangular Filter System)
ابزاری حرفهای در عکاسی (بهویژه عکاسی چشمانداز، معماری و استودیو) است که برخلاف فیلترهای پیچی دایرهای، روی رزوه جلویی لنز پیچ نمیشود؛ بلکه به وسیله یک نگهدارنده (Holder) و حلقههای رابط (Adapter Rings) جلوی لنز نصب میگردد.مزیت مهم این فیلترها در این نکته نهفته است که بر روی لنزهای با سایزهای دهانه مختلف قابل نصب هستند.
اسامی و اصطلاحات تخصصی نوردهی و تصویربرداری
نوردهی بیش از حد ( Overexposure ) و نوردهی کم (underexposure )
به مواردی اطلاق میشود که نور بیش از حد یا نور بسیار کم به سنسور دوربین برسد. در نوردهی بیش از حد، سوژهها بیش از حد روشن و رنگ پریده به نظر میرسند، و در نوردهی کم عکس ها تاریک میشوند.
نوردهی طولانی (Long Exposure)
تکنیک باز نگه داشتن شاتر برای چند ثانیه یا دقیقه جهت ثبت رد حرکت مانند حرکت آب، ابرها یا نور خودروها.بخصوص در
عکاسی از آسمان شب کاربرد دارد.
حالت بالب (Bulb Mode)
تنظیمی در سرعت شاتر (معمولاً در حالت نوردهی دستی / Manual) که در آن، زمان بازماندن پرده شاتر نه بر اساس ثانیههای پیشفرض دوربین، بلکه بر اساس مدت زمان فشردن مکانیکی یا الکترونیکی دکمه شاتر توسط عکاس تعیین میشود؛ با اولین فشار دکمه شاتر باز شده و با رها کردن یا فشار مجدد، شاتر بسته میشود. این قابلیت برای انجام نوردهیهای طولانی مورد استفاده قرار میگیرد.
براکتینگ (Bracketing)
گرفتن چند عکس متوالی از یک صحنه با تنظیمات نوردهی یا وایت بالانس متفاوت برای اطمینان از ثبت دقیقترین تصویر یا ترکیب آنها.
عکاسی اچدیآر (HDR - High Dynamic Range)
تکنیک ترکیب چند عکس با نوردهیهای مختلف (تیره، معمولی، روشن) برای ثبت جزئیات کامل در سایهها و روشناییها.
عکاسی پانوراما (Panoramic Photography)
تکنیکی در عکاسی است که از طریق ترکیب چند تصویر متوالی یا استفاده از لنزها و تجهیزات خاص، تصویری با زاویه دید بسیار عریض (Horizontal or Vertical FOV) ثبت میکند که بهمراتب از زاویه دید طبیعی چشم انسان یا لنزهای واید معمولی گستردهتر است.نسبت ابعاد (Aspect Ratio) در عکسهای پانوراما معمولاً ۲:۱، ۳:۱ یا حتی بیشتر است و برای ثبت چشماندازهای وسیع طبیعی، معماری شهری و فضاهای داخلی وسیع کاربرد دارد.
عکاسی پنینگ (Panning)
تکنیک تعقیب سوژه متحرک با دوربین همگام با سرعت حرکت آن، بهطوری که سوژه شفاف و واضح و پسزمینه کشیده و تار ثبت شود.
فوکوس استکینگ (Focus Stacking)
عکاسی متوالی با نقاط فوکوس متفاوت و ترکیب آنها در نرمافزار برای دستیابی به عمق میدان بسیار زیاد (در عکاسی ماکرو و عکاسی تبلیغاتی کاربرد دارد).
هیستوگرام (Histogram)
نموداری گرافیکی که پراکندگی پیکسلهای تاریک، خاکستری و روشن تصویر را نشان میدهد و دقیقترین ابزار ارزیابی نوردهی تصویر است.
فاصله هایپرفوکال (Hyperfocal Distance)
دقیقترین فاصله فوکوس که در یک دیافراگم مشخص، حداکثر عمق میدان ممکن از نصف آن فاصله تا بینهایت را شفاف میسازد.
دکلانشور / ریموت شاتر (Shutter Release / Remote Control)
ابزاری سیمی یا بیسیم برای چکانیدن شاتر بدون لمس بدنه دوربین جهت جلوگیری از لرزش دست.
زاویه دید Point of View
موقعیت دیداریای که از آن سوژه را میبینیم. تغییر ارتفاع، فاصله یا جهت دوربین میتواند معنای تصویر و رابطه بیننده با سوژه را تغییر دهد.
نمای نزدیک یا کلوزآپ (Close-up / CU)
یکی از مهمترین و کارآمدترین نماها در زبان بصری سینما، عکاسی و مستندساری است که در آن، کادر بر روی یک سوژه مشخص (معمولاً چهره انسان، یا یک شیء/جزئیات خاص) متمرکز میشود تا تمام توجه بیننده را به خود جلب کند.
در کلوزآپ، پسزمینه و حواشی صحنه از اهمیت افتاده یا حذف میشوند تا روانشناسی سوژه، حس عاطفی یا جزئیات کلیدی برجسته شود.
نوردهی مضاعف یا دابل اکسپوژر (Double Exposure)
تکنیکی در عکاسی است که در آن دو یا چند تصویر مجزا روی یک فریم (فیلم یا سنسور) روی هم ثبت میشوند تا یک تصویر ترکیبی ایجاد کنند. در این تکنیک، لایههای نوری دو عکس با یکدیگر ترکیب میشوند؛ بهطوری که بخشهای تاریک تصویر اول، تصاویر و فرمهای عکس دوم را درون خود جذب میکنند.
تایملپس (Time-lapse)
تکنیکی جالب در عکاسی و فیلمبرداری است که در آن، فریمهای عکس با فاصلههای زمانی مشخص (از چند ثانیه تا چند دقیقه یا ساعت) ثبت میشوند و سپس با سرعت استاندارد ویدیو (مثلاً ۲۴ یا ۳۰ فریم بر ثانیه) پخش میگردند. نتیجه این کار، سرعت یافتن رویدادهای بسیار کند در زمان کوتاه است؛ بهطوری که حرکاتی مانند حرکت ابرها در آسمان، طلوع و غروب خورشید، باز شدن گلها، یا حرکت ستارگان و گذر ترافیک شهری بهصورت زنده و سریع دیده میشوند.
پیکسل سوخته (Dead Pixel)
به ترانزیستور یا فوتودیود آسیبدیدهای روی سنسور دوربین (یا صفحه نمایش/LCD) گفته میشود که قدرت پردازش و ثبت نور را بهکلی از دست داده و دیگر هیچ سیگنال الکتریکی تولید نمیکند. در نتیجه، این نقطه در تمام تصاویر ثبتشده (یا روی نمایشگر) همیشه به رنگ سیاه مطلق دیده میشود.
اصطلاحات و واژگان مربوط با مباحث نظری، فلسفی و زیباییشناسی در عکاسی
سوژه (Subject)
موضوع، انسان، شیء یا رویدادی که در ظاهر عکس عکاسی میشود و توجه اولیه را جلب میکند.
ابژه (Object)
سوژه هنگامی که به یک کالا، هدفِ مطالعه یا پدیدهای مادی و عینی تبدیل میشود؛ نحوه برخورد فلسفی با آنچه جلوی دوربین قرار دارد.
پونکتوم (Punctum)
مفهومی از رولان بارت جزئیات نادانسته یا جرقهای عاطفی در عکس که بیننده را شخصاً تکان داده و درگیر میکند.
استودیوم (Studium)
از رولان بارت؛ دامنه علاقهمندی عمومی، تاریخی، فرهنگی و آگاهیبخش کلی یک عکس بدون ایجاد احساسات شدید در مخاطب.
لحظه قطعی (Decisive Moment)
نظریه آنری کارتیه برسون؛ لحظه همزمانی کامل در فرم، معنا و ترکیببندی عکس که در کسری از ثانیه اتفاق میافتد.
عکاسی مینیمال (Minimalist Photography)
رویکردی در عکاسی که در آن عکاس با استفاده از حداقل عناصر بصری (مانند خط، فرم، رنگ، بافت و فضای منفی)، فریم خود را ترکیببندی میکند. در عکاسی مینیمال، عناصر مزاحم و ثانویه حذف میشوند تا توجه، تمرکز و خوانش بیننده تماماً معطوف به یک سوژه، ساختار یا مفهوم مرکزی گردد.
میزانسن (Mise-en-scène)
چیدمان عناصر جلوی دوربین شامل سوژهها، نور، دکور و آکسسوار (بهویژه در عکاسی صحنهپردازیشده).
نگاه / خیرگی (The Gaze)
رابطه قدرت، اشتیاق و جنسیت در عکاسی (مانند نگاه مردانه یا نگاه استعماری) میان عکاس، سوژه و بیننده.
بازنمایی (Representation)
بازآفرینی واقعیت از طریق ساختارهای نشانهشناختی و ایدئولوژیک، فراتر از انعکاس ساده جهان.
نشانهشناسی (Semiotics)
تحلیل عکس بهجای یک تصویر ساده، بهعنوان سیستمی از نشانهها (دال و مدلول) برای کشف لایههای پنهان معنا.
دال و مدلول (Signifier & Signified)
- دال: فرم فیزیکی و بصری نشانه در عکس.
- مدلول: مفهوم، معنا یا تفسیری که دال در ذهن بیننده ایجاد میکند.
فرم و محتوا (Form & Content)
تعامل میان عناصر بصری و ساختاری (فرم) با پیام و درونمایه فکری عکس (محتوا).
عکس بهعنوان شیء (Materiality of Photography)
توجه به جنبه فیزیکی، چاپی و مادی عکس فراتر از تصویر مجازی روی صفحه نمایش.
کادربندی بهعنوان انتخاب (Framing as Selection)
برشی آگاهانه توسط عکاس از واقعیت که او تصمیم میگیرد چه چیزی داخل کادر/ معنا قرار گیرد و چه چیزی حذف شود.
واقعنمایی / ایهام واقعیت Verisimilitude
قدرت عکاسی در متقاعد ساختن بیننده به اینکه آنچه میبیند عین واقعیت تاریخی است.
هاله / هاله اصالت (Aura)
مفهومی از والتر بنیامین؛ اصالت و حضور منحصربهفرد اثر هنری که در عصر تکثیر مکانیکی/دیجیتالی دستخوش تغییر میشود.
دلالت صریح و دلالت ضمنی (Denotation & Connotation)
- دلالت صریح: توصیف اولیه و عینی آنچه در عکس دیده میشود.
- دلالت ضمنی: معانی فرهنگی، نمادین و استعاری پنهان در عکس.
پیکتوریالیسم Pictorialism
یکی از جریانهای مهم عکاسی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که تلاش میکرد عکاسی را بهعنوان یک هنر زیبا تثبیت کند. در
پیکتوریالیسم، کیفیتهای زیباشناختی، نور، بافت، نرمکردن جزئیات و گاهی دستکاری چاپ اهمیت زیادی داشتند.
عکاسی مستقیم Straight Photography
رویکردی که بر ثبت روشن، دقیق و بدون دستکاری شدید سوژه تأکید دارد. در آن ویژگیهای خودِ عکاسی مانند جزئیات، نور، فرم و وضوح تصویر ارزش هنری پیدا میکنند.
هنر عکس بنیان، هنر مبتنی بر عکس (Photo-Based Art / Photo-Based Media)
رویکردی ساختارگرایانه و پستمدرن که در آن عکس، نه به عنوان یک محصول نهایی و بازنمایی صرف از واقعیت، بلکه به عنوان ماده اولیه (Raw Material) برای خلق اثر هنری استفاده میشود. در
هنر عکسبنیان، هنرمند تصویر عکاسانه را با سایر رسانهها مانند نقاشی، طراحی، کلاژ، مجسمهسازی، متن، چاپ دستی یا دستکاریهای دیجیتالی ترکیب میکند.
عینیت Objectivity
ایدهای که بر مشاهده و ثبت واقعیت با کمترین دخالت شخصی یا تفسیری تأکید میکند. در عکاسی، عینیت همواره نسبی است، زیرا انتخاب سوژه، کادر، زاویه و لحظه بر تصویر اثر میگذارد.
ذهنیت Subjectivity
تأثیر نگاه، تجربه، احساس و انتخابهای شخصی عکاس بر تصویری که تولید میشود. این مفهوم یادآوری میکند که عکس صرفاً بازتاب بیطرفانه واقعیت نیست.
واقعگرایی Realism
رویکردی هنری که به بازنمایی جهان و زندگی روزمره و نزدیکشدن به تجربه واقعیت اهمیت میدهد. در عکاسی، واقعگرایی میتواند به ظاهر طبیعی و باورپذیر تصویر یا به تلاش برای ثبت جنبههای واقعی زندگی اشاره داشته باشد.
نمایه Index
در نشانهشناسی، نشانهای که میان آن و چیزی که به آن اشاره میکند رابطهای واقعی یا علت و معلولی وجود دارد. عکس به دلیل فرایند نوری ثبت تصویر، اغلب بهعنوان نمونهای مهم از نشانه نمایهای در نظر گرفته میشود.
نمایهمندی Indexicality
ویژگی عکس که آن را به رویداد، شیء یا لحظهای واقعی که در برابر دوربین قرار داشته پیوند میدهد. همین رابطه یکی از دلایل اصلی باورپذیری و قدرت مستندکنندگی عکس است.
شمایل / آیکون Icon
در نشانهشناسی، نشانهای که به دلیل شباهت با موضوع خود معنا پیدا میکند. تصویر عکاسانه به دلیل شباهت ظاهری با سوژه، یکی از نمونههای مهم این مفهوم است.
نماد Symbol
نشانهای که معنای آن بیشتر بر قراردادها، فرهنگ و توافقهای اجتماعی استوار است تا شباهت ظاهری یا رابطه مستقیم با موضوع. بسیاری از عناصر موجود در عکس میتوانند در یک فرهنگ معنای نمادین پیدا کنند.
دلالت Signification
فرآیندی که طی آن یک تصویر یا نشانه معنا تولید میکند. در عکاسی، آنچه دیده میشود میتواند علاوه بر معنای ظاهری، معناهای فرهنگی و اجتماعی دیگری نیز ایجاد کند.
ارجاعیت Referentiality
رابطه عکس با چیزی خارج از خود؛ یعنی اینکه تصویر به یک شخص، شیء، مکان، رویداد یا لحظه مشخص در جهان واقعی اشاره میکند.
اثر واقعیت Reality Effect
توانایی تصویر در ایجاد این احساس که آنچه دیده میشود واقعی، طبیعی و قابلباور است. عکاسی به دلیل شباهت و رابطهاش با جهان واقعی، قدرت زیادی در ایجاد چنین اثری دارد.
حقیقت عکاسانه Photographic Truth
باوری که عکس را شاهدی قابل اعتماد از واقعیت میداند. این مفهوم در نظریه عکاسی محل بحث است، زیرا عکس همزمان میتواند واقعیت را ثبت کند و از طریق انتخاب و قاببندی آن را شکل دهد.
ابهام Ambiguity
وجود بیش از یک معنای ممکن در یک عکس، بهگونهای که تصویر را نتوان به یک تفسیر قطعی محدود کرد. ابهام میتواند از ترکیببندی، زمینه، حذف اطلاعات یا رابطه میان عناصر ایجاد شود.
زمانمندی Temporality
بررسی رابطه عکس با زمان؛ از لحظه ثبت و توقف یک رویداد تا گذشتهای که عکس حفظ میکند و آیندهای که بیننده از تصویر تصور میکند.
مرگپذیری Mortality
ارتباط عکس با گذر زمان، فناپذیری و مرگ. از آنجا که عکس میتواند لحظهای از گذشته را حفظ کند، اغلب یادآور این واقعیت است که انسانها و موقعیتهای ثبتشده تغییر میکنند یا از میان میروند.
حضور / غیاب Presence / Absence
رابطه میان چیزی که عکس نشان میدهد و چیزهایی که خارج از قاب قرار گرفتهاند یا دیگر وجود ندارند. عکس میتواند همزمان حضور یک لحظه و غیاب آن لحظه در زمان حال را یادآوری کند.
ردپا Trace
اثر یا نشانهای که از یک رویداد، شیء یا حضور باقی مانده است. عکس را میتوان نوعی ردپای نوری از چیزی دانست که در برابر دوربین قرار گرفته است.
تصادف عکاسانه Photographic Chance
نقش اتفاق و پیشبینیناپذیری در شکلگیری عکس؛ مانند ورود ناگهانی یک فرد به کادر، تغییر نور یا رخدادی که عکاس از پیش طراحی نکرده است.
عکاس بهمثابه مؤلف Photographer as Author
نگاهی که عکاس را صرفاً ثبتکننده واقعیت نمیداند، بلکه برای او در انتخاب موضوع، زاویه، لحظه، کادر، مجموعه و شیوه ارائه تصویر نقش خلاقانه و مؤلفانه قائل است.
مؤلفیت Authorship
میزان و شیوه دخالت و نقش خلاقانه عکاس در شکلگیری اثر. این مفهوم در عکاسی به پرسشهایی درباره انتخاب، نیت، سبک شخصی و مسئولیت هنرمند مربوط میشود.
عاملیت Agency
توانایی عکاس، سوژه یا حتی خود تصویر برای اثرگذاری بر فرایند تولید و دریافت معنا. در عکاسی، عاملیت میتواند به این پرسش مربوط باشد که چه کسی تصمیم میگیرد چه چیزی چگونه دیده شود.
صحنهسازی Staging
طراحی یا تنظیم آگاهانه عناصر مقابل دوربین پیش از ثبت عکس؛ مانند قرار دادن افراد، اشیا، نور، لباس و دکور برای ساختن تصویری از پیش طراحیشده.
دستکاری تصویر Image Manipulation
هر نوع تغییر عمدی در تصویر پس از ثبت یا در فرایند تولید آن که ظاهر یا معنای عکس را تغییر دهد. این کار میتواند از اصلاحات ساده تا تغییرات اساسی را شامل شود.
فتومونتاژ Photomontage
ساخت یک تصویر از ترکیب دو یا چند عکس یا بخشهایی از تصاویر مختلف.
فتومونتاژ بهویژه در هنر آوانگارد و رویکردهای انتقادی و سیاسی اهمیت پیدا کرده است.
دادائیسم Dadaism
جریانی آوانگارد در هنر اوایل قرن بیستم که با قواعد و ارزشهای رایج هنر مخالفت میکرد. هنرمندان دادائیست از عکس، کلاژ و فتومونتاژ برای ایجاد تصاویر غیرمتعارف و گاه انتقادی استفاده کردند.
سوررئالیسم Surrealism
جنبشی هنری که به رویا، ناخودآگاه، امر غیرمنطقی و ترکیبهای غیرمنتظره علاقه داشت. عکاسی سوررئالیستی از امکانات دوربین، چاپ و دستکاری برای ساخت تصاویر غیرعادی استفاده کرد.
ساختارگرایی (Structuralism)
جریان فکری، علمی و روششناختی بزرگی است که در نیمه اول قرن بیستم (با محوریت زبانشناسی) شکل گرفت و در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بر علوم انسانی، زبانشناسی، مردمشناسی، تحلیل متن و نظریه هنر و عکاسی حاکم شد.هدف اصلی ساختارگرایی، کشف الگوها و ساختارهای زیربنایی، ناخودآگاه و پنهانی است که به پدیدههای فرهنگی، زبان و تصاویر معنا میبخشند.
پساساختارگرایی (Post-structuralism)
جریان نظری و فلسفی نوینی است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ در فرانسه و در واکنش به محدودیتهای جدی «ساختارگرایی (Structuralism)» شکل گرفت.این جریان تفکر که تأثیری عمیق بر تئوری هنر، نقد عکس، نشانه شناسی بصری و تاریخ عکاسی گذاشت، ادعای ساختارگرایان مبنی بر وجود ساختارهای ثابت، علمی، عینی و جهانی برای درک متنها، عکسها و فرهنگ را به چالش کشید.
عکاسی پستمدرن Postmodern Photography
رویکردی گسترده که با ایدههایی مانند بازاستفاده از تصاویر موجود، تردید نسبت به اصالت و مؤلفیت، ترکیب سبکها و نقد شیوههای سنتی بازنمایی ارتباط دارد.
باهاوس Bauhaus
مدرسه و جریان مهم هنری و طراحی در قرن بیستم که بر ارتباط هنر، طراحی، معماری و عملکرد تأکید داشت. تجربههای آن در عکاسی به نگاههای جدید، فرمهای هندسی و استفاده خلاقانه از نور و زاویه دید کمک کرد.
عکاسی انتزاعی Abstract Photography
رویکردی که در آن موضوع قابل تشخیص اهمیت کمتری پیدا میکند و فرم، خط، سطح، بافت، نور و رنگ به عناصر اصلی تصویر تبدیل میشوند.
عکاسی مستند Documentary Photography
رویکردی که با ثبت افراد، رویدادها و شرایط اجتماعی یا تاریخی، به مشاهده و روایت جهان واقعی میپردازد.
عکاسی مستند میتواند هم جنبه اطلاعرسانی داشته باشد و هم تفسیری و شخصی باشد.
عکاسی خیابانی Street Photography
عکاسی از زندگی و موقعیتهای روزمره در فضاهای عمومی، معمولاً با تأکید بر لحظههای پیشبینینشده، رفتار انسانها و روابط میان افراد و محیط.
پرسهزنی (Flânerie)
مفهومی تئوریک، مدرن و ادبی-فلسفی است که به سنجش رفتارِ پرسهزن یا فلائنور (Flâneur) میپردازد؛ فردی که بدون مقصدی مشخص، بیهدف و صبورانه در خیابانها و فضاهای شهری قدم میزند تا نبض حیات اجتماعی، رفتارهای انسانی و جزئیات پنهان شهر را مشاهده و ثبت کند.این مفهوم که بنیان نظری، تحلیلی و روانیِ اصلی «
عکاسی خیابانی» (Street Photography) و عکاسی مستند شهری محسوب میشود، نخستینبار در قرن نوزدهم میلادی و با مدرنیزه شدن شهرهایی چون پاریس شکل گرفت.
عکاسی اجتماعی Social Photography
عکاسی با تمرکز بر زندگی، شرایط و مسائل اجتماعی انسانها. این رویکرد میتواند برای ثبت زندگی روزمره، نابرابری، تغییرات اجتماعی یا تجربه گروههای مختلف به کار رود.
عکاسی انسانگرایانه Humanist Photography
رویکردی که بر انسان، زندگی روزمره، روابط انسانی و تجربههای مشترک زندگی تمرکز دارد و معمولاً به مشاهده صمیمی و همدلانه جهان اجتماعی علاقهمند است.
فتوژورنالیسم Photojournalism
استفاده از عکس برای گزارش و روایت رویدادهای خبری و مسائل جاری. در این حوزه، رابطه میان تصویر، اطلاعات، زمان و مسئولیت عکاس اهمیت ویژهای دارد.
عکاسی صحنهپردازیشده Staged Photography
عکاسیای که در آن صحنه، افراد یا اشیا آگاهانه برای دوربین طراحی و تنظیم میشوند. هدف
عکاسی صحنه پردازی شده میتواند ساختن یک روایت، بیان یک ایده یا ایجاد فضایی غیرواقعی باشد.
عکاسی روایی Narrative Photography
استفاده از یک عکس یا مجموعهای از عکسها برای روایت یک داستان، موقعیت یا تجربه. روایت ممکن است مستقیم و قابل تشخیص یا باز و وابسته به تفسیر بیننده باشد.
نیو توپوگرافیکس / مکاننگاری جدید (New Topographics)
جنبش عکاسی منظره با نگاهی بیطرفانه، عینی و غیرروستایی به فضاهای ساخت بشر. جریانی مهم در عکاسی منظره در دهه ۱۹۷۰ که به جای منظرههای باشکوه و رمانتیک، به فضاهای معمولی و تغییرکرده به دست انسان، مانند حاشیه شهرها، جادهها و مناطق صنعتی توجه کرد.
مجموعه عکس (Photo Series / Photographic Essay / Body of Work)
به گروهی از تصاویر گفته میشود که بر اساس یک موضوع، روایت، ایده تفکری، مفهوم فلسفی یا زیباییشناسی مشترک در کنار یکدیگر چیده شدهاند تا اثری یکپارچه و فراتر از یک تکعکس مستقل ایجاد کنند. با مطالعه مقاله
مجموعه عکس چیست؟ میتوانید اطلاعاتتان را در این زمینه به روزتر کنید.
تکعکس (Single Image / Standalone Photograph)
یک عکس منفرد است که باید تمامی بار معنایی، روایی، فرمی و زیباشناختی خود را بهتنهایی و بدون اتکا به تصاویر قبل و بعد یا توضیحات متنی وابسته حمل کند.اگر مجموعه عکس را به یک «رمان» یا «مقاله بلند» تشبیه کنیم، تکعکس حکم یک «هایکو»، «شعر کوتاه» یا یک «جمله کلامی درخشان» را دارد که در یک لحظه (لحظه قطعی) تمام هستی خود را به بیننده عرضه میکند.در دنیای حرفهای و نظری عکاسی، خلق مجموعه عکس گام اصلی عبور عکاس از «تکعکسهای اتفاقی» به سمت «تفکر نشانهشناختی، روایتگری و بیان هنری هوشمندانه» است.
عکاسی کاندید (Candid Photography) یا عکاسی بیهوا / بیژست
به شیوهای از عکاسی گفته میشود که در آن سوژه از حضور دوربین بیخبر است یا چنان در فعالیت خود غرق شده که توجهی به عکاس ندارد. در این رویکرد، عکاس هیچگونه مداخلهای در صحنه نمیکند، ژستدهی یا نورپردازی مصنوعی ساختگی اعمال نکرده و لحظات را کاملاً طبیعی، فیالبداهه و بدون دستکاری ثبت میکند.عکاسی کاندید زبانی است برای ثبت «حقیقتِ بیتکلف» رفتارهای انسانی و مواجههای مستقیم با بیان حالات واقعی روحی و فیگورهای طبیعی بدن.
اسنپشات (Snapshot) یا عکس فوری/سرسری
به عکسی گفته میشود که بهسرعت، بهصورت غیررسمی، بدون برنامهریزی قبلی و معمولاً بدون در نظر گرفتن دقیق قواعد کادربندی، نورپردازی یا فوکوس ثبت میشود. هدف اصلی اسنپشات، ثبت سریع یک لحظه، یادگاری، خاطره یا رویداد خرد در زندگی روزمره است.اگرچه در ابتدای تاریخ عکاسی، واژه اسنپشات در میان عکاسان آتلیهای و آکادمیک لحنی تحقیرآمیز داشت و اشاره به عکسهای آماتوری و بیکیفیت میکرد، اما در طول قرن بیستم و با ظهور عکاسی مدرن و پستمدرن، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین استایلهای بصری و نظری در عکاسی تبدیل شد.
تصاحب / اقتباس تصویری Appropriation
استفاده دوباره از تصاویر موجود و قرار دادن آنها در زمینهای تازه برای ایجاد معنای جدید یا نقد معنای قبلی. این رویکرد بهویژه در هنر پستمدرن اهمیت پیدا کرد.
عکاسی مفهومی (Conceptual Photography)
رویکردی که در آن ایده یا مفهوم نقش اصلی را دارد و عکس وسیلهای برای بیان آن ایده است؛ بنابراین اهمیت اثر الزاماً به زیبایی یا کیفیت فنی تصویر محدود نمیشود.
داستانگویی بصری (Visual Storytelling)
استفاده آگاهانه و ساختاریافته از عناصر بصری (شامل ترکیببندی، نور، فرم، رنگ، لحظه، زاویه دید و روابط میان عناصر) برای درگیر کردن ذهنی و عاطفی بیننده؛ بهگونهای که مخاطب بتواند خط روایی، زمان، زمینه، تعارض (Conflict) و ماهیت انسانی موجود در تصویر را درک و بازخوانی کند.
Pictures Generation
جریانی هنری در اواخر دهه ۱۹۷۰ و دهه ۱۹۸۰ که به استفاده دوباره از تصاویر رسانههای جمعی، تبلیغات، سینما و فرهنگ عامه علاقه داشت و شیوههای تولید و بازنمایی تصویر را مورد پرسش قرار میداد.
پساعکاسی Post-Photography
اصطلاحی برای بحث درباره وضعیت عکاسی در دوره دیجیتال و شبکهای؛ دورهای که تولید، ویرایش، تکثیر و انتشار تصاویر بسیار آسان شده و مرز میان عکس، تصویر دیجیتال و تصاویر تولیدشده با فناوریهای جدید کمرنگتر شده است.
تصویر شبکهای Networked Image
تصویری که در محیط شبکهای و دیجیتال تولید، توزیع، بازنشر و تغییر میکند. در این وضعیت، یک عکس میتواند بارها و در زمینههای مختلف دیده و بازتفسیر شود.
خاطره Memory
رابطه عکس با یادآوری گذشته. عکس میتواند به حفظ خاطرات شخصی و جمعی کمک کند، اما همزمان میتواند نحوه بهیادآوردن یک رویداد را نیز شکل دهد.
نوستالژی Nostalgia
احساس دلتنگی یا علاقه عاطفی نسبت به گذشته که میتواند از طریق موضوع، رنگ، کیفیت، بافت یا شیوه ارائه عکس ایجاد شود.
هستیشناسی تصویر عکاسانه Ontology of the Photographic Image
بحثی فلسفی درباره ماهیت عکس و رابطه آن با واقعیت. یکی از پرسشهای اصلی این است که آیا عکس صرفاً تصویری از جهان است یا به دلیل فرایند ثبت نوری، رابطهای ویژه با واقعیت دارد.
ارزش آیینی Cult Value
مفهومی از والتر بنیامین درباره ارزشی که یک اثر به دلیل جایگاه آیینی، خصوصی یا اصالت و حضور خاص خود پیدا میکند؛ در برابر ارزشی که از امکان نمایش گسترده اثر ناشی میشود.
ارزش نمایشی Exhibition Value
مفهومی از والتر بنیامین که بر ارزش یک اثر به دلیل امکان دیدهشدن و نمایش آن تأکید دارد. با تکثیر مکانیکی، ارزش نمایشی آثار هنری افزایش مییابد.
تصویر تکنیکی Technical Image
مفهومی از ویلم فلوسر برای اشاره به تصاویری که با استفاده از دستگاهها و فناوریهایی مانند دوربین تولید میشوند. این مفهوم به رابطه میان انسان، دستگاه و برنامهای که دستگاه بر اساس آن کار میکند توجه دارد.
راههای دیدن Ways of Seeing
ایدهای که نشان میدهد دیدن تصاویر صرفاً دریافت اطلاعات بصری نیست و تجربه، فرهنگ، موقعیت اجتماعی و زمینه ارائه تصوی فرهنگ لغات عکاسی: فرایندهای تاریخی چاپ و عکاسی بدون دوربین.
اصطلاحات و واژگان مربوط به فرآیندهای تاریخی چاپ عکس
داگرئوتایپ Daguerreotype
یکی از نخستین فرآیندهای موفق عکاسی که در دهه ۱۸۳۰ معرفی شد. تصویر مستقیماً روی صفحه نقرهاندود ایجاد میشد و جزئیات بسیار بالایی داشت. هر داگرئوتایپ معمولاً تصویری یکتا بود و نگاتیو قابل تکثیر ایجاد نمیکرد.
کالوتایپ / تالبوتایپ Calotype / Talbotype
فرایندی که ویلیام هنری فاکس تالبوت در دهه ۱۸۴۰ توسعه داد و از نگاتیو کاغذی برای تولید تصویر استفاده میکرد. اهمیت آن در امکان تهیه چندین نسخه مثبت از یک نگاتیو بود.
سیانوتایپ Cyanotype
فرآیندی با استفاده از نمکهای آهن که تصویری آبیرنگ ایجاد میکند. این روش نسبتاً ساده و کمهزینه بود و بعدها در کاربردهای هنری، علمی و فنی نیز استفاده شد.
آمبروتایپ Ambrotype
فرآیندی مبتنی بر شیشه که در آن یک نگاتیو شیشهای کلودیونی با زمینه تیره به شکل تصویر مثبت دیده میشود. در میانه قرن نوزدهم رواج داشت و معمولاً تصویری یکتا تولید میکرد.
تینتایپ Tintype
فرآیندی که تصویر در آن روی یک صفحه فلزی پوششدادهشده ایجاد میشد. نسبتاً ارزان و مقاوم بود و بهویژه برای پرترههای مردم عادی کاربرد داشت.
چاپ آلبومن Albumen Print
روش مهم چاپ عکاسی در قرن نوزدهم که از آلبومین سفیده تخممرغ برای پوشش کاغذ استفاده میکرد و تصاویر دقیق و نسبتاً براق ایجاد میکرد.
چاپ نمکی Salt Print
یکی از نخستین روشهای چاپ مثبت روی کاغذ که با نمک و ترکیبات نقره انجام میشد. چاپ حاصل معمولاً مات و دارای ظاهری نرم بود.
پلاتینوتایپ / چاپ پلاتین Platinum Print
فرآیند چاپ با ترکیبات پلاتین که به دامنه تونال گسترده، جزئیات ظریف و دوام بالا شناخته میشود و در عکاسی هنری اهمیت دارد.
پالادیوم پرینت Palladium Print
فرآیندی شبیه چاپ پلاتین که از ترکیبات پالادیوم استفاده میکند و معمولاً سطحی مات و تونهای نرم ایجاد میکند.
ژلاتین نقرهای Gelatin Silver Print
یکی از رایجترین روشهای چاپ عکاسی قرن بیستم که مواد حساس به نور را در لایهای ژلاتینی حاوی نمکهای نقره قرار میدهد. بسیاری از عکسهای سیاهوسفید کلاسیک با این روش چاپ شدهاند.
کربن پرینت Carbon Print
فرآیندی برای ساخت تصویر با رنگدانه و ژلاتین که میتواند تونهای غنی و سطحی خاص ایجاد کند و دوام بالایی داشته باشد.
چاپ انتقال کربن Carbon Transfer
روشی که در آن لایهای از ژلاتین حاوی رنگدانه از سطحی موقت به کاغذ نهایی منتقل میشود و امکان کنترل دستی تصویر را فراهم میکند.
چاپ بایکرومات صمغی Gum Bichromate
فرآیند چاپ دستی با صمغ عربی، رنگدانه و دیکرومات. امکان دستکاری لایههای رنگی باعث محبوبیت آن در عکاسی هنری و پیکتوریالیستی شده است.
واندایک براون Van Dyke Brown
فرآیند چاپ دستی با رنگ قهوهای گرم که بر پایه ترکیبات آهن و نقره انجام میشود و در چاپهای هنری و تجربی کاربرد دارد.
لیت پرینت Lith Print
نوعی چاپ با استفاده از فرایند لیتوگرافیک که میتواند کنتراست بالا، دانههای مشخص و تونهای ویژهای ایجاد کند و ظاهری گرافیکی به تصویر بدهد.
سیپرینت / چاپ کروموژنیک C-Print / Chromogenic Print
روش رایج چاپ رنگی آنالوگ که در آن تصویر با استفاده از مواد حساس به نور و لایههای رنگی ایجاد میشود.
نگاتیو کاغذی Paper Negative
نگاتیوی که به جای شیشه یا فیلم روی کاغذ حساس به نور ایجاد میشود و در دورههای اولیه تاریخ عکاسی، بهویژه در کالوتایپ، اهمیت داشت.
نگاتیو شیشهای Glass Negative
صفحه شیشهای پوشیدهشده با ماده حساس به نور که بهعنوان نگاتیو استفاده میشود و امکان ثبت جزئیات زیادی را فراهم میکرد.
فرآیند کلودیون تر Wet Collodion Process
فرآیندی قرن نوزدهم که در آن کلودیون حساسشده روی شیشه قرار میگرفت و صفحه باید در حالت مرطوب نوردهی و ظهور میشد. به ثبت جزئیات زیاد شهرت داشت.
فرآیند صفحه خشک Dry Plate
صفحه عکاسی آمادهای که ماده حساس به نور آن پیش از استفاده روی شیشه قرار گرفته بود و برخلاف کلودیون تر، نیاز به آمادهسازی فوری و مرطوب نداشت.
واژگان و اصطلاحات مرتبط با عکاسی بدون دوربین و فرآیندهای آلترناتیو تولید تصویر
عکاسی بدون دوربین Cameraless Photography
مجموعه روشهایی برای تولید تصویر عکاسانه بدون استفاده از دوربین. فتوگرام، لومن پرینت و برخی فرایندهای تجربی در این حوزه قرار میگیرند.
فتوگرام Photogram
تصویری که بدون استفاده از دوربین و با قرار دادن اشیا مستقیماً روی سطح حساس به نور و نوردهی آن ایجاد میشود. شکل، سایه و شفافیت اشیا مستقیماً در تصویر اثر میگذارند.
فتوگراوور Photogravure
فرآیندی برای تبدیل یک تصویر عکاسانه به یک صفحه چاپی گود که سپس برای چاپ روی کاغذ استفاده میشود. در کتابهای هنری، مجلات و چاپهای هنری تاریخی اهمیت داشته است.
فتولیتوگرافی Photolithography
فرآیندی که از نور و مواد حساس به نور برای انتقال یک تصویر یا طرح به سطح لیتوگرافی استفاده میکند و بیشتر در چاپ و بازتولید تصویر اهمیت دارد.
فتوژنیک دراوینگ Photogenic Drawing
یکی از تجربههای اولیه ویلیام هنری فاکس تالبوت برای ساخت تصویر با قرار دادن اشیا روی کاغذ حساس به نور؛ از پیشینههای مهم فتوگرام و عکاسی بدون دوربین است.
لومن پرینت Lumen Print
تصویری که با قرار دادن اشیا، گیاهان یا مواد شفاف روی کاغذ عکاسی و قرار دادن آن در معرض نور ایجاد میشود. نتیجه به شکل اشیا، مدت تماس و شرایط نور وابسته است.
فتوگرام انتزاعی Abstract Photogram
نوعی فتوگرام که هدف آن بیشتر بررسی فرم، سایه، بافت، شفافیت و ترکیببندی است تا بازنمایی قابل تشخیص اشیا.
فتوگرام سیانوتایپ Cyanotype Photogram
ترکیب فتوگرام با فرآیند سیانوتایپ؛ اشیا روی سطح حساس قرار میگیرند و پس از نوردهی، رد آنها به صورت تصویری آبیرنگ ظاهر میشود.
سولاریزاسیون Solarization
فرآیندی که در آن تصویر در جریان ظهور یا پردازش نوری به شکل خاصی تحت تأثیر نور قرار میگیرد و بخشی از تونهای آن معکوس یا دگرگون میشود.
اثر ساباتیه Sabattier Effect
اثری در فرآیند ظهور که بر اثر نوردهی دوباره ماده حساس به نور در مرحله ظهور ایجاد میشود و میتواند مرزهای روشن و تیره و حالتی شبیه هاله ایجاد کند.
فتوگلیپتوگرافی Photoglyptography
یکی از روشهای تاریخی برای تبدیل اطلاعات تصویری حاصل از عکاسی به سطحی برجسته و قابل چاپ که در تاریخ فناوریهای بازتولید تصویر اهمیت دارد.
سخن پایانی و گامهای بعدی
دانشی که در این راهنما مرور کردید، بنیان و الفبای ورود به دنیای حرفهای عکاسی است. اما الفبا زمانی معنا پیدا میکند که به جادوی «تکنیـک» و «تجربه عملی» پیوند بخورد. اکنون که با مفهوم اصطلاحات مهم عکاسی، از اجزا و تنظیمات دوربین گرفته تا مفاهیم پیچیدهتر زیباییشناسی، نشانه شناسی و فرآیندهای تاریخی، آشنا شدید، زمان آن رسیده است که این دانش نظری را در میدان عمل بکار ببندید. پیشنهاد میکنم با تمرینهای مداوم، عکاسی در ژانرهای مختلف، از پرتره و عکاسی طبیعت گرفته تا عکاسی مفهومی و مستند و ... مطالعه متون مهم نوشته شده در زمینه عکاسی و تحلیل عکسهای اساتید بزرگ، پلهپله سواد بصری و مهارتهای عملی خود را ارتقا داده و البته فراموش نکنید که تکنیکها، فرمولها و مفاهیم نظری، همگی ابزارهایی در خدمت «نگاه و دیدگاه منحصربهفرد شما» هستند؛ ابزارهایی که به شما قدرت میدهند تا جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که «شما» میبینید و میاندیشید، ثبت کنید.
ما در مدرسه عکاسی آرتسنس همواره در تلاشیم تا با ارائه آموزشهای اصولی و تحلیلهای عمیق، در تمام مراحل این مسیر هنری همراه شما باشیم.
با آرزوی موفقیت و ثبت عکسهایی ماندگار
علی میراسماعیلی
مدیر آموزش مدرسه عکاسی آرتسنس